خانه » مهارت نوشتاری » انشا درمورد ایران ، شکوه و عظمت آن

انشا درمورد ایران ، شکوه و عظمت آن

دو انشا زیبا درباره ی ایران

انشا ایران

انشا دانش آموزی درباره ایران، شکوه و عظمت ایران

انشای اول : در مورد ایران

نیمی از جهان ما،ایران است

جهانی از جنس دریا، کوه و دشت هایی سرسبز رویایی پر از امنیت و زندگی روشن و سالم.

اینجا ایران است؛ بخش زندگی پرداز جهان.

– ایران،پرچمی زیبا و سه رنگ دارد،پرچمی از رنگهای سبز،سفید و قرمز که هر کدام نماد این رویای دلنشین هستند.

سبز،رنگی دلنشین که نماد سرسبزی ایران است.

سفید،نشانگر صلح و دوستی مردم خونگرم ایران است.

قرمز،رنگ خون؛نشانه ی رنگ سرخ خون شهیدان است.

– ایران دنیایی از غذاهای خوشمزه ی محلی است؛غذاهایی از جنس عشق و محبت مادران یا پدران یا همسران ایرانی …

کشور پهناور ما ایران دارای غذاهای محلی و خوش طعمی است مانند آبگوشت، آش، قیمه، قرمه سبزی، کوفته تبریزی و…

کوفته تبریزی غذای معروف تبریز است که در جهان مشهور شده است و از گوشت، لپه، سبزیجات و جعفری و…درست میشود که ماده ی اصلی آن که موجب خوشمزگی کوفته میشود،عشق است؛عشقی که آشپز آن را با شوق و علاقه میپزد.

– هنرمندان ایرانی،ایران را به نثر و شعر فارسی آرایش داده اند. هنرمندان و شاعران و نویسندگان در مشهور بودن ایران نقش اساسی دارند. سعدی شیرازی،فردوسی،مولوی و حافظ جزء شاعران محبوب ایران می باشند، آثار سعدی،عشق و محبت سعدی نسبت به وطنش،ایرانی است که در کتابی به نام کلیات سعدی آن را معنا کرده است.

فردوسی شخصی است که ۳۰ سال زحمت کشید تا برای خدمت و شهرت گرفتن معنوی ایران،شاهنامه را نوشت هنری که عالم را شگفت زده کرد.

– ایران،قلب کشور های جهان است؛ نصف جهان که با عشق و محبت مردم به هم وطنانشان،مهمان های زیادی نیز جذب کرده است و این از لطف خداست که ما را از خوش شانس های ایرانی قرار داده است؛قدر ایران را بدانیم.

⇑ ارسالی سمانه لطیفی

انشای دوم : انشای ایران وطن من

به نام خدا بخشنده و مهربان من یک ایرانی هستم. یک ایرانی که به ایرانی بودنش افتخار می کند. ایران قدیمی ترین کشور دنیاست. ایران؛ کشوری با آب و هوای چهار فصل است که محصولات انحصاری مانند زعفران و پسته دارد. کشوری که سرشار از منابع طبیعی می باشد؛ از منابع آهن و آلومینیوم گرفته تا ذخایر نفت و گاز. ایران؛ سرزمینی با آدابی اصیل و رسومی تاریخی، بر پایه مهرورزی و محبت است. مثلاً جشن نوروزمان را جمشید بنا نهاد تا ما با شادی کردن و بازدید از خانه های هم دیگر، دل هایمان را به هم نزدیک تر کنیم، نه مانند هالووین که بر پایه ترس و وحشت بنیان گذاشته شده است.

ایران؛ سرزمینی است که دنیا آن را به شاعران شیرین سخنی چون حافظ و سعدی و فردوسی و عطار و خیامش می شناسد. شاهنامه تنها یکی از حماسی ترین و شکوهمند ترین آثار پارسی است. شاهنامه به عزت و شکوه و قدرت رستم و اسفندیار و آرش اشاره می کند که مایه سربلندی ما می شود. داستان های ما بر پایه ی علم و اندیشه و هیجان و جوانمردی و ایمان است، نه مانند داستان های هری پاتر و آر ال استاین، بر پایه ی تخیل و ترس و وحشت.

زمانی که اروپا در دوره عصر تاریکی به سر می برد و اروپاییان با حسرت به ایرانیان نگاه می کردند، ایران در قله اقتدار علم دنیا بود و آثار دانشمندانی چون: ابوعلی سینا و رازی و ابوریحان به زبان های زنده ی دنیا ترجمه می شد. ایران؛ سرزمین دلیرمردانی چون پوریای ولی، تختی و رییسعلی دلواری است. ایران؛ سرزمین مردان غیوری است که بر پایه ی “حب الوطن من الایمان” با دستان خالی و دلی سرشار از ایمان در برابر تمام دنیای کفر ایستادند؛ از چمران و بابایی و صیاد شیرازی و باقری تا شهدای انرژی هسته ای: شهریاری و احمدی روشن. ایران؛ همان سرزمینی است که باعث ترس و واهمه ی ابرقدرت های جهان شده است. ایران؛ کشوری که مانند دُر در جهان می درخشد. کشوری که با موشک های شهاب و صاعقه و آذرخش، گنبد آهنین اسراییل را به مسخره گرفته است و کابوس کرکس ها شده است.

ایران؛ کشوری که اسرائیل و آمریکا با آن هیبت پوشالی، از آن می ترسند. هر روز تحریم می کنند، اما ما با تلاش دانشمندان جوانمان توانستیم به فن آوری های جدید دست یابیم. رتبه ی اول علمی منطقه را کسب کردیم. ماهواره ی امید و تدبیر و سفیر را به آسمان فرستادیم و با بومی کردن انرژی هسته ای، دنیا را به زانو درآوردیم. من ایرانی ای هستم که پوستم، گوشتم و نفسم با سرزمینم آغشته شده است. من همیشه با جان خویش از کشورم حمایت می کنم. من با تلاش خود، سرزمینم را خواهم ساخت. ایرانی که همیشه سربلند و آزاد باشد.

انشای سوم : انشای کشور ایران سرای من

کشور ایران! چه نام قشنگی! این نام دلنشین، خاطره ها و خیالهایی را برمی انگیزد که یاد آنها همچون چشمه، پیوسته جاری و زلال است. ایران خانه ی بزرگ ماست. ایران چیزهای زیادی دارد که می توان درباره ی هر یک از آنها بسیار گفت و نوشت. چشمه ها، کوه ها، دشتها، کشتزارها، آسمان زیبا و مزرعه های رنگارنگش و هزار و یک چیز از صفا و سادگی و صمیمیت مردمانش. مردان و زنان ایرانی پرتلاش و با ایمان هستند. ایرانیان سحرخیزانی هستند که پیش از خورشید، طلوع می کنند و با تلاش خود به زندگی، گرمی و گوارائی می بخشند. میهن من! در جای جای تو آثار و بناهای تاریخی نظیر ارگ بم کرمان، بیستون کرمانشاه و تخت جمشید در مرودشت فارس وجود دارد. تو شاعرانی خلاق و پرآوازه چون حافظ، سعدی، فردوسی و دلیرمردانی مثل آرش کمانگیر داشته ای.

میهنم! ایران عزیز، تو را با تمام داشته ها و نداشته هایت دوست دارم و به تو افتخار می کنم.

اشتراک گذاری:

4 دیدگاه

  1. سلام واقعا زیبا بود هزار آفرین بر شما احسنت

  2. نیما صقفر زاده

    عالی بود

  3. آه ایران عزیز سرزمین زرخیز تو چه زیبا هستی چه فریبا هستی از دو سو بر دریا راه خود باز کنی سر به دریا زده ای پا به دریا کردی توی دریه هایت هست نعمت بسیار توی دریای خزر یا که در آب خلیج که بود نام دل انگیزش فارس نام زیبای مقدس که برازنده تر از هر نامیست تا جهان باقی و دریا و خلیخی باقیست آه ایران عزیز داده ای جای در آغوش خود این مردم خوب مردمی خوب و صبور عاشق میهن خود عاشق کشور ایران عزیز

    اینم از متن من که به صورت شعر هست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *