انشای دانش آموزی درباره اگر من جای اریوبرزن بودم؟

انشا با موضوع اگر من جای اریوبرزن بودم؟ به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند. با دانشچی همراه باشید.
موضوع انشا اگر من جای اریوبرزن بودم؟
گاهی در کتاب تاریخ، نام قهرمانانی را میخوانیم که با شجاعت خود سرنوشت یک ملت را تغییر دادهاند. یکی از این قهرمانان بزرگ ایران، آریو برزن است؛ سرداری دلیر که در برابر سپاه اسکندر ایستادگی کرد. وقتی داستان او را خواندم، با خود فکر کردم اگر من جای او بودم چه میکردم؟
اگر من جای آریو برزن بودم، اول از همه به ایران و مردم کشورم فکر میکردم. میدانستم که دشمن قصد دارد سرزمینم را تصرف کند و فرهنگ و آزادی ما را از بین ببرد. شاید ترس به دلم میآمد، چون سپاه اسکندر بسیار بزرگ و نیرومند بود، اما اجازه نمیدادم ترس بر من غلبه کند. سعی میکردم با عقل و شجاعت تصمیم بگیرم.
من تلاش میکردم سربازانم را امیدوار نگه دارم. به آنها میگفتم ما برای دفاع از خانه و خانواده خود میجنگیم و حتی اگر تعدادمان کم باشد، دلهایمان بزرگ است. نقشهای میکشیدم تا در کوههای سخت و گذرگاههای تنگ با دشمن روبهرو شویم، درست مثل کاری که آریو برزن انجام داد. باور داشتم که یک فرمانده خوب باید هم دلیر باشد و هم باهوش.
اگر من جای او بودم، شاید سعی میکردم قبل از جنگ با مردم صحبت کنم و از آنها بخواهم متحد باشند. میفهمیدم که قهرمان بودن فقط به شمشیر کشیدن نیست، بلکه به فداکاری و از خود گذشتگی هم مربوط است. حاضر میشدم جانم را فدای ایران کنم، چون عزت کشورم برایم از همه چیز مهمتر بود.
در لحظههای آخر نبرد، وقتی راهها بسته میشد، فرار نمیکردم. میایستادم و تا آخرین نفس مقاومت میکردم تا آیندگان بدانند ایران همیشه فرزندان شجاع داشته است. دوست داشتم نامم مانند آریو برزن در تاریخ بماند و باعث افتخار دانشآموزان و جوانان کشورم شود.
اکنون که به آن فکر میکنم، میبینم شاید من دقیقا نتوانم مثل او باشم، اما میتوانم از او درس بگیرم. درس وطندوستی، شجاعت و وفاداری. آرزو دارم روزی بتوانم برای کشورم مفید باشم، حتی اگر میدان جنگی در کار نباشد؛ با علم، اخلاق و تلاش.
انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی
دانشچی پورتال جامع تحقیق و مقاله، مطالب علمی و هنری ، وبگردی و…


