تبلت دانش آموزی

معنی شعر شوق مهدی (عج) (فیض کاشانی)

معنی و مفهوم شعر شوق مهدی (عج) فارسی پایه هشتم از فیض کاشانی

معنی شعر شوق مهدی (عج) - فیض کاشانی

در این پست، معنی و مفهوم شعر شوق مهدی (عج) از فیض کاشانی را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

معنی شعر شوق مهدی (عج)

۱- شعر درباره امام زمان؟
گفتا: تو خود حجابی، ورنه رخم عیان است!

معنی: از امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) پرسیدم: چرا چهره زیبایتان از من پنهان است؟ گفتند: تو ( و اعمالت و وابستگی هایت به دنیا) حجابی است که مانع دیدار چهره من شده وگرنه چهره من آشکار است.

حجاب: مانع

 

۲- گفتم که از که پرسم، جانان نشانِ کویت؟
گفتا: نشان چه پرسی؟ آن کوی، بی نشان است!

معنی: پرسیدم: ای جانِ من! از چه کسی نشانی تو را بگیرم که بیایم نزدت؟ گفتند: آدرس و نشان کجا را می خواهی؟ (دنبال نشانی من نباش) محل زندگی من بدون نشان است.

 

۳- گفتم: مرا غم تو، خوش‌تر ز شادمانی
گفتا که در ره ما، غم نیز شادمان است!

معنی: گفتم: غم تو برای من بهتر از هر شادی دیگری است. گفت: غمی که هر عاشقی در مسیر رسیدن به ما دارد، برای او دلنشین است.

 

۴- گفتم که سوخت جانم، از آتشِ نهانم
گفت: آن که سوخت، او را، کی ناله یا فغان است!

معنی: گفتم: از آتشی که (از دوری شما) در وجود من هست، تمام وجودم سوخته. گفت: کسی که واقعا از غم دوری ما بسوزد، کسی صدای آه و ناله اش را نمی شنود.

 

۵- گفتم: ز «فیض» بپذیر، این نیم جان که دارد
گفتا: نگاه دارش، غم خانه تو جان است!

معنی: گفتم: از فیض قبول کن این نیمه جانی را که دارد. گفت: جانت را نگهش دار چرا که خانه غم های توست.

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *