معنی شعر شیر حق (مولوی)

معنی و مفهوم شعر شیر حق فارسی پایه هشتم از مولوی

معنی شعر شیر حق از مولوی

در این پست، معنی و مفهوم شعر شیر حق از مولوی را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

معنی شعر شیر حق

۱- از علی آموز اخلاص عمل
شیر حق را دان منزه از دغل

معنی: از حضرت علی علیه السلام خالص بودن نیت (خدایی بودن نیت) را یاد بگیر. او از هر دغل و خیانتی پاک و منزه است.

شیر حق: استعاره از امام علی علیه السلام
منزه: پاک و بدون گناه
دغل: فریب، نیرنگ و خیانت

۲- در غزا بر پهلوانی دست یافت
زود شمشیری بر آورد و شتافت

معنی: در یک از جنگ ها که با پهلوانی از سپاه دشمن جنگ میکرد تا اینکه بر او پیروز شد و به زمین زد، زود شمشیرش را بالا آورد تا آن کافر را به هلاکت برساند.

غزا: جنگ و پیکار

 

۳- او خدو انداخت بر روی علی
افتخار هر نبی و هر ولی

معنی: در این هنگام آن کافر ملعون، آب دهانش را به صورت حضرت انداخت . به امامی که موجب افتخار پیامبر و بقیه پیامبران و امامان است.

خدو: آب دهان

 

۴- در زمان انداخت شمشیر آن علی
کرد او اندر غزایش کاهلی

معنی: در همان لحظه، حضرت شمشیرش را به زمین انداخت و در کشتن او اندکی صبر کرد.

کاهلی: سستی و تنبلی – در اینجا به معنای دست نگه داشتن

 

۵- گشت حیران آن مبارز زین عمل
وز نمودن عفو و رحمت بی‌محل

معنی: آن کافر از این رفتار امام بسیار تعجب کرد. از اینکه لحظه زمان عفو و بخشش نبود.

 

۶- گفت بر من تیغ تیز افراشتی
از چه افکندی مرا بگذاشتی

معنی: به همین دلیل از امام پرسید: تا الان شمشیرت را برای کشتن من بلند کرده بودی، حالا چه شد که یکباره آن را کنار گذاشتی؟

مرا بگذاشتی: مرا رها کردی

 

۷- گفت: من تیغ از پی حق می زنم
بنده حقم نه مامور تنم

معنی: امام فرمودند: من برای خدا و زنده نگه داشتن حق شمشیر می کِشم و می جنگم. بنده ی خداوندم نه خودم (توجهی به خودم ندارم. هدفم رضایت خداست)

 

۸- شیر حقم نیستم شیر هوا
فعل من بر دین من باشد گوا

معنی: در راه حق همچون شیر شجاعم نه اینکه تابع هوای نفسم باشم. کارهای من بر دین من گواه هستند. ( رفتار من نشان دهنده دین من است)

هوا: هوای نفس

 

۹- باد خشم و باد شهوت باد آز
برد او را که نبود اهل نماز

معنی: خشم و شهوت و حرص و طمع کسی را دچار می کند که اهل نماز نباشد.

 

۱۰- چون درآمد در میان غیر خدا
تیغ را دیدم نهان کردن سزا

معنی: وقتی دیدم که ممکن است شمشیرم برای غیرخدا و از روی هوای نفسم بلند شود، آن را کنار گذاشتم. (تا فقط خشم و غضبم بر دشمنم فقط برای خدا باشد نه اینکه از آب دهانی که او به من انداخته خشمگین شوم.)

سزا: سزاوار، شایسته

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

یک دیدگاه

  1. ممنون خیلی به دردم خورد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *