مختصر درباره زندگی نامه حضرت اسماعیل (ع)

حضرت اسماعیل (ع) یکی از انبیای الهی و فرزند حضرت ابراهیم (ع) و هاجر میباشد. زندگی ایشان همراه وقایع مهمی از قبیل مهاجرت به سرزمین بیآب و علف مکه به همراه مادر، جاری شدن چشمه زمزم از زیر پایش، تسلیم شدن برای ذبح به سبب خواب پدرش و بنای خانه کعبه بوده است.
پیامبر گرامی اسلام از برگزیدگان نسل حضرت اسماعیل (ع) است.
در قرآن کریم 12 بار به حضرت اسماعیل (ع) اشاره شده که محتوای آنها ماجرای تولد، نزول وحی بر ایشان، بنای کعبه، بیان صفات نیکوی حضرت و ذکر نام ایشان در کنار نام پیامبران دیگر به عنوان صابران میباشد.
نامگذاری حضرت اسماعیل (ع)
گفته شده واژه «اسماعیل» واژهای سریانی و در اصل «اشمائیل» بوده و اصل آن از دو واژه «یشمَع» به معنی «یسمَع یعنی بشنو و اجابت کن» و «ایل» به معنی «الله» است.
حضرت ابراهیم (ع) با دو واژه «اشمع» و «ایل» یعنی «پروردگارا دعایم را بشنو و اجابت کن» از خداوند درخواست فرزند کرد و وقتی خداوند به او فرزند پسری عنایت کرد، برای نامگذاری او از همان دو واژه استفاده کرد و او را «اسماعیل» نامید.
خلاصه داستان زندگی حضرت اسماعیل (ع)
ابراهیم (ع) و ساره ـ همسر اول ایشان ـ سالها زندگی کردند ولی از داشتن فرزند محروم بودند، ساره که علاقه همسرش به داشتن فرزند را میدید، کنیز خود هاجر را به همسری او درآورد و هاجر و ابراهیم (ع) صاحب فرزندی به نام اسماعیل شدند.
بعد از مدتی ساره نیز در سن پیری صاحب فرزندی به نام اسحاق شد ولی نمیتوانست محبت و علاقه حضرت ابراهیم (ع) نسبت به اسماعیل و هاجر را تحمل کند. لذا از ابراهیم خواست که هاجر و فرزندش را از محل زندگیاش یعنی شام دور کند.
خداوند به ابراهیم (ع) وحی کرد که درخواست ساره را اجابت کند، در نتیجه ابراهیم (ع)، هاجر و اسماعیل را به منطقه بیآبی و علفی به نام مکه منتقل کرد و برای آبادانی و رونق و سکونت مردمانی در آن سرزمین دعا کرد و آنها را به خداوند سپرد و خود به شام و نزد ساره برگشت.
وقتی آذوقه مادر و کودک تمام شد، اسماعیل (ع) تشنه شد و هاجر برای یافتن آب، 7 بار مسیر کوه صفا تا مروه را دوید و آبی نیافت، ناگهان از اطراف اسماعیل صدایی شنید و برای دور کردن خطر از نوزادش به سمت او شتافت و دید از زیر پای کودک چشمه آبی روان شده است. این چشمه را بعدها «زمزم» نامیدند.
قبیله جُرْهُم که در اطراف مکه زندگی میکردند یا به روایتی در حال عبور از آن منطقه بودند، از پیدایش چشمه آب آگاه شدند و با اجازه هاجر به آن منطقه نقل مکان کردند و اینگونه سرزمین مکه آباد شد و دعای حضرت ابراهیم (ع) به اجابت رسید.
اسماعیل با قبیله جُرْهُم که عرب بودند، معاشرت کرد، زبان عربی را از آنها آموخت، با دختری به نام «جداء» از آن قبیله ازدواج نمود و بعد از مدتی به امر پدرش ایشان را طلاق داد و با دختر دیگری از همین قبیله که در نام او اختلاف نظر وجود دارد ـ سیده یا رعله، امسلمی یا حتفاء ـ ازدواج کرد و خداوند به آنها فرزندانی عطا کرد.
اینگونه بود که حضرت اسماعیل (ع) به عنوان «ابوالعرب» و یکی از اصلیترین نیاکان اعراب شناخته میشود.
نام فرزندان حضرت اسماعیل (ع)
براساس منابع تاریخی حضرت اسماعیل (ع) صاحب چند دختر و 12 پسر بود که مشهورترین آنها مدین، ادبیل و قیدار نام داشتند.
مدین بعدها در سرزمین مدین سکونت کرد و شعیب پیامبر (ع) از فرزندان او میباشد.
بنای خانه کعبه
در آیات 125 تا 127 سوره بقره به ماجرای بنای خانه کعبه اشاره شده است. خلاصه ماجرا به این صورت است که:
خداوند به حضرت ابراهیم (ع) فرمان ساختن کعبه در مکه را ابلاغ نمود و ابراهیم (ع) برای انجام مأموریت راهی مکه شد. اسماعیل (ع) به پدر برای انجام امر الهی کمک کرد و خانه کعبه، مکانی به دور از پلیدیهای شرک و بتپرستی برای یکتاپرستان بنا گردید.
داستان قربانی شدن حضرت اسماعیل (ع)
به داستان ذبح اسماعیل (ع) در آیات 100 تا 107 سوره صافات اشاره شده است.
خلاصه داستان ذبح اسماعیل(ع)
بعد از ساخته شدن کعبه، حضرت ابراهیم (ع) در خواب دید که فرزندش اسماعیل (ع) را قربانی میکند. این خواب ابلاغ مأموریت بعدی حضرت ابراهیم (ع) از طرف خداوند بود که باید فرزندش اسماعیل را ذبح میکرد.
اسماعیل (ع) با شنیدن ماجرا، در برابر خواست خداوند تسلیم شد و با پدر به سمت کوه ثبیر برای اجرای فرمان الهی حرکت کردند. شیطان که مطیع بودن آنها را در برابر خداوند دید تلاش زیادی کرد که آنها را بفریبد تا نافرمانی کنند، اما موفق نشد.
آنها به محل مورد نظر رسیدند و آماده اجرای فرمان الهی شدند، اما ابراهیم (ع) نگران بود، حضرت اسماعیل (ع) با اعلام رضایت خود از انجام امر الهی، نگرانی را از دل پدر زدود و کارد بر گلوی اسماعیل (ع) قرار گرفت.
در این هنگام ندای غیبی او را از انجام این کار منع کرد و به عنوان پاداش صداقت و صبر ایشان، گوسفندی از طرف خداوند فرستاده شد تا ابراهیم (ع) آن را به جای پسرش ذبح کند.
بعد از این ماجرا به حضرت اسماعیل (ع) «ذبیح الله» میگویند.
حضرت اسماعیل (ع) پیامبر الهی
در قرآن به مقام نبوت حضرت اسماعیل (ع) اشاره شده است. او سالها انسانها را به توحید و ترک شرک و بتپرستی دعوت کرد، به صفات نیکو و نماز و زکات فرا خواند و از رذایل برحذر داشت، اما جز عده کمی به او ایمان نیاوردند.
حضرت اسماعیل (ع) قبل از مرگ وصیت کرد که دخترش همسر فرزند اسحاق شود و مقام نبوت و هدایت مردم بعد از خود را نیز به اسحاق سپرد. او که سالها به امور خانه کعبه رسیدگی میکرد، انجام این کار را بعد از خود به یکی از پسرانش به اسم نابت سپرد.
وفات هاجر و اسماعیل (ع)
هاجر وقتی که اسماعیل (ع) بیست ساله شد درگذشت و در حجر اسماعیل دفن شد.
حضرت اسماعیل (ع) نیز بعد از 130 سال یا بیشتر اطاعت از اوامر الهی درگذشت و در حجر اسماعیل کنار مادرش به خاک سپرده شد.
دانشچی پورتال جامع تحقیق و مقاله، مطالب علمی و هنری ، وبگردی و…



بسمه تعالی
عنوان :
حضرت ابراهیم و ذبح فرزند از دیدگاه کیرکگارد و ابن عربی
نویسنده :
رضا مهریزی
کارشناس الهیات اسلامی
در این مقاله تحلیل دو متفکر غربی و شرقی ، کی یر کگارد و ابن عربی ، از ماجرای ذبح فرزند توسط ابراهیم ، پیامبر بزرگ الهی ، به طور خلاصه و موجز ارائه می گردد .
بررسی های تطبیقی در هر رشته ای که باشند می توانند نقاط اشترک و یا افتراق فرهنگها را روشن کنند و این موجب شناخت بیشتر فرهنگ ها از خویشتن و افزایش خودآگاهی فرهنگی می شود . در این جستار به ماجرای قربانی کردن فرزند توسط ابراهیم ، که در کتاب مقدس و قرآن آمده و تمامی پیروان ادیان ابراهیمی بدان معتقدند ، از دیدگاه کیرکگارد و ابن عربی می پردازیم.
کیرکگارد فیلسوف و خدادان دانمارکی واکنش حضرت ابراهیم(ع) نسبت به فرمان خداوند مبنی بر ذبح فرزندش را برآمده از اوج اخلاص و ایمانش دانسته و لذا ابراهیم را « شهسوار و یکه تاز ایمان» معرفی می کند . از منظر کیرکگارد ، وقتی به ابراهیم(ع) فرمان داده شد که باید فرزندش را قربانی کند، او حتی اخلاق را هم زیر پاگذاشت؛ چرا که او فراتر از این ساحت ها رفته بود. او حتی اگر احتمال و تردید ذهنی درباره مرگ فرزندش داشت، دیگر نمی شد او را یکه تاز ایمان دانست.
ابراهیم(ع) که بعد از سالیان دراز خدا به او فرزندی عطا کرده است اکنون با فرمان جدیدی از سوی خدا مواجه می شود که دستور ذبح فرزندش را می دهد . او در جدال میان عقل و ایمان یا اخلاق و ایمان، تنها و بدون هیچ تردیدی، ایمان را برگزید و این انتخاب، تاریخ مباحث خداشناسی را در مرحله ای حساس و عمیق قرار داد.
در نظر کیرکگارد ایمان ورای عقل و شریعت است و «ایمان دقیقاً از همان جایی آغاز می شود که عقل پایان می یابد». ایمان یعنی به صلیب آویختگی عقل .
از نظر کیرکگارد ایمان مبتنی بر محال است: با ایمان هر ناممکنی ممکن است . در نظر کیرکگارد محال امری بی معنی نیست بلکه بر عکس این محال است که به ما بر خلاف عقل و منطق حقیقت را افاده می کند. محال معنای حق است اگرچه مفهوماً باطل است. ابراهیم ممکن بودن محال را باور داشت و اساساً ایمان همین است.
در بالا دیدیم که کیرکگارد عمل ابراهیم را اوج ایمان او می شمرد و ابراهیم را به واسطه آن می ستاید و وی را شهسوار و یکه تاز ایمان محسوب می کند.
حال ببینیم نظر ابن عربی راجع به ذبح فرزند توسط ابراهیم چیست ؟
ابن عربی رؤیای ابراهیم (علیه السلام) را که در خواب دید فرزندش را ذبح می کند – خطا می داند.
به نظر ابن عربی، گوسفند در خواب ابراهیم (علیه السلام) به صورت اسحاق ظاهر شده، به این مناسبت که هر دو منقاد اوامر الهی هستند. یعنی درست است که ابراهیم(علیه السلام) در خواب دید پسرش اسحاق علیه السلام را ذبح می کند، ولی در واقع مقصود همان گوسفند بود. چون خواب، حضرتِ خیال و مثال مقید است و آنچه در این حضرت مشاهده می شود احتیاج به تعبیر دارد، تا مراد از صورت مرئیه معلوم آید. زیرا آن گاهی مطابق واقع باشد و گاهی نباشد. اما ابراهیم(علیه السلام) عنایت نفرمود و به تعبیر آن نپرداخت. زیرا چنین انگاشت که امر را در عالم مثال مطلق مشاهده کرده است که احتیاج به تعبیر ندارد، چون هر چه در این مشهد مشاهده شود همواره مطابق واقع باشد و نیازمند تعبیر نباشد.
ابن عربی می گوید: خدا خطاب به ابراهیم فرمود : « أنّ یا ابراهیم قد صدّقت الرؤیا» و آنچه را که در خواب دیدی صادق شمردی، و نفرمود: صدقت فی الرؤیا أنّه ابنک (صادق بودی در رؤیا و آنچه دیدی ذبح می کردی عین فرزند تو بود) زیرا ابراهیم علیه السلام ظاهر رؤیای خود را گرفت و آن را تعبیر نکرد، در حالی که رؤیا احتیاج به تعبیر دارد.
خلاصه سخن آنکه در ماجرای ابراهیم و قربانی فرزند ؛ امتحان بودن خواب را هم کیرکگارد قبول دارد و هم ابن عربی با این تفاوت که کیرکگارد ابراهیم را پیروز این امتحان می داند و او را یکه تاز ایمان می خواند و طور ایمان را ورای طور عقل می خواند « اما ابن عربی می گوید امتحان برای این بود تا معلوم شود که ابراهیم تعبیر خواب بلد است یا نه . و او در امتحان مردود شد و معلوم گردید که توانایی و بصیرت لازم برای تعبیر خواب ندلرد . ابراهیم به خواب دید که فرزند خود را قربانی می کند ولی ملتفت این معنی نبود که خواب تعبیر می خواهد و تعبیر عبور کردن و گذشتن از ظاهر است به سوی باطن » . ( موحد ، ۱۳۸۹ : ۳۵۱ )
در انتها باید اذعان کرد که به قربانگاه رفتن فرزند و تصمیم حضرت ابراهیم (ع) برای عملی کردن فرمان الهی مبنی بر قربانی فرزند ، شاید بارزترین مصداق نزاع عشق و ایمان یا نزاع عقل و ایمان در طول تاریخ به شمار آید.