انشای دانش آموزی درباره کلبه چوبی

انشا با موضوع کلبه چوبی به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند. با دانشچی همراه باشید.
موضوع انشا کلبه چوبی
پدربزرگ یک کلبه چوبی در وسط جنگل داشت. این کلبه را خودش با درختهای چندین ساله ساخته بود. او میگفت، درختها را نیاکان کاشته بودند تا در زمان تنومند شدن، فردی از نسلهای آیندهشان، از آنها، کلبهای به یادگار بسازد. این زمان نیز به دوره پدربزرگ رسیده بود تا وصیتنامه آنها را عملی کند. ما خاطرات بسیاری را در آن ساختهایم.
کلبه دارای دو طبقه بود. پلههایی مارپیچ طبقه اول را به طبقه دوم وصل میکردند. کفپوشها جنسی شفاف داشتند تا ساقههای درخت در کف ساختمان، دیده شوند. طبقه دوم یک اتاق داشت که درِ آن، همیشه قفل بود. نامش را اتاق ممنوعه گذاشته بودیم. کسی نمیتوانست به آن وارد شود. تا سالها من و همسن و سالهایم گمان میکردیم که این اتاق جادویی است. پس از گذشت سالیان، پدربزرگ به ما اجازه داد تا نگاهی به آن اتاق بیاندازیم. آنچه این کلبه را خاص کرده بود، درختان سازنده آن نبودند، بلکه قلب پدربزرگ بود که آن را درون یک اتاق حبس کرده بود.
در این فضای چهارگوشه، عکسهایی از کودکی و نوجوانی تمام اعضای خانواده دیده میشد. حتی اسباببازیهایی که پس از هر بار به کلبه رفتن در این مکان جا میگذاشتیم نیز در آن یافت میشد. پدربزرگ این اتاق را با نام اتاق خاطره به ما معرفی کرد. روزهایی که در این کلبه چوبی تنها بوده، سری به اتاق میزده تا دلتنگی خود را رفع کند. کلبه تنها شنونده پدربزرگ در روزهای غمگین و تنهاییاش بوده است. او پدربزرگ را در آغوش میگرفته تا سرمای اندوهش را به گرما تبدیل کند. از آن روز به بعد آن کلبه دیگر یک فضای معمولی نبود. همه ما میدانستیم که او نیز جان دارد و میتواند با ما ارتباط برفرار کند. اکنون با هر بار به کلبه رفتن، از آن به خوبی مراقبت میکنیم تا مبادا آسیبی ایجاد شود. پدربزرگ نیز از ما قدردانی میکند و به ما میگوید باید از کلبه به عنوان یک شیء ارزشمند نگهداری کنیم تا نسلهای بعدی نیز از آن استفاده کنند.
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
دانشچی پورتال جامع تحقیق و مقاله، مطالب علمی و هنری ، وبگردی و…


