تحقیق در مورد عزت نفس

با واژه عزت نفس بیشتر آشنا شوید + تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس

تحقیق در مورد عزت نفسعزت نفس چیست؟

عزت نفس، باور و اعتقادی است که فرد، درباره ارزش و اهمیت خود دارد. عزت نفس، يكي از پايه هاي اساسي شخصيت آدمي و باعث ميل انسان به افتخار و سربلندي است. عزت نفس مايه آزادگي و والايي همت است. عزت مندان هرگز به ذلت و بندگي ديگران تن نمي دهند و سرمايه شرافت و آزادگي خود را با هيچ قيمتي معامله نمي كنند.

عزت نفس از طرفي براي تمام افراد يكي از بزرگ ترين فضيلت هاي اخلاقي است و از طرف ديگر، محرك آدمي در اجراي ديگر برنامه هاي اخلاقي تلقي مي شود. به عبارت ديگر، شرافت نفس افزون بر آن كه خود از نظر فردي صفتي نيكوست، مي تواند ضامن اجراي ديگر صفات پسنديده در محيط خانواده و اجتماع نيز به شمار آيد.

معنای عزت نفس در اسلام

عزّت، در لغت، به معنای شکست ناپذیری است. «عزیز» یکی از صفات خداوند است که در قرآن، ذات پاک خدا ۹۲ بار با این صفت یاد شده است. عزّت، در مورد انسان نیز از همین ریشه سرچشمه می گیرد و به معنای حفظ آبرو و شخصیّت، و عدم کرنش و دریوزگی در برابر صاحبان زر و زور و تزویر است که یک نوع شکست ناپذیری است.

چنین عزّتی را قطعاً در پرتو ارتباط محکم با صاحب عزّت مطلق، خدای عزیز، قدرتی که با داشتن آن هرگز اسیر و ذلیل هوا و هوس نمی شویم و در برابر طاغوت درون و برون سرخم نمی کند، می توان به دست آورد؛ به قول اقبال لاهوری:

آدم از بی بصری بندگی آدم کرد

گرچه خود داشت ولی نذر قباد و جم کرد

یعنی از خوی غلامی ز سگان پست تر است

من ندیدم که سگی پیش سگی قد خم کرد

حقیقت عزّت در درجة نخست، در دل و جان انسان ظاهر می شود و او را از خضوع و سازش و خودباختگی در برابر طاغیان و یاغیان باز می دارد. و چنین خصلتی از خصال جوان مردان غیور است. مرز بین عزّت و تکبّر باریک است. از این رو، گاهی موجب اشتباه می شود و افرادی که خوی متکبّران دارند، آن را با عزّت نفس اشتباه می گیرند. گاهی نیز بعضی، به اشتباه عزّت برخی را به عنوان تکبّر آنان تصور می نمایند.

مرز بین ذلّت و تواضع نیز نزدیک است. باید موارد هرکدام را شناخت. شخصی به امام حسین(ع) عرض کرد: در تو تکبّر وجود دارد. آن حضرت در پاسخ فرمود: «بزرگی و کبریایی مخصوص ذات پاک خداست، ولی در من عزّت وجود دارد که خداوند می فرماید:

و لله العزّة و لرسوله و للمؤمنینعزّت مخصوص خدا و رسول او، و مؤمنان است“. (سوره منافقون آیة ۸)

عوامل کاهش یا افزایش عزت نفس

این باور درست نیست که گمان کنیم عزت نفس صرفاً استعدادی است که به ما داده شده بلکه بر خلاف آن عزت نفس یک دارایی است که در طول زمان به دست می‌آید و نشانگر یک دستاورد است. عزت نفس توسط هر دو عوامل بیرونی و درونی تعیین می‌شود:

  • عوامل درونی

این عوامل توسط خود فرد ایجاد می‌شود و ریشه در افکار، باورها، عادت‌ها و رفتارهای او اعم از تمریناتی که برای کاشت رفتارهای جدید در خودش می‌کند، دارد.

  • عوامل بیرونی

این عوامل ریشه در محیط دارد: پیام‌های کلامی و غیرکلامی که فرد از دیگران دریافت می‌کند و شیوه تربیت او توسط خانواده، معلمان، مدرسه و فرهنگ جامعه.

تفاوت عزت نفس و اعتماد به نفس

اعتماد به نفس” آگاهي داشتن به استعدادها، توانمندي‌ها، ارزش انساني خود و جايگاهي كه هر كس در اين دنيا دارد، و اتكا به آن نيروها و استعدادهاي دروني و سعي و تلاش بر طبق آن است؛ اما “عزت نفس” حالت شكست ناپذيري، قوت و توان مقاومت و دوري از ذلت و احساس ارزشمندي است، كه به انسان كمك مي كند تا در برابر سختي ها و ناملايمات زندگي ايستادگي كرده و به پيروزي و سر بلندي دست يابد، و به آساني تحت تاثير افكار و عملكرد منفي ديگران واقع نشود. در واقع افراد با عزت نفس بالا شجاع و نترسند و از غير خدا نمي هراسند.

عزت نفس با خدا محوري محقق مي شود و وصل به امور مادي و غير مادي است و اعم است؛ ولي اعتماد به نفس در فرهنگ غربی، انسان محور و اخص است. انسان در صورتي مي‌تواند حالت عزت نفس را در خويش ايجاد كند كه ارتباط قلبي و معنوي با خدا برقرار، و به دستورهاي الهي عمل كند. اما اعتماد به نفس شناخت و تقويت نيروي هاي دروني و بهره گيري از كمك هاي الهي (توكل بر خدا) محقق مي‌شود.

اما بايد توجه داشت كه اعتماد به نفس ريشه در خودشناسي و عزت نفس دارد. يعني انسان با تأمل در خود با نقاط قوت ضعف خود آشنا مي‌شود. و اگر واقع بين باشد ، هر چند نقاط ضعف هم داشته باشد، می‌‌‌تواند با تكيه بر آن دسته از توانايي‌هاي خود و توكل به خدا به قله‌هاي پيشرفت دست يابد.

راه‌های تقویت عزت نفس از نظر قرآن و روایات

۱- اطاعت خداوند

آيت الله جوادي آملي، نخستين مانع عزت نفس را تمرد و طغيان در برابر خدا مي داند. كسي كه خوي سركش دارد، نمي تواند به عزت نفس برسد. تا كسي خود را محتاج خدا نداند و به عنوان عبد احساس نكند، صلاحيت شركت در مدرسه تكريم الهي را ندارد و اين نخستين مانع است كه بايد برطرف شود. قرآن كريم نيز در اين باره مي فرمايد: «كلا ان الانسان ليطغي ان رآه استغني؛ (علق ۷۹۶) همين كه خود را بي نياز بپندارد.»

از آن رو كه عزت، مخصوص خداست، پس هر كس خواهان عزت حقيقي است، بايد از راه اطاعت و بندگي خدا به آن برسد. اطاعت و بندگي، راهي است براي ارتباط با عزيز بي همتا، امام علي(ع) در اين باره فرموده اند: «هر كه اطاعت خدا كند، عزت يابد و قوي شود.»

در مقابل، نافرماني خداوند، موجب ذلت انسان در دنيا و آخرت مي شود. قوم بني اسرائيل با وجود آن همه نعمت كه خداوند به آن ها ارزاني داشته بود، ناسپاسي كردند و گوساله پرست شدند، خداوند در برابر گناه بزرگ آن ها، عذاب سختي فرستاد تا غضب پروردگار را ببينند و طعم ذلت را در اين دنيا بچشند. خداوند در قرآن مي فرمايد: «خدا مهر ذلت و فقر را بر پيشاني آن ها زد.» (بقره ۶۱)

۲- تقواي الهي

تقوا، پوششي است كه انسان را از آلودگي حفظ مي كند؛ زيرا تقوا به معناي حفظ و نگهداري از هر چيزي است كه به انسان ضرر و زيان برساند. پيامبر اكرم(ص) فرمود: «هر كه مي خواهد با عزت ترين مردمان باشد، تقواي الهي پيشه كند.»

تقوا و نگهداري نفس، سرافرازي مي آورد، راه را به انسان نشان مي دهد و نيز او را بزرگ و ارجمند و از اسارت آزاد مي كند. اميرالمومنين(ع) فرموده اند: «تقوا، عزت مي بخشد و تبهكاري، ذليل مي كند»

۳- گفتار نيک

قرآن كريم ضمن اين كه عزت را مخصوص خداوند، رسول(ص) و مومنان مي داند، راه رسيدن به آن را چنين تشريح مي كند: «سخنان پاكيزه به سوي او صعود مي كند و عمل صالح آن را بالا مي برد.» (فاطر ۱۰)

پاكيزگي سخن، به پاكيزگي محتواي آن است و پاكيزگي محتواي آن به دليل مفاهيمي است كه بر واقعيت هاي عيني پاك و درخشان دلالت مي كند و چه واقعيتي بالاتر از ذات پاك خداوند و آيين حق و عدالت او، و نيكان و پاكاني كه در راه نشر آن گام برمي دارند.

۴- گسستن از غيرخدا

به همان اندازه كه انسان به خدا تكيه مي كند و از غيرخدا دوري مي ورزد، عزت مي يابد؛ زيرا عزت، مخصوص خداست. قرآن كريم مي فرمايد: «آيا كساني كه كافران را به جاي مومنان دوست خود انتخاب مي كنند، عزت و آبرو را نزد آنان مي جويند، با اين كه همه عزت از آن خداست؟» (نساء ۱۳۹)

عزت، از علم و قدرت سرچشمه مي گيرد و كساني كه قدرت و علمشان ناچيز است، نمي توانند منشا عزت باشند. لقمان حكيم براي تربيت فرزند خود، او را به انقطاع از دنيا و غيرخدا فرا مي خواند و چنين مي گويد: «پسرم… اگر خواهان آني كه همه عزت اين جهان را داشته باشي، از آنچه در دست مردم است، قطع طمع كن كه پيامبران فقط به سبب قطع طمعشان به آنچه مي بيني رسيدند.»

امام علي(ع) نيز فرمود: «ماندگاري عزت را با ميراندن طمع بجوي.»

اشتراک گذاری

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*