معنی ضرب المثل ” شتر در خواب بیند پنبه دانه “

آشنایی با ضرب المثل شتر در خواب بیند پنبه دانه

معنی ضرب المثل شتر در خواب بیند پنبه دانهدر این پست با داستان و معانی ضرب المثل ” شتر در خواب بیند پنبه دانه ” آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

معنی ضرب المثل شتر در خواب بیند پنبه دانه

۱- این ضرب المثل را به افراد خیال پرور وتن پرور بکار می برندکه همیشه در ناز هزاران رویا می سازند که اکثر مواقع در حال رویا پردازی هستند که اگر چشم باز کنند دیگر تمام می شود و دوباره به ساختن مسالک دیگر می شود .

۲- حساب های خوش خیالانه پیش خود کردن ، آرزوهای دور و دراز .

۳- این ضرب المثل در مواقعی به کار میرود که ما یخواهیم به مخاطب بفهمانیم هرگز به آرزوی خود نخواهد رسید مگر در خواب، همانطور که شتر پنبه دانه را دوست دارد اما چون در عالم واقع امکان خوردنش را ندارد در خواب با علاقه ومیل آن را مخورد.

داستان ضرب المثل شتر در خواب بیند پنبه دانه

فردی دو کوزه شیری از ده برای فروش به شهر می برد در بین راه جهت رفع خستگی گوزه ها را جلو یش به زمین می گذارد وبه درختی تکیه می دهد وکم کم به خیالات رفته که اگر شیر ها را خوب بخرند می تواند بار دیگر چهار کوزه بیاورد و چهار را هشت و آنها را تبدیل به روغن نموده واگر زیاد تر بیاورد ومرکز فروش داشته باشد ، حجره ی تجارت باز کند وکار بارش بالا گرفته تا آنجا که امین التجار شود ، به سراغ دختر حاکم می رود وروزی بااو گفت وگویش شده چنانم لگد به او می نوازد که نقش زمینش می سازد که در این هنگام همان لگد را به کوزه هارا می کوبد !!!

داستان طنز ضرب المثل شتر در خواب بیند پنبه دانه

آورده اند که کارمندی بهر کاری فوری به کارفور شد. بادی به غبغب ودستی درگاری چون گردونه ای به چرخش در آمد میان اجناس.تا چشم بر هم زدی برجی بساخت در گاری که از کجی به برج پیزا دهن کجی نمودی واز سنگینی به برج ایفل فخر بفروختی چنان قامت بر افراشتی که برج میلاد به نزدش چون مدادی تراشیده می نمود اندر دست کودکی بازیگوش.

خلاصه کودکانش دم غنیمت شمرده و آن چه آرزو داشتند از گیم ها و بازیچه ها و حاجیه خانم نیز از دیگ ودیگچه ها بر چرخ دستی جمع نمودی.انواع اطعمه و اشربه در زیر بار عطور والبسه به فریاد درآمدند.باری ،به پیش رفته ودر صف حساب همی ایستادند چون جمله ی اجناس در کیسه نهادند کارتی از جیب برآورد ودر دم صورت حساب بپرداخت.

اهل و عیال شاد و بی خیال بر ماشین سوار شدندی سویچ بچرخاندی وچنان گاز بداد که گویی رعد در آسمان افتاد. گردن برافراخت ودر جاده همی تاخت که ناگاه در برابر خویش خودرو هامری دید که چون تانک بغرید وتا به خویشتن آید بر سپرش بکوبید واز هوش برفت. چون دیده گشود خویشتن در رختخواب یافت غرق عرق وپوم – تاک قلبش با تیک – تاک ساعت بیامیخت و چون چشم بمالید فریاد برآورد: ز جا خیز بیچاره،که دیر شده اداره. آخر برج است و برج قرض هایت به ثریا سر بساید.کارت تهی از مایه در گوشه ی جیب افتاده قصه ی بی پولی سراید:

شتر در خواب بیند پنبه دانه
گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه

هرگونه سوال و دریافت مشاوره تحصیلی (از ابتدایی تا دکتری) مدارس و دانشگاه ها ( تیزهوشان، نمونه دولتی، سراسری، دانشگاه آزاد، علمی کاربردی و پیام نور ) با شماره های زیر تماس بگیرید.

تماس از تلفن ثابت 9099071375 (سراسر کشور) - تماس از تلفن ثابت 9092305784 (در تهران) - تماس از طریق موبایل همراه اول : 99221106

online پاسخگویی بصورت 24 ساعته


اشتراک گذاری:

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*