خانه » زندگینامه » تحقیق در مورد زندگی رشیدالدین وطواط + اشعار

تحقیق در مورد زندگی رشیدالدین وطواط + اشعار

مختصر درباره زندگی نامه رشیدالدین وطواط

زندگی رشیدالدین وطواط

ابو‌بكر رشيدالدين محمد بن عبدالجليل وطواط از شاعران، نویسندگان و ادیبان بلخی ایرانی قرن ششم بوده که آثارش به دو زبان فارسی و عربی است. این شاعر نامی در دوران خوارزمشاهیان می‌زیست و دبیر دیوان آتسز خوارزمشاه بود. لقب وطواط به معنای خفاش یا نوعی پرستو به دلیل اندام کوچکش به او نسبت داده شده است.

زندگی نامه رشیدالدین وطواط 

رشیدالدین در بلخ زاده شد. او بخشی از تحصیلات خود را نزد امام ابوسعد هروی در مدرسه نظامیه بلخ گذراند و بعد از تمام شدن تحصیل و کسب تبحر در نثر فارسی و عربی راهی خوارزم شد. در این شهر به خدمت آتسز خوارزمشاه درآمد و از سوی او منصوب به صاحب ديوانی رسائل گردید.

در جنگ میان آتسز با سلطان سنجر، زمانی که سلطان سنجر، هزارسف را محاصره کرده بود، انوری شاعر در خدمت وی، این دوبیتی نوشت و در شهر انداختند:

ای شاه همه ملک زمین حسبْ تراست
وز دولت و اقبال جهان کسب تراست

امروز به یک حمله هزارسف بگیر
فردا خوارزم و صد هزار اسب تراست

وطواط در هزارسف بود و در پاسخ این بیت نوشت و با تیر برای آن‌ها بینداخت:

ای شه که به جامت می صافی است نه دُرد
اعدای تو را ز غصه خون باید خورد

گر خصم تو ای شاه شود رستم گُرد
یک خر ز هزاراسب تو نتواند برد

 سلطان سنجر پس از فتح شهر تصمیم به قتل وطواط گرفت و به همین دلیل وی مدت‌ها فراری بود و به دنبال شفیعی می‌گشت که جانش را نجات دهد. سرانجام منتجب‌الدین بدیع‌الکتاب رئیس دیوان انشا توانست موجب عفو وی توسط سلطان سنجر شود.

در زمان هشتاد سالگی رشیدالدین وطواط، تکش در خوارزم به تخت پادشاهی تکیه زد و وطواط را در یک تخت روان به خدمتش رساندند. رشیدالدین گفت به علت کهولت سن برای تبرک تنها به گفتن یک رباعی بسنده می‌کند. رباعی این است:

جدت ورق زمانه از ظلم بشست
عدل پدرت شکستها کرد درست

ای بر تو قبای سلطنت آمده چست
هان تا چه کنی که نوبت دولت توست

علاوه بر دیوان شعر رشید وطواط، منشآت فارسی او که مجموعه‌ای است از حدائق السحر فی دقایق الشعر در بدیع و صنایع شعری و فصل الخطاب من کلام عمر بن الخطاب، رسائل سلطانی و اخوانی، انس اللهفان من کلام عثمان بن عفان، تحفه الصدیق الی الصدیق من کلام ابی بکر الصدیق، نثر اللآلی من کلام امیرالمؤمنین علی (ع) و مجموعه رسائل عربی او نیز شهرت دارد.

دیوان این شاعر با ۸۵۶۳ بیت شامل غزلیات، ترجیعات، ترکیبات، قصاید، یک قصیده مسمط مصنوع، رباعیات و مقطعات است که در آذر ماه سال ۱۳۳۹ هجری شمسی توسط کتابفروشی بارانی به چاپ رسیده ‌است. در این دیوان نزدیک به دوازده هزار بیت نوشته‌اند، که در بردارنده تمامی اشعار این شاعر نمی‌باشد. این چاپ مشتمل بر مقدمه‌ای درباره زندگی و شرح احوال زندگی رشید وطواط، تألیفات او ، معرفی نسخ در دسترس مصحح و مطالب برخی از تذکره نویسان است. اکثر نسخ در دسترس ایشان نسخه‌هایی است که پس از قرن یازدهم کتابت گردیده است.

آثار رشیدالدین وطواط

  • ابکار الافکار فی الرسائل و الاشعار
  • دیوان فارسی: با بیش از ۸۵۰۰ بیت
  • حدائق السحر فی دقائق الشعر: به معنی: باغ‌های جادو در باب نکات ریزِ شعر، از جمله شاهکارهای نثر فارسی و از مهمترین کتب ادبیّه
  • دیوان عربی
  • نثر اللئالی: مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (ع)
  • جواهر القلائد و زواهر الفرائد (فرائد القلائد)
  • فصل الخطاب
  • مجموعه رسائل عربی
  • عرائس الخواطر و نفائس النوادر
  • انس اللهفان
  • لطایف الامثال و طرایف الاقوال: شرح فارسی ۲۸۱ مَثَل عربی
  • درر غرر
  • تحفة الصدیق الی الصدیق من کلام ابی بکر صدیق
  • لغت فارسی منظوم موسوم به حمد و ثنا
  • و ۱۱ رساله و مجموعه، صدکلمه‌ای از سخنان خود به عربی

اشعار وطواط

دلم در عاشقی زار اوفتادست

بدست رنج و تیمار اوفتادست

ستم کش بایدم بودن بنا کام

که معشوقت ستمگار اوفتادست

نکو رویست و بدخویست و نشگفت

که گل در صحبت خار اوفتادست

بلای جان خلقست و دل من

بصد جانش خریدار اوفتادست

دلم امسال در دام غم عشق

بتراز پارو پیرار اوفتادست

همی شویم بخون این بار چهره

که دست خونم این بار اوفتادست

مرا عشقست و جز من مردمان را

ازین انواع بسیار اوفتادست

دلم بر دست و جان هم برد خواهد

نه خر مرده است و نه بار اوفتادست

ملامت چون کنم خود را؟ نه اول

ز من آیین این کار اوفتادست

ز من بیزار شد معشوق و بامنش

ندانم تا چه آزار اوفتادست؟

حدیث عشق ما و خوبی او

بر شاه جهان دار اوفتادست

علاء دین و دنیا شاه اتسز

که شاهی را سزاوار اوفتادست

مشکست توده توده نهاده بر ارغوان
زلفین حلقه حلقهٔ آن ماه دلستان

زان توده تودهٔ مشک آیدم حقیر
زین حلقه حلقهٔ تنگ آیدم بجان

چون قطره قطره آب لطیفست عارضش
وز نور شعله شعله نهاده بر ارغوان

زان قطره قطرهٔ آبست چون بخار
زین شعله شعلهٔ نارست چون دخان

هر روز دجله دجله بر آرم من از سرشک
کو طرفه طرفه گل شکفاند ببوستان

زان دجله دجله دجلهٔ بغداد را مدد
زین طرفه طرفه طرفهٔ شمشاد شد نوان

تا پشته پشته بار فراقش همی کشم
چون ذره ذره کرد مرا بر هوا هوان

زان پشته پشته پشتهٔ کوه آیدم سبک
زین ذره ذره ذرهٔ گرد آیدم گران

هجرانش باره باره زمن برد خواب و خور
من خیره خیره مانده ز دست عنا عیان

زان باره باره بارهٔ ……………
زین خیره خیره خیرهٔ ……………….

چون نکته نکته در غزل آرم ز وصف او
بختم ز تحفه تحفهٔ دولت دهد نشان

زان نکته نکته نکتهٔ رنج و جراحتست
زیم تحفه تحفه تحفه قبول خدایگان

بر یاد تو ، بی تو ، این جهان گذران
بگذاشتم ، ای ماه و تو از بی خبران

دست از همه شستم و نشستم بکران
چون بی تو گذشت ، بگذرد بی دگران

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *