خانه » ادبیات » معنی بیت ” جور استاد به ز مهر پدر “

معنی بیت ” جور استاد به ز مهر پدر “

همه چیز درباره معنی و مفهوم بیت جور استاد به ز مهر پدر

جور استاد به ز مهر پدر یعنی چه؟

در ادامه با معنی و مفهوم بیت بر سر لوح او نبشته به زر، جور استاد به ز مهر پدر از جناب سعدی آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

جور استاد به ز مهر پدر یعنی چه؟

۱- یعنی سخت‌گیری هایی که یک معلم خوب و باسواد در مسیر علم آموزی به شاگردانش انجام می دهد، بهتر از برخی آسان‌گیری ها و راحت طلب باور آوردن فرد است.

۲- خوب بودن تنبیه استاد نسبت به مهر پدر ( یا والدین) مربوط به داستانی است که معلم باسواد اما کم حوصله ای به دانش آموزان درس می داد. اخلاق و روش معلم به گونه ای بود که اگر کسی تکالیفش را انجام نمی داد به شدت او را تنبیه می کرد. دانش آموزان نیز از او فراوان می ترسیدند و حساب می بردند.

تا اینکه کم کم از دست معلم به ستوه آمدند و نتوانستند تحملش کنند! شکایت معلم را نزد پدر و مادر خویش بردند! پدرهایی که دلشان نمی آمد فرزندشان کتک بخورد، با هم قرار گذاشتند و فرزند خود را به مکتب خانه دیگری بردند که معلم مهربانی در آن تدریس می کرد.

بقیه دانش آموزان نیز که شرایط تغییر مکتب خانه را نداشتند مجبور شدند پیش همان استاد تندخو بمانند. از قضا در مکتب خانه دیگر که استاد مهربان مشغول درس دادن بود، چون بیش از حد صبور و حلیم بود و کم سخن می گفت، شاگردان از این ساده گیری های بیش از حد معلم سوء استفاده می کردند و به درس گوش نمی دادند و به سر و کله هم می زدند!

به قول سعدی که در گلستان آورده:

کودکان را هیبت استاد نخستین از سر برفت و معلم دومین را اخلاق ملکی دیدند و یک یک دیو شدند. به اعتماد حلم او ترک علم دادند. اغلب اوقات به بازیچه فرا هم نشستندی و لوح درست ناکرده در سر هم شکستندی.

استاد معلم چو بود بی آزار

خرسک بازند کودکان در بازار

پایان سال، نتیجه آن شد کلاس استادی که شاگردان را در صورت کم کاری تنبیه می کرد، مطالب را به خوبی آموخته بودند و از ترس هم که شده به خوبی درسشان را از بر بودند! اما شاگردان استاد صبور و بی تفاوت، جز اندکی از درس نیاموختند…!

پیرمردی ظریف جهاندیده گفت:

پادشاهی پسر به مکتب داد

لوح سیمینش بر کنار نهاد

بر سر لوح او نبشته به زر

جور استاد به ز مهر پدر

نتیجه:

۱- گاهی اگر استادی باسواد است باید از علم او بهره برد و سخت گیری هایش را تحمل کرد تا به نتیجه خوبی در راه کسب علم رسید.

۲- در این داستان هردو استاد کامل نبودند؛ یکی باسواد بود و تندخو، دیگری کم سواد و بیش از حد صبور!

استاد باید هم باسواد باشد هم مهربان، تا بتواند در قلب شاگردان جای گیرد و سخنانش تاثیرگذار باشد. همچنین در هر چیزی باید متعادل بود. استادی که بیش از حد به شاگردان آسان می گیرد و کاری با آنها ندارد، خیلی ها از این موقعیت سوء استفاده می کنند و درس نمی خوانند. و حتی بدتر اینکه، برخی حد و حدود خودا با معلم رعایت نمی کنند و شاید بی احترامی هم کنند!

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *