مینی موبایل - گوشی بند انگشتی

تحقیق درباره حرام و نمونه های آن

آشنایی با حرام و نمونه های آن

تحقیق درباره حرام و نمونه های آنحرام چیست؟

حرام، در فقه اسلامی، به عملی گفته می‌شود که ترک آن از مردم خواسته شده و انجام آن مستوجب عقاب است. حرمت، از احکام پنجگانه فقهی، و به معنای ممنوعیت انجام کار حرام است.

نمونه هایی از حرام

  • افتا (فتوا دادن) توسط غیر مجتهد
  • نجس کردن مسجد و اموال ان
  • نجس کردن قرآن و تربت و حرم پیامبر و معصومین
  • بردن نجاست به مساجد
  • تخریب یا فروش اموال مساجد
  • نوشتن قرآن با مرکب نجس
  • دادن قرآن به کافر
  • ایستادن یانشستن روی قرآن یا نام خدا
  • سجده برای غیر خدا
  • روزه یوم الشک به عنوان رمضان
  • روزه عید فطر و عید قربان
  • روزه مستحبی زن بی اجازه شوهر
  • روزه مضر به بدن
  • مخالفت با مقررات حکومت اسلامی
  • تقویت اسرائیل
  • ازدواج بامحارم
  • سفر زن بدون اجازه شوهر
  • سفر فرزند با نهی والدین
  • تماس بدنی با نامحرم
  • تجارت اشیائی که منافع حرام دارند
  • تجارت آلات موسیقی
  • معامله چیزی که به قصد حرام باشد
  • قمار و دزدی
  • ترک تعهد نذر و قسم
  • غصب مال یا حق دیگری
  • نشستن بر سفره شراب
  • استماع (گوش دادن) موسیقی مطرب
  • نبش قبر
  • استعمال مواد مخدر و دخانی
  • خوردن خاک و گل
  • خوردن مال حرام
  • فرار از جهاد
  • سحر و جادو
  • سخن چینی
  • تجسس در کار دیگران
  • دروغ گویی
  • خیانت درامانت
  • غیبت
  • کفر
  • شرک

معیارهای تشخیص حلال از حرام

۱- قلب و دلِ خودِ مؤمن

سهل بن عبداللّه را از حلال و حرام پرسیدند. گفت: حلال چیزی است که نافرمانی و معصیت خداوند در آن نباشد. اگر کسی بگوید این سخنان را بنیاد علمی هست؟ باید گفت: آری. ابونصر گفت: نافرمانی خدا را جز به اشارت قلب نمی توان دریافت. گفته پیامبر است که گفت: از دلت فتوا بخواه، هر چند فقیهان هم فتوا دهند.

***

اصل آن است که بدانی که خلق را نفرموده اند که چیزی خورند که در علم خدای تعالی حلال باشد که در طاقت کس نیاید. بلکه فرموده اند که آن خورید که پندارید حلال است تا حرامی آن پیدا نبود و این همیشه آسان است.

پس باید گفت: تمام مردمانی که با آنان سروکار داری به شش گروه تقسیم می شوند:

گروه اول: افرادی هستند که ایشان را نمی شناسی و از حلال یا حرام بودن اموالشان اطلاع نداری، خوردن طعام این گروه و استفاده از اموالشان جائز است؛ ولی اگر از آن دوری کنی، جانب ورع و احتیاط را رعایت کرده ای.

گروه دوم: افرادی هستند که ایشان را می شناسی و اهل صلاح می دانی، خوردن از طعام آنها جائز و احتیاط در مورد ایشان وسوسه ای است که باید از آن دوری کرد و اگر خودداری از خوردن غذا و استفاده از مالشان منجر به رنجش ایشان گردد، گناه محسوب می شود؛ زیرا موجب آزار و سوءظن نسبت به مردی صالح می گردد.

گروه سوم: کسانی هستند که ایشان را ستمکار یا رباخوار می دانی و برایت روشن شده است که تمام یا بیشتر اموالشان را از راه حرام و نامشروع به دست آورده اند، بر تو لازم است که از خوردن طعام و گرفتن اموالشان به طور کلی دوری کنی.

گروه چهارم: کسانی هستند که بیشتر اموالشان را حلال می دانی و در ثروتشان حرام نیز وجود دارد، مانند افرادی که به تجارت مشغولند یا اموالی از طریق ارث به ایشان رسیده است و با این حال در دستگاه شاه نیز به کار اشتغال دارند، تو می توانی از مالِ این قبیل اشخاص به تصور اینکه از اکثر ثروتشان که حلال است، به تو می بخشند، استفاده کنی؛ ولی جانب ورع و احتیاط دوری کردن از آن است.

گروه پنجم: مردمانی هستند که ایشان را نمی شناسی، ولی دارای لباس و هیأت ستمگرانند و این علامت ظاهر، ایجاب می کند که از خوردن طعامشان خودداری کنی، مگر در وقتی که درباره ایشان تحقیق و بررسی نمایی و برایت روشن شود که حقیقت ایشان به خلاف ظاهری است که مشاهده می شود.

گروه ششم: کسانی هستند که در ظاهرشان آثار و علائم ظلم دیده نمی شود؛ ولی به نظر می رسد که اهل فسق باشند و مشاهده کنی که به دیگران فحّاشی می کنند و به زنان نامحرم نظر می اندازد و خود را با سبیل های بلند و زلف های به هم پیچیده آرایش می دهند.

تو در مقابل چنین افرادی باید تحقیق کنی؛ اگر برایت معلوم شود که اینان به امور کسب و تجارت اشتغال دارند یا از طریق ارث، مالی را به دست آورده اند، در این حال استفاده از طعام و مالشان جائز است و بدون تحقیق خالی از خطر نیست؛ ولی چون علامت فسق از علامت ظلم ضعیف تر است، به نظر من، شایسته نیست که مالشان را حرام دانست؛ زیرا آنان مسلمانند و مالی را که در تصرّف دارند، مالک آن محسوب می شوند و دلیل حلال بودنش از دلیل حرمت آن که علائم فسق است، قوی تر است.

اگر شخصی ناشناخته طعامی را به تو تعارف کند، در این حال اگر از او بپرسی که از چه راهی به دست آورده است و اگر درباره او و طعامی که آورده است، از اشخاص دیگری سؤال کنی و او اطلاع حاصل کند، اذیّت و آزار بیشتری به او رسانده ای و اگر اطلاع حاصل نکند، درباره اش تجسس کرده ای و سوءظن روا داشته ای و در غیبت و تهمت زدن نسبت به او سهل انگاری کرده ای و همه این اعمال حرام است. بنابراین باید برای خودداری از خوردن طعام او راهی پیدا کنی که سبب رنجش و آزارش نگردد و اگر چنین راهی به نظرت نرسد، لازم است که غذایش را بخوری؛ زیرا به دست آوردن دل مسلمانان و خودداری از آزارشان از مراعات جنبه ورع مهم تر است.

بدان که حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله از غذای هدیه بریره [زنی صحابی] خورد و نپرسید که از کجا آورده است و هدایا به حضورش می بردند و او قبول می کرد، بدون اینکه درباره آن سؤالی بکند.

۲- اجازه شرع و فتوای فقیهان

شیخ گفت: طعام خوردن اصل است و محتاج علوم بسیار؛ از بهر آنکه مشتمل است بر مصالح دینی و دنیایی و اثر طعام خوردن به دل و قالب می رسد و قوام تن بدان منوط است… .

مهم ترین کاری در طعام خوردن، قوت حلال است و هر چه رخصت داده است، آن حلال است و اگر نه رخصت شرع بودی، طلب حلال مردمان را به رنج آوردی.

۳- رضایت کامل صاحب مال

تمیز حلال از حرام، اساسش این است که مال دیگری را حلال ندانی و از آن استفاده نکنی مگر به رضای کامل و بدون قید و شرط صاحب آن و شایسته است که چیزی را از کسی نخواهی و اگر بر حسب ضرورت خواستی، زنهار در حضور جمع از وی سؤال نکنی؛ زیرا ممکن است به سبب حیا از مردم، چیزی را ببخشد و قلبا راضی نباشد و ترجیح دهد که مالش را از دست بدهد؛ ولی خجالت را تحمّل نکند و مالی را که با زدن تازیانه به سر و صورت بگیرد با مالی که به ضرب تازیانه شرم به باطن اشخاص به دست بیاورند، چندان فرقی ندارد و هر دو مصادره به شمار می آیند.

همچنین مواظب باش، کسی به خاطر این چیزی به تو ندهد، به این طریق که تو را پرهیزکار و با تقوی تصوّر کند و مالی به تو ببخشد؛ زیرا در این حال، به شرطی آن مال حلال است که چیزی در باطنت نباشد که اگر از آن مطلع شود، از بخشیدن مال خودداری کند.

پیام های متن

۱– قلب و دل انسان مؤمن، اولین معیار تشخیص حلال از حرام است.

۲- احکام و دستورات دین و فتاوی مراجع دینی، دومین راه تشخیص حلال از حرام است.

۳- رضایت کامل صاحب مال، سومین راه تشخیص حلال از حرام است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*