معنی ضرب المثل ” با زبان بی‌زبانی “

آشنایی با معنی و مفهوم ضرب المثل با زبان بی‌زبانی

معنی با زبان بی‌زبانی

در این پست با معانی و مفهوم اصلی این ضرب المثل ایرانی و قدیمی آشنا می شوید با دانشچی همراه باشید.

معنی با زبان بی‌زبانی چیست؟

۱- یعنی بدون اینکه حرفی بزنی، بتوانی مقصودت را به دیگران برسانی.

برای فهم بهتر این معنا، مقدمه ای را ذکر می کنیم.

انسان ها به چند صورت مقصود و خواسته خود را به دیگران می رسانند و با آنها ارتباط برقرار می کنند:

زبان گفتار
زبان نوشتار
زبان بدن ( body language یا زبان بدن)

زبان گفتار

راحت ترین و سریع ترین راه ارتباط گیری بین افراد، زبان گفتار است. انسان ها وقتی باهم صحبت می کنند می توانند خواسته های خود را مطرح کرده و نظراتشان را بیان کنند. البته این راه برای کسانی موثر است که از داشتن نعمت زبان برخورد باشند و از طرفی، زبان همدیگر را هم بفهمند؛ مثلا یک فرد آلمانی با یک فرد ایرانی صحبت کند، درصورتی می توانند منظور همدیگر را بفهمند که زبان فرد مقابل را بلد باشند.

زبان نوشتار

نوشتار، راه دیگر ارتباط گیری بین افراد است. کسانی که نمی توانند صحبت کنند یا می خواهند کتابی بنویسند، دست به قلم برده و حرف هایشان را از طریق نوشتن به دیگران بیان می کنند.

زبان بدن

شکل دیگر ارتباط گیری بین افراد، استفاده از حرکات بدنی متناسب با مقصود فرد است. مثلا خیلی از افراد بجای اینکه عصبانیتشان را با داد و بیداد و حرف زدن نشان دهند، چهره شان را در هم می کشند و در مواقع شدیدتر ممکن است به وسیله ای آسیب بزنند ولی هیچ صحبتی نمی کنند و همین حرکت بدنی آنها نشان از عصبانیت آنها دارد.

یا مثلا افرادی که کر و لال هستند با حرکات بدنی با دیگران ارتباط می گیرند.

همه اینها را گفتیم تا معنی ضرب المثل “ با زبان بی زبانی ” را قابل فهم تر کنیم. با توجه به آنچه گفتیم، زبان نوشتار و زبان بدن همان زبان بی زبانی اند! یعنی غیر از زبانی هستند که با آن صحبت می کنیم.

وقتی می گویند فلانی با زبان بی زبانی مشکلش را به دوستش گفت یعنی خجالت کشید مشکلش را مستقیما به زبان آورد به همین دلیل از روش های دیگری استفاده کرد.

توجه: البته اینهایی که گفتیم معنای نزدیک این ضرب المثل بود. معنای کنایی یا معنای دور آن یعنی کسی که حرف هایش را واضح بیان نمی کند ( به هر دلیلی مثل خجالت کشیدن یا نبودن موقعیت مناسب و …) و حرف هایش را بصورت کنایه، طعنه، مثال یا … بیان می کند. (پس با زبان گفتار هم بصورت بی زبانی صحبت می کنیم یعنی غیرواضح حرفمان را می زنیم.)

مثلا شما در یک مهمانی هستید و غذا هنوز آماده نشده و شما هم شدیدا احساس گرسنگی می کنید اما خجالت می کشید که بگویید گرسنه ام! اگر بخواهید با زبان بی زبانی به صاحبخانه بفهمانید که گرسنه اید ممکن است به کنایه و یا شوخی صحبت کنید؛ مثلا بگویید: عطر غذا هوش از سر آدم می برد!

یا مثلا زمانی که کودک، جایش را خیس کند یا گرسنه اش باشد، گریه می کند. یعنی با زبان بی زبانی حرف دلش را می زند.

امیدواریم به عمق مطلب پی برده باشید! 🙂

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *