خانه » ادبیات » معنی بیت ” طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری “

معنی بیت ” طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری “

درباره معنی و مفهوم بیت طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری، غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم

معنی بیت " طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری "

در ادامه با معنی و مفهوم این بیت زیبا از وحشی بافقی آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

معنی و مفهوم بیت

طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری

غلط می‌گفت خود را کشتم و درمانِ خود کردم

مهجوری: دوری

معنی: یعنی پزشک به من گفت دوری (از معشوق) دردی است که هیچ درمانی ندارد. اما او اشتباه می گفت! من درمانی برای این دردم پیدا کردم و آن مرگ است!

۱- یعنی عاشق اگر به وصال معشوق خود نرسد، این درد دوری کم کم او را از پا می اندازد. ممکن است عاشق ظاهرا نمیرد ولی گویا روحش از این درد مرده است.

۲- درد دوری از کسی که او را دوست داری، دردی است که هیچ پزشکی نمی تواند آن را درمان کند. مگر می توان دردی را که در روح و جان انسان نفوذ کرده با دارو درمان کرد؟

۳- عاشق، درمان خود را در کشته شدن خود در راه عشق می بیند.

شعر کامل

چه ها با جانِ خود دور از رخ جانان خود کردم

مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم

طبیبم گفت: درمانی ندارد دردِ مهجوری

غلط می‌گفت خود را کشتم و درمانِ خود کردم

مگو وقتی دلِ صد پاره‌ای بودت کجا بردی؟

کجا بردم؟ ز راهِ دیده در دامان خود کردم

ز سر بگذشت آبِ دیده‌اش از سرگذشتِ من

به هر کس شرحِ آبِ دیدهٔ گریان خود کردم

ز حرفِ گرم وحشی آتشی در سینه افکندم

به او اظهارِ سوز سینهٔ سوزان خود کردم

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.