انشای دانش آموزی از زبان دستکش

انشا با موضوع از زبان دستکش به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند. با دانشچی همراه باشید.
موضوع انشا از زبان دستکش
من یک جفت دستکش هستم؛ نرم، گرم و همیشه آمادهام تا از دستهای صاحبم محافظت کنم.
هر روز صبح وقتی صاحبم مرا برمیدارد و دستش میکند، حس غروری در من ایجاد میشود. بعضی روزها هوا سرد است و وظیفه دارم دستها را گرم نگه دارم تا بتواند راحت بازی کند، درس بخواند یا با دوستانش بیرون برود. بعضی وقتها باران میآید و من تلاش میکنم دستها را خشک نگه دارم. در همه حال، کار من محافظت و همراهی است.
من با صاحبم جاهای زیادی رفتهام. صبحها که به مدرسه میرود، من با او هستم. عصرها در پارک بازی میکنیم و من دستهایش را از سرما و خراشها محافظت میکنم. گاهی زمین میخورد و خاک رویم مینشیند، اما ناراحت نمیشوم؛ چون میدانم کارم کمک کردن است.
هر دست من داستانی برای گفتن دارد. گاهی در جیب لباسش پنهان میشوم و منتظر میمانم تا دوباره مرا پیدا کند. بعضی وقتها مرا با خود به سفر میبرد. من با او مسیرهای زیادی را طی کردهام. هر لکه روی من، یادآور یک خاطره است؛ یک روز برفی، یک بازی هیجانانگیز یا یک روز مدرسه پر از خنده و شادی.
من شاهد بزرگ شدن صاحبم هم بودهام. اول دستهای کوچک و نازک بود و حالا بزرگتر شدهاند. من کمی تنگ شدهام، اما هنوز هم کارم را انجام میدهم. حتی وقتی گم میشوم و مدتی تنها میمانم، صبورم و منتظر میمانم تا دوباره پیدا شوم و دستها را گرم کنم.
گاهی باد و باران مرا خیس یا کثیف میکند، اما بعد از شستشو دوباره آمادهام تا با افتخار دستها را بپوشانم. من یاد گرفتهام که حتی وسایل ساده هم میتوانند نقش مهمی در زندگی داشته باشند. بدون من، روزهای سرد، سخت و ناخوشایند هستند و دستها اذیت میشوند.
من یک دستکش سادهام، اما دوست و همراه همیشگی صاحبم هستم. من نه تنها یک وسیله برای گرم نگه داشتن دستها هستم، بلکه شاهد لحظهها و خاطرات او نیز هستم. وقتی مرا میپوشد و بازی یا کار میکند، حس میکنم مفید هستم و حضورم لازم است. حتی اگر کسی به من توجه نکند، نبودنم خیلی زود حس میشود. من دستکشم؛ صبور، گرم و همیشه آماده.
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
دانشچی پورتال جامع تحقیق و مقاله، مطالب علمی و هنری ، وبگردی و…


