انشای دانش آموزی از زبان لباسشویی

انشا با موضوع از زبان لباسشویی به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند. با دانشچی همراه باشید.
موضوع انشا از زبان لباسشویی
من یک ماشین لباسشویی هستم؛ شاید بیجان به نظر برسم، اما هر روز با لباسهای زیادی سر و کار دارم و پر از حرفهای نگفتهام. گوشهای از خانه ایستادهام و آرام منتظرم تا نوبت کارم برسد.
هر بار که درِ من باز میشود، لباسهای کثیف یکییکی داخل میآیند. بعضیشان پر از گرد و خاکاند، بعضی بوی عرق میدهند و بعضی هم فقط کمی لک دارند. من بدون اینکه شکایتی کنم، همه را میپذیرم. کار من تمیز کردن است و از این کار احساس مفید بودن میکنم.
وقتی شروع به کار میکنم، صدای چرخشم در خانه میپیچد. آب وارد من میشود و لباسها آرامآرام میچرخند. در آن لحظهها حس میکنم در حال انجام یک ماموریت مهم هستم. میدانم که بعد از تمام شدن کارم، لباسها تمیز، خوشبو و آماده استفاده میشوند.
گاهی لباسهای کوچکی هم داخل من میآید؛ لباسهای کودکان. این لباسها پر از خاطرهاند. لکههای بازی، زمین خوردن و شیطنت روی آنها دیده میشود. وقتی آنها را میشویم، انگار بخشی از خاطرات شیرین را هم در آب حل میکنم و دوباره به زندگی برمیگردانم.
البته کار من همیشه آسان نیست. بعضی وقتها بیش از حد پر میشوم و خسته میشوم. آن وقت صدایم بلندتر میشود تا بگویم نیاز به استراحت دارم. اگر به من توجه نکنند، ممکن است اذیت شوم. نیاز دارم درست استفاده شوم تا بتوانم خوب کار کنم.
من شاهد لحظههای زیادی در خانه هستم. شادیها، عجلهها، روزهای شلوغ و حتی روزهای خستهکننده. وقتی خانواده دور هم جمع هستند و من مشغول کارم، حس میکنم بخشی از این زندگی هستم. شاید دیده نشوم، اما نبودنم خیلی زود حس میشود.
بعد از پایان کار، درم باز میشود و لباسهای تمیز بیرون میآیند. آن لحظه برای من بهترین زمان است. حس میکنم زحمتهایم نتیجه داده و توانستهام کمک کوچکی به آرامش خانه بکنم.
من یک ماشین لباسشویی سادهام، اما نقش مهمی دارم. اگر با من درست رفتار شود، میتوانم سالها کمک کنم، تا زندگی راحتتر شود. پس وقتی صدای چرخش مرا میشنوید، بدانید من در حال خدمت هستم؛ بیصدا، صبور و همیشه آماده.
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
دانشچی پورتال جامع تحقیق و مقاله، مطالب علمی و هنری ، وبگردی و…


