انشا در مورد عید نوروز کرونایی

انشا دانش آموزی با موضوع عید نوروز کرونایی

انشا عید نوروز کرونایی

انشا در مورد نوروز کرونایی به صورت ادبی و ساده برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

انشا عید نوروز کرونایی

صدای شلیک توپ بلند می‌شود، ماهی گلی رو به قبله می‌ایستد و سیب درون آب می‌چرخد. سال جدید تحویل می‌شود. پدربزرگ سر بلند می‌کند. کسی را غیر از خودش کنار سفره هفت‌سین نمی‌بیند. بغضش می‌گیرد. قرآن را باز می‌کند و به اسکناس‌های تانخورده‌اش زل می‌زند. تلفن زنگ می‌خورد. نوه‌ها تماس تصویری می‌گیرند. پدربزرگ دستی تکان می‌دهد. عصایش را برمی‌دارد و کنار عکس خانم جان می‌ایستد و لبخندی می‌زند.

عید نوروز با کرونا حال و هوایش کمی برفی است. میهمان ناخوانده‌ای صاحب خانه شده که انگار قصد رفتن ندارد. مثل غصب کننده‌ای که صاحب خانه را به اسیری گرفته است. نوروز را با سفرهایش و دید و بازدیدهایش می‌شناسیم. با قدم زدن در خیابان‌های بهاری و استشمام بوی تازگی‌اش. امسال اما از بوی بهار و عطر نوروز خبری نیست. نوروز هم مثل بقیه روزهای سال می‌گذرد. بی هیچ دید و بازدید و سفری. بی هیچ آغوش و دیداری. فصل نو می‌شود، سال نو می‌شود، قرن نو می‌شود، اما دلهایمان نه.

امسال هیچ مادری سر شکستن خنده پسته‌ای به کودکی چشم غره نمی‌رود. دری به روی کسی باز نخواهد شد و کسی زنگی را به صدا در نخواهد آورد. امسال حاجی فیروز با ماسکی بر روی صورتش سر چهارراه برای عابری که نمی‌گذرد می‌رقصد و شاید لبخند کودکی که از پشت پنجره او را به نظاره نشسته، تنها دشت این روزهایش باشد. امسال نوروز انتقام طبیعت است از ما. که نحسی سیزدهمین روزش را با محبوس کردن بشر به در می‌کند و سبزیش را به دور از همهمه جهان و جهانیان جشن می‌گیرد.

نوروز امسال بوی بهار را نمی‌توان استشمام کرد، حتی نمی‌توان در خیابان‌های بسته شده، از میان سیل جمعیت دست فروشان، دست‌های یکدیگر را گرفت و خرید کرد. امسال کنار هفت سین سیب و سرکه و سنجد و سماق، جای سین سلامتی در خیلی از خانه‌ها خالیست، شاید جای عزیزان دیگری نیز خالی باشد که سلامتیشان را به بهایی ناچیز به کرونا فروختند.

نوروز امسال روز نویی نیست؛ بلکه روزی است شبیه سیصدوشصت‌وپنج روزی که گذشت و تنها برگی از تقویم ورق خواهد خورد. بی هیچ حسی، بی هیچ دیداری.

و ما همانطور که برف و باران و ریزش برگ‌های پاییز را از پشت پنجره به نظاره نشستیم، نوروز را هم به نظاره می‌نشینیم؛ به امید روزی که طبیعت با ما آشتی کند.

 

اختصاصی دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *