مهمترین موانع و مشکلات داخلی نظام مشروطه

نظام مشروطه | موانع و مشکلات داخلی آن

نظام مشروطه

انقلاب مشروطه به قطع یکی از تاثیرگذارترین وقایع تاریخی پیش از انقلاب اسلامی بوده است. این جنبش در پی به چوب بستن تجار صاحب نام در ملا عام آغاز شد. درست زمانی که قحطی ایران را فرا گرفته بود.

به دنبال این اتفاق با تحصن و اعتراضات مردم برای تاسیس عدالتخانه پای ” انقلاب مشروطه ” به ایران باز شد. در سال ۱۲۸۵، پس از تلاش‌ها و رویدادهای بسیار در جهت مشروطه کردن سلطنت و حاکمیت در ایران فرمان مشروطه به دست مظفرالدین شاه قاجار امضا شد.

نگاهی مختصر بر پیروزی نظام مشروطه در ایران

ایران در زمان مظفرالدین شاه قاجار یکی از بی ثبات‌ترین و فاسدترین دوران سلطنت خود را می‌گذراند. به دلیل قراردادهای ننگین گلستان و ترکمانچای بخش‌های وسیعی از ایران از دست رفته بود. پس از جنگ ایران و روسیه وضعیت اقتصاد و معیشت مردم در وضع نابسامانی قرار داشت. واردات بی رویه باعث از بین رفتن صنایع داخلی شده بود. در چنین شرایط بغرنجی این جنبش، با اتحاد علما و روحانیون و روشنفکران و عامه مردم شکل گرفت.

فرانسه روسیه و ارتباط آن با انقلاب مشروطه

در سال ۱۹۰۵ پس از انقلاب روسیه نوعی دموکراسی به این کشور حاکم شد که در این دموکراسی جدید انجمن ها و شوراهایی تشکیل شدند و این تشکل‌ها روی روند شکل گیری جنبش نظام مشروطه تاثیر مستقیمی داشت. از سوی دیگر، مصر که کشوری مسلمان محسوب می‌شد، تحت استعمار فرانسه و ناپلئون بناپارت قرار گرفت.
روش جدید اداره مصر توسط شوراها و مجالس سیاست‌گذاری غربی برای کشوری مسلمان می‌توانست سرلوحه شکل‌گیری این جنبش در ایران باشد.

عوامل سقوط و شکست انقلاب مشروطه

با اجرای فرمان مشروطه در ۱۲۸۵ پیشگامان مشروطیت برای ایجاد یک اتحاد و تشکیل مجلس شورای ملی به میدان آمدند. از آنجا که رهبران این اتحاد را، روشنفکران و روحانیون تشکیل می‌دادند اختلاف نظرها و مخالفت‌های آشکار بین این دو گروه ظاهر شد، که در نهایت به افول و شکست انقلاب مشروطه منجر گردید.

در ذیل به تفسیر این اختلافات و عوامل می‌پردازیم:

۱- مخالفت محمدعلی شاه قاجار با نظام مشروطه :

محمدعلی شاه قاجار، ولیعهد و جانشین مظفرالدین شاه پس از تاجگذاری به سلطنت رسید. محمدعلی‌شاه از همان ابتدا با مشروطیت مخالف بود. وی تحت اصرار و فشار مردم مشروطه را پذیرفت اما با میزان نامحدود اختیارات مجلس و تضعیف شدن جایگاه شاه در امور مملکتی به شدت مخالف بود.

محمدعلی شاه پس از اینکه مجلس بودجه دربار را به طرز محسوس کاهش داد و حتی در بعضی موارد قطع کرد، با پرداخت نکردن حقوق کشاورزان و کارگران جنوب شهر سعی کرد مردم را علیه مشروطه تحریک کند که تا حدودی نیز موفق شد.
در ادامه این مخالفت‌های پادشاه ایران به آنجا ختم شد که در دوم تیرماه ۱۲۸۷ مجلس ملی را به توپ بست.

۲- اختلافات بین مشروطه خواهان :

در دهه اول اختلاف دیدگاه و ایدئولوژی بین روحانیت و روشنفکران لیبرال و سوسیالیست وجود داشت.‌ روشنفکران لیبرال با تفکرات فلسفی و متاثر از دموکراسی در اروپا بودند. کسانی مانند طالبوف، ملکم خان و تقی زاده رهبران این جبهه بودند.

روشنفکران سوسیالیست که به چپ گرایان معروف بودند در پناه مهاجرت های زیاد به فرانسه، انگلیس و روسیه دارای تفکرات انقلابی بودند و افرادی مانند محمد امین رسول زاده ،حیدرخان عمواوغلی و نریمانوف در این گروه بودند. این دو تفکر در مخالفت جدی با ایدئولوژی تفکرات روحانیون بودند. رهبران جبهه علما و روحانیون و شیخ فضل الله نوری، طباطبایی و گروه‌های روشنفکران علی‌رغم اشتراک در اصل قانون مدار بودن سلطنت و آزادی با روحانیت، خواهان جدایی دین از سیاست و دخالت نکردن روحانیون در امور سیاسی بودند.

روشنفکران در واقع عقیده داشتند که آزادی در همه ارکان باید لحاظ شود و این در بسیاری موارد با شرعیات مورد قبول روحانیون در تضاد بود. در مقوله بعدی بین خود روحانیون نیز اختلافاتی به وجود آمد، که به نوبه خود زمینه‌ساز شکست این جنبش بود. پس از به امضا رسیدن متمم قانون اساسی اختلاف نظر بین روحانیون شریعت طلب که در راس آنها شیخ فضل الله نوری بود و روحانیون مشروطیت طلب بالا گرفت.

روحانیون مشروطه خواه با تمام قوانین به امضا رسیده در متمم قانون اساسی که شامل، آزادی بیان و قلم در مطبوعات، حقوق مساوی همه مردم اعم از ادیان و احزاب و رسیدگی به محاکمه‌ی شرعیات در جایگاه قضاوت شرعی و محاکمه‌ی جرایم عدلیه در عدالتخانه به سبب پذیرش کلیات مشروطه‌خواهی موافق بودند. اما روحانیون مشروطه مشروعه خواه کاملاً با این متمم که دین را از سیاست جدا می‌ساخت مخالف بودند و این اختلافات سبب ساز زمینه‌های به انحراف رفتن مسیر مشروطه شد. مشروطه- مشروعه خواهان به سبب برداشت متفاوت از مشروطیت آن را خطرآفرین تر از رژیم استبدادی و پادشاهی قاجار برای مسلمانان دانستند.

در نهایت این انقلاب با اعدام شدن شیخ فضل الله نوری و قتل بهبهانی رو به انحلال کامل رفت. عوامل بیرونی و دسیسه‌های انگلیس و روسیه در قرارداد ۱۹۰۷ نیز دست به دست هم داد تا این جنبش بزرگ افول کند با این حال قابل ذکر است انقلاب مشروطه، زمینه ساز انقلاب سال ۱۳۵۷ بود و بی شک اولین گام در بیداری مردم ایران بود.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *