مهارت نوشتاری

توصیف حس و حال برداشتن یک ظرف داغ

توصیف ساده و انشا در مورد حس و حال برداشتن یک ظرف داغ

انشا در مورد حس و حال برداشتن یک ظرف داغیک روز ظهر در خانه تنها بودم. غذایم را برای گرم کردن، روی گاز گذاشتم تا سریعتر غذایم را بخورم و به مدرسه بروم. چند دقیقه بعد در حالیکه با گوشی ام کار می کردم، سراغ غذایم رفتم تا آن را از روی شعله گاز بردارم. انقدر حواسم پرت بود که یادم رفت دستگیره را بردارم و بدون دستگیره، قابلمه داغ را برداشتم.

ادامه مطلب...

توصیف حس و حال بوی سیر

توصیف ساده و انشا در مورد بوی سیر

حس و حال بوی سیر

سیر بوی خوبی دارد اما وقتی که بوی آن از دهان نیاید! دیروز که مادرم آش می پخت، بوی سیر فضای خانه را معطر کرده بود و واقعا هم بوی قشنگی داشت. من در پختن آش به مادرم کمک می کردم حتی خیلی از سیر ها را خودم خرد کردم.

ادامه مطلب...

یک بند درباره صدای زنگ آخر

توصیف ساده و انشا در مورد صدای زنگ آخر

یک بند درباره صدای زنگ آخرروز سخت و خسته کننده ای را در مدرسه سپری کرده بودیم. چون هر زنگ یک امتحان داشتیم! زنگ آخر که دیگر فقط خدا خدا می کردیم هرچه زودتر زنگ آخر بخورد و یک نفس راحتی بکشیم. من مدرسه و دوستانم را خیلی دوست دارم و خستگی آن روز من در مدرسه نشان دهنده نفرت من از مدرسه نیست.

ادامه مطلب...

یک بند درباره قطره بارانی هستید که از ابری چکیده اید

انشا درباره قطره بارانی هستید که از ابری چکیده اید

یک بند درباره قطره بارانی هستید که از ابری چکیده ایدمن اگر قطره ی بارانی بودم که از ابری به زمین می چکیدم، به رودخانه ای پر آب می رفتم که به قطره های زلال آب می پیوستم یا اینکه مسیرم را چنان متمایل می کردم که در دل گلبرگی تشنه فرو روم و رفع عطشش کنم.

ادامه مطلب...

منظور ” از دست دادن فرصت موجب پشیمانی و اندوه است ” یعنی چه

مفهوم جمله از دست دادن فرصت موجب پشیمانی و اندوه است از امام علی علیه السلام

حدیث از دست دادن فرصت موجب پشیمانی و اندوه استامیرالمؤمنین (ع) فرمود: از دست دادن فرصت موجب پشیمانی و اندوه است. ما در زندگی فرصت های زیادی داریم که اگر بتوانیم از این فرصت ها به خوبی استفاده کنیم پشیمانی و غصّه‌ای نداریم، ولی اگر ما فرصت ها را از دست بدهیم موجب پشیمانی و غصّه و اندوه می‌شود. این کلام در عین اینکه بسیار کوتاه است امّا از نظر ادبی و بیان، بسیار فصیح و بلیغ و پُر معنا است.

ادامه مطلب...

داستان گاوی که شیر کاکائو می داد

داستان زیبای گاوی که شیر کاکائو میداد!

داستان گاوی که شیر کاکائو می دادروزی در مزرعه ای، میهمانی ای بین گاوها برگزار شده بود که میزبان این میهمانی گاو قهوه ای رنگی بود که از گاوهای دیگر پذیرایی می کرد. گاو قهوه ای هنگام پذیرایی به گاوها شیر کاکائو داد و آن ها از خوردن آن بسیار لذت بردند ولی ندانستند که چرا این شیر، قهوه ای است بخاطر همین گاو را مسخره کردند و گفتند شیرش هم مانند رنگ بدنش قهوه ای است!

ادامه مطلب...

یک بند درباره تیم والیبال کلاس ما

توصیف ساده و انشا در مورد تیم والیبال کلاس ما

تیم والیبال کلاس ما

تیم والیبال کلاس ما خیلی قوی و قدرتمند است. یک روز در مدرسه مان مسابقه والیبال بین کلاس های مختلف مدرسه مان برگزار شده بود. قبل از آغاز مسابقه کلی تمرین کرده بودیم و حسابی خودمان را برای رقابت بزرگ آماده کرده بودیم. بزرگترین نیرویمان که امید و شجاعت بود را تقویت کردیم و همگی با شور و نشاط به زمین مسابقه راهی شدیم.

ادامه مطلب...
web hit counter