خانه » مهارت نوشتاری » انشا از زبان یک قطره خون
پایتخت کتاب؛  ماجرای بیست انتشارات خیلی سبز
کانال دانشچی در بله

انشا از زبان یک قطره خون

انشای دانش آموزی درباره از زبان یک قطره خون

انشا از زبان یک قطره خون

انشا با موضوع از زبان یک قطره خون به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند. با دانشچی همراه باشید.

موضوع انشا از زبان یک قطره خون

سلام.

اجازه بده خودم را معرفی کنم. من یک قطره خون هستم. بله! درست شنیدی، یک قطره کوچک اما مهم که در بدن شما زندگی می‌کند. شاید به نظرت بی‌اهمیت باشم، اما اگر من و بقیه‌ی دوستانم نباشیم، بدن شما حتی یک دقیقه هم نمی‌تواند درست کار کند.

ما در رگ‌های شما زندگی می‌کنیم و همیشه در حال حرکتیم. از قلب شروع می‌کنیم، در سراسر بدن می‌چرخیم، اکسیژن و مواد مغذی را به تمام سلول‌ها می‌رسانیم و مواد زاید را هم با خودمان برمی‌گردانیم تا بدن بتواند آن‌ها را دور بریزد. خلاصه که همیشه در حال کار کردن هستیم، حتی وقتی خواب هستی!

شاید فکر کنی من زندگی آرامی دارم، اما نه! گاهی سفرهای خطرناکی داریم. مثلاً یک بار که صاحب بدن، دستش را برید، ناگهان راه من به بیرون باز شد و با سرعت از بدن خارج شدم. برای اولین بار هوای بیرون را حس کردم! عجیب بود… سرد و روشن، نه مثل بدن که گرم و تاریک است. کمی آن‌طرف‌تر افتادم و ناگهان همه‌چیز تغییر کرد.

بدن به حالت هشدار درآمد. پلاکت‌ها، که مثل سربازهای محافظ هستند، سریع آمدند و درِ بریدگی را بستند. آن‌ها جلوی خون‌ریزی را گرفتند و جلوی فرار بقیه‌ی دوستانم را گرفتند. من که بیرون مانده بودم، کم‌کم خشک شدم و رنگم تغییر کرد. از آن قرمز پررنگ زیبا، تبدیل به یک رنگ قهوه‌ای کدر شدم. تازه فهمیدم زندگی خارج از بدن چقدر سخت است!

ولی با همه‌ی این سختی‌ها، افتخار می‌کنم که یک قطره خون هستم. ما نقش مهمی در زندگی شما داریم. اگر بدن شما را به یک شهر بزرگ تشبیه کنیم، ما خون‌ها مثل کامیون‌هایی هستیم که غذا، آب و اکسیژن را به خانه‌ها می‌رسانیم و زباله‌ها را جمع‌آوری می‌کنیم. بدون ما، هیچ‌کدام از اعضای بدن نمی‌توانند درست کار کنند.

ما همچنین در مبارزه با میکروب‌ها هم کمک می‌کنیم. در خون، گلبول‌های سفید هستند که مثل قهرمان‌ها با ویروس‌ها و باکتری‌ها می‌جنگند. وقتی مریض می‌شوی، آن‌ها تلاش زیادی می‌کنند تا تو زودتر خوب شوی. ما همیشه با هم همکاری می‌کنیم تا تو سالم بمانی.

حالا که حرف‌های من را شنیدی، لطفاً مراقب ما باش! غذاهای سالم بخور، آب زیاد بنوش، ورزش کن و از بدنت خوب مراقبت کن. چون اگر تو خوب باشی، ما هم می‌توانیم کارمان را خوب انجام دهیم.

و اگر روزی کسی نیاز به خون داشت، یادت نرود که با اهدای خون، زندگی یک نفر را نجات می‌دهی. آن وقت شاید من، یک قطره خون، دوباره فرصت پیدا کنم که به قلب کسی برگردم و زندگی‌اش را نجات دهم.

انشا از زبان چاقو

انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی

لوازم جانبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *