خانه » ضرب المثل ایرانی » معنی ضرب المثل ” در بیابان لنگه کفش نعمت است “
پایتخت کتاب؛  ماجرای بیست انتشارات خیلی سبز
کانال دانشچی در بله

معنی ضرب المثل ” در بیابان لنگه کفش نعمت است “

آشنایی با معنی و مفهوم ضرب المثل در بیابان لنگه کفش نعمت است 👞

معنی در بیابان لنگه کفش نعمت است

در این پست با معانی و مفهوم اصلی این ضرب المثل ایرانی و قدیمی آشنا می شوید با دانشچی همراه باشید.

معنی در بیابان لنگه کفش نعمت است چیست؟

1- یعنی وسایل کم ارزشی که در هنگام رفاه و آسایش به آن توجهی نمی کنیم، در هنگام سختی به کارمان می آیند.

2- لنگه کفش به تنهایی ارزشی ندارد؛ زیرا هیچ کسی حاضر نیست که فقط یک لنگه کفش به پا کند و در خیابان راه رود! اما اگر روزی در بیابانی پر از خار گرفتار شود و کفشی هم به پا نداشته باشد، همان یک لنگه کفش بی ارزش برایش مثلا طلا ارزشمند می شود.

3- لنگه کفش، کنایه از چیزهایی است که در حالت عادی آن ها را بی ارزش قلمداد می کنیم.

بیابان، کنایه از شرایط سخت زندگی است که انسان اگر در روزهای خوشی اش چیزی را برای این روز ذخیره نکرده باشد، مجبور است به چیزهایی رو کند که قبلا آنها را پست و ناچیز می دانست.

4- این ضرب المثل قرابت معنایی دارد با ضرب المثل: هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید.

5- این مَثل به انسان تذکر می دهد که قدر نعمت هایی به چشمش کوچک می آید را بداند؛ چراکه از دست دادن همین کوچک ها ممکن است یک روزی انسان را گرفتار و مضطر کند.

پیشنهادی: معنی ضرب المثل هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید

اختصاصی-دانشچی

انشا در بیابان لنگه کفش نعمت است

روزی مردی برای رسیدن به روستایی دور، از میان بیابانی خشک و سوزان عبور می‌کرد. هوا بسیار گرم بود و شن‌های داغ زیر پاهایش می‌سوختند. هنوز نیمی از راه را نرفته بود که بند کفشش پاره شد و یکی از کفش‌هایش از پا درآمد. او هرچه گشت، نتوانست آن را پیدا کند. ناچار با یک پا کفش و یک پا برهنه به راهش ادامه داد، اما هر قدم برایش دردناک‌تر از قدم قبل بود.

پس از مدتی، خستگی و گرما او را از پا انداخت. در همان لحظه، چشمش به یک لنگه کفش کهنه افتاد که گوشه‌ای از بیابان افتاده بود. شاید اگر آن کفش را در شهر می‌دید، حتی نگاهی هم به آن نمی‌انداخت، اما حالا همان کفش کهنه برایش مانند گنجی ارزشمند بود. آن را پوشید و توانست با زحمت راهش را ادامه دهد تا سالم به مقصد برسد.

وقتی به روستا رسید، پیرمردی که ماجرا را شنیده بود، لبخندی زد و گفت: «پسرم، یادت باشد در بیابان لنگه کفش نعمت است.» آن مرد تازه فهمید که ارزش هر چیز به شرایط انسان بستگی دارد و گاهی چیزی که برای دیگران بی‌ارزش به نظر می‌رسد، می‌تواند زندگی فردی را نجات دهد.

این ضرب‌المثل به ما یاد می‌دهد که هیچ‌گاه نعمت‌های کوچک را دست‌کم نگیریم و قدر داشته‌هایمان را بدانیم. همچنین نباید کمک‌های کوچک دیگران را بی‌اهمیت بشماریم، زیرا ممکن است همان کمک اندک، در زمان سختی بزرگ‌ترین نعمت باشد. اگر انسان شکرگزار باشد و به داشته‌های خود قناعت کند، زندگی آرام‌تر و شیرین‌تری خواهد داشت.

نتیجه‌گیری:

زندگی همیشه مطابق میل ما پیش نمی‌رود و ممکن است روزی در شرایطی قرار بگیریم که کوچک‌ترین امکانات برایمان ارزش فراوانی پیدا کنند. پس بهتر است قدر نعمت‌های امروز را بدانیم، به داشته‌های خود احترام بگذاریم و هرگز کمک‌های کوچک را ناچیز نشماریم؛ زیرا همان‌طور که می‌گویند: «در بیابان لنگه کفش نعمت است.»

لوازم جانبی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *