انشای دانش آموزی درباره یک کوله پشتی جادویی

انشا با موضوع یک کوله پشتی جادویی به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند. با دانشچی همراه باشید.
موضوع انشا یک کوله پشتی جادویی
پدرم به همراه دوستانش به یک سفر ماجراجویانه در دل یک جزیره رفته بود. هنگامی که از سفر برگشت، یک کوله پشتی برای من به عنوان سوغاتی آورده بود. او گفت که این کیف را یکی از اهالی جزیره با دست دوخته است و به عنوان صنایع دستی آن منطقه شناخته میشود. زمانی که کیف را به مدرسه بردم، همه همکلاسیهایماز آن تعریف میکردند.
کوله پشتی با یک پارچه سرمهای دوخته شده بود و روی آن صدفهایی با طرحهای مختلف چسبانده بودند. زیپهای کوله نیز آویزی به شکل ستاره دریایی داشتنند. زنگ دوم درس ریاضی داشتیم که با کلاس علوم جابهجا شده بود و باید کتاب را به همراه خود میآوردیم. من که این جابهجایی را از یاد برده بودم، کتاب علوم را در کیف داشتم. یک حس درونی به من گفت برای بار دوم کیف را نگاه کن. در کمال تعجب کتاب ریاضی به همراه ماشین حساب و لوازم مورد نیاز دیگر، داخل کوله بود. من مطمئن بودم که این وسایل را در خانه جا گذاشتهام.
دو روز بعد از این ماجرا من برگه رضایتنامه اردو را فراموش کرده بودم، بیاورم و بدون آن نمیتوانستم همراه دانشآموزان دیگر بروم. نوری عجیب از داخل کیف به بیرون بازتاب داد. رضایتنامه در یک پوشه طلاییرنگ درون کیف بود. با رخ دادن این اتفاقها من دریافتم که کوله پشتی من جادویی است و لوازمی که نیاز داشته باشم را برای من فراهم میکند.
از آن روز من دیگر وسایلم را در کیف نمیچیدم و با یک کوله پشتی خالی به مدرسه میرفتم. زیرا کافی بود تا به یک وسیله نیاز داشته باشم تا در کیفم ظاهر شود. ماهها اینگونه گذشت تا اینکه روزی از خواب بیدار شدم و کوله پشتی جادویی را کنار تختم ندیدم. در ابتدا گمان کردم که کیف را در جای دیگری قرار دادهام. با گشتن تمام قسمتهای خانه، به این نتیجه رسیدم که به دلیل تنبلیهای من، کیف خودش را غیب کرده است. او زمانی وسایل را فراهم میکرد که من به کمک واقعی نیاز داشتم. یک ماه بعد، زمانی که کارهایم را با دقت انجام میدادم، کوله پشتی جادویی دوباره ظاهر شد و من اینبار بهتر از قبل از او مراقبت میکردم.
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
دانشچی پورتال جامع تحقیق و مقاله، مطالب علمی و هنری ، وبگردی و…


