خانه » ضرب المثل ایرانی » معنی ضرب المثل ” دسته گل به آب دادن ” + داستان
پایتخت کتاب؛  ماجرای بیست انتشارات خیلی سبز
کانال دانشچی در بله

معنی ضرب المثل ” دسته گل به آب دادن ” + داستان

داستان و معنی ضرب المثل دسته گل به آب دادن 💐

دسته گل به آب دادن

در این پست با داستان و معنی ضرب المثل ” دسته گل به آب دادن ” آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

معنی ضرب المثل دسته گل به آب دادن

وقتی کسی کاری را که قرار است انجام بدهد خراب می کند میگویند دسته گل به آب داد.

معنی ضرب المثل دسته گل به آب دادن

داستان (ریشه ) ضرب المثل دسته گل به آب دادن

در سال‌های دور زبان به زبان یا به قول معروف سینه به سینه به گوش ما رسیده؛ جوانی ساکن یکی از آبادی‌های ساکن شهرکرد چهارمحال و بختیاری به قول همشهری‌هایش از شانس خوبی برخوردار نبوده و به آدمی جنجالی معروف بوده که به هر جا پا می‌گذاشته، اگر اتفاق یا حادثه‌ای ناگوار روی می‌داده، بلافاصله نظرها روی او جلب می‌شده و اگر هم در آن درگیری تقصیری نداشته از اقبال بدش او را گناهکار دانسته که به‌طور مثال اگر در فلان دعوا میانجی نمی‌شد یا شرکت نمی‌کرد، چنین و چنان نمی‌شد. جوان بیچاره به خودش هم امر مشتبه شده بود که از شانس خوبی برخوردار نیست.

از قضای روزگار و دست حوادث، جوان بداقبال چنان دلباخته دختری از اهالی آبادی می‌شود که دست مجنون را از شدت عشق از پشت می‌بندد. آوازه عاشق شدن جوان در آبادی می‌پیچد، در حالی که خود دختر هم بی‌میل نبوده به همسری او درآید، اما سابقه ناخوشایند جوان عاشق موجب می‌شود خانواده دختر موافق به آن ازدواج نباشند، بلکه عده‌ای آن وصلت را شوم می‌دانند.

جوان نا‌امید می‌شود، خواستگاری دیگر گوی سبقت از او می‌رباید. بعد از خواستگاری و موافقت پدر و مادر دختر، بساط جشن برپا می‌شود. جوان عاشق هم برای دختر آرزوی خوشبختی می‌کند و چون قادر نبوده از نزدیک تماشاگر جشن عروسی کسی باشد که از جان بیشتر دوستش داشته، ایام حنابندان و جشن و پایکوبی از آبادی خودش دور می‌شود و به کوه‌های اطراف پناه می‌برد.

کوه‌هایی که آب‌های برف‌ های زمستان به هم پیوسته تشکیل رودخانه‌ای بزرگ می‌دهد. جوان عاشق که دستش از همه چیز کوتاه شده برای تسکین دل عاشقش از دشت و دمن و کوه و صحرا، دسته گل زیبایی می‌چیند. از آنجا که می‌داند رودخانه از روبه‌روی خانه عروس عبور می‌کند. دسته گل را به آب می‌اندازد که شاید نگاه عروس به آن بیفتد.

روبه‌روی خانه دختربچه‌ها و پسران خردسال مشغول بازی هستند. تا نگاهشان به دسته گل می‌افتد، هر یک برای گرفتن گل از دیگری سبقت می‌گیرند. دختر خواهر عروس برای گرفتن دسته گل خودش را به رودخانه می‌زند. گرداب او را در خودش غرق می‌کند. دخترک از دنیا می‌رود و عروسی به عزا تبدیل می‌شود.

جوان عاشق بعد از یکی دو روز به آبادی برمی‌گردد. روبه‌روی قهوه‌خانه‌ای ماتم‌زده می‌نشیند. ماجرا را برایش شرح می‌‌دهند که جشن عروسی تبدیل به عزا شد. چرا؟ علت را توضیح می‌دهند.

جوان عاشق دست پشت دست می‌زند. آه از نهادش بلند می‌شود و ماجرا را شرح می‌دهد که دسته گل را او برای عروس فرستاده بوده و مردم به او می‌گویند: «پس اون دسته گل را تو به آب داده بودی».

پیشنهادی: ضرب المثل‌های ایرانی بیشتری بخوانید

انشا دسته گل به آب دادن

یک روز در مدرسه، معلم از من خواست پوشه‌ی امتحان‌های کلاس را به دفتر ببَرم. من هم با خوشحالی پوشه را برداشتم، اما در راه با یکی از دوستانم مشغول صحبت شدم و حواسم پرت شد. ناگهان پایم به لبه‌ی پله گیر کرد و پوشه از دستم افتاد. برگه‌های امتحان روی زمین پخش شدند و بعضی از آن‌ها خیس شدند، چون کنار آب‌سردکن افتاده بودند.

وقتی برگه‌ها را جمع کردم، خیلی ناراحت و خجالت‌زده بودم. معلم با دیدن برگه‌ها لبخندی زد و گفت: «انگار امروز یک دسته‌گل به آب دادی!» من از اشتباهم عذرخواهی کردم و با کمک معلم و دوستانم برگه‌ها را مرتب کردیم.

آن روز فهمیدم که بی‌دقتی حتی در کارهای ساده هم می‌تواند دردسر درست کند. از آن به بعد تصمیم گرفتم هر کاری را با تمرکز و مسئولیت‌پذیری انجام دهم و اجازه ندهم عجله یا حواس‌پرتی باعث اشتباه شود.

در پایان باید گفت «دسته‌گل به آب دادن» یعنی انجام دادن کاری اشتباه که باعث ایجاد مشکل یا دردسر شود. البته مهم‌تر از اشتباه کردن، پذیرفتن مسئولیت، جبران خطا و تلاش برای تکرار نکردن آن است؛ زیرا همه‌ی انسان‌ها ممکن است اشتباه کنند، اما انسان عاقل از اشتباهات خود درس می‌گیرد.

لوازم جانبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *