انشای دانش آموزی از زبان یک لیوان آب

انشا با موضوع از زبان یک لیوان آب به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند. با دانشچی همراه باشید.
موضوع انشا از زبان یک لیوان آب
من یک لیوان آب هستم؛ ساده، شفاف و همیشه در دسترس. شاید در نگاه اول خیلی معمولی به نظر برسم، اما اگر کمی دقت کنید، میبینید که نقش مهمی در زندگی انسانها دارم.
هر روز صبح زود روی میز آشپزخانه قرار میگیرم. وقتی یکی از اعضای خانواده با چشمانی خوابآلود سراغم میآید، میدانم قرار است روزش را با من شروع کند. آب خنک درونم ریخته میشود و من با افتخار منتظر میمانم تا تشنگی را از بین ببرم.
بعضی وقتها کنار تخت قرار میگیرم. نیمهشب که کسی تشنه از خواب بیدار میشود، من همان دوستی هستم که بیصدا کمکش میکند. هیچ حرفی نمیزنم، اما حضورم آرامشبخش است. شاید کسی به من توجه نکند، اما نبودنم خیلی زود حس میشود.
روزهایی هم هست که روی میز مطالعه قرار میگیرم. کنار کتابها و دفترها میایستم و میبینم دانشآموزی خسته از درس خواندن، جرعهای از من مینوشد و دوباره انرژی میگیرد. آن لحظه احساس میکنم من هم در موفقیتش سهم کوچکی دارم. شاید بدون من تمرکز نداشته باشد.
گاهی هم سرنوشت من تلختر است. پر میشوم، اما کسی سراغم نمیآید. آب درونم گرم میشود و آخر سر در سینک خالی میشوم. آن وقت با خودم فکر میکنم چرا قدرم را ندانستند. مگر نمیدانند آب چقدر ارزشمند است؟ من دوست دارم بهموقع نوشیده شوم، نه اینکه هدر بروم.
من شاهد خیلی از لحظههای زندگی هستم؛ شادیها، خستگیها، بیماریها و حتی گریهها. وقتی کسی ناراحت است و با دست لرزان مرا برمیدارد، میفهمم حالم با حال او فرق دارد. من فقط یک لیوانم، اما آب درونم میتواند کمی آرامش بیاورد.
ای کاش آدمها بیشتر به من و همنوعانم توجه کنند. آب نعمت بزرگی است و من ظرف کوچکی هستم که این نعمت را نگه میدارم. اگر من بشکنم یا آب هدر برود، این نعمت کم میشود. دوست دارم همیشه با احترام با من رفتار شود.
در پایان، من یک لیوان آب ساده هستم، اما نقش بزرگی دارم. شاید کوچک باشم، اما بدون من زندگی سختتر میشود. پس وقتی مرا در دست میگیرید، یادتان باشد که من فقط یک لیوان نیستم؛ من حامل زندگیام.
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
دانشچی پورتال جامع تحقیق و مقاله، مطالب علمی و هنری ، وبگردی و…


