خانه » ضرب المثل‌های ایرانی » معنی ضرب المثل ” حرف مرد یکی است “

معنی ضرب المثل ” حرف مرد یکی است “

درباره معنی و مفهوم ضرب المثل حرف مرد یکی است

ضرب المثل حرف مرد یکی است

در ادامه با معنی و مفهوم و داستان ضرب المثل ایرانیحرف مرد یکی است” آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

حرف مرد یکی است یعنی چه؟

۱- یعنی اگر سرم برود زیر قولم نمی زنم!

۲- این ضرب المثل را اغلب کسانی به کار می برند که می خواهند این اطمینان را به مخاطب خود دهند که اهل بدعهدی و خلف وعده کردن نیستند و اگر قولی می دهند حتما به آن وفا خواهند کرد.

۳- ظاهرا در این ضرب المثل کلمه ” مرد ” ممکن است به جنس مذکر گفته شود اما در اصل منظور از مرد، جنسیت نیست بلکه هرکس که در سخنانش تردید و تزلزل وارد نکند و خوش قول باشد این مَثل را برایش می گویند. و این به این معنا نیست که حرف مرد ها یکی است و حرف خانم ها چند تا!

۴- البته این ضرب المثل کاربرد دیگری هم معمولا دارد؛ برخی افراد لجباز که دیدگاه ها و سخنان اشتباهی دارند و غرورشان اجازه نمی دهد که از سخن و دیدگاه اشتباه‌شان صرف نظر کرده و آن را اصلاح کنند، این ضرب المثل را استفاده می کنند و می گویند: محال است از حرفی که زدم برگردم! حرف مرد یکیست!

البته در اینجا حس مثبتی به مخاطبشان القا نمی کنند چرا که از این صحبت، مخاطب می فهمد که او اهل منطق و عاقلانه اندیشیدن نیست! و فردی متعصب است که تعصب بیجایش چشم و گوشش را کور و کرده و اجازه نمی دهد پیشرفت کند و خطاهایش را بپذیرد. این افراد، حاضرند در چاه بیفتند اما از راه اشتباه بر نگردند…

پیشنهادی: ضرب المثل درباره بدقولی

داستان کوتاه ملانصر الدین و جشن چهل سالگی

حکایت کرده اند که در قدیم افراد جشن تولد نمی گرفتند اما سن ۴۰ سالگی برایشان ارزشمند بود چرا که باور داشتند در این سن انسان به پختگی و رشد عقلانی می رسد. به همین دلیل این سن را جشن می گرفتند. ملا نصر الدین هم بسیار انتظار می کشید که چهل ساله شود تا در نزد مردم قدر و منزلت یابد.

بالاخره ملا نصر الدین چهل ساله می شود و جشن با شکوهی می گیرد. از آن پس بین مردم از احترام زیادی برخوردار می شود. حلقاتی تشکیل می دهد و سخنرانی های مفیدی برگزار می کند. خلاصه اینکه در جمع دوستان و آشنایان به خوبی می درخشد.

چندین سال به همین منوال می گذرد. برخی از شهرت به دست آمده ملا حسودی می کنند و دنبال راهی می گردند تا به اعتبار او در نزد مردم خدشه وارد کنند. سردسته حسودان به دوستانش می گوید: «با اینکه پنج، شش سال از جشن تولد چهل سالگی ملا می گذرد او هنوز هم خیال می کند چهل ساله است!

باید به مردم بگوییم که او دارد پیر می شود. تا از چشم آنها بیفتند.»

فردای آن روز وقتی ملا در جمع مردم سخنرانی می کرد بعد از تمام شدن حرف هایش مرد حسود با دوستانش جلو آمد و گفت: ملا! چرا دروغ می گویی؟ تو که چهل سالگی ات سالهاست تمام شده! داری پیر می شوی. جشن تولدت را گرفتی تمام شد! وقت مردم را نگیر!

ملا نصر الدین هم با قاطعیت گفت: ده سال دیگر هم بپرسی چند سالت هست می گویم چهل ساله ام! یادت باشد حرف مرد یکی است! حاضران از این جواب طنزآمیز ملا خندیدند و از شوخ طبعی اش لذت بردند!

 

توجه: این داستان ها و حکایات افسانه گونه است! همانطور که از اسمش پیداست داستانی بیش نیست. شخصیت ها واقعی نیستند. تنها جهت بیان معنای ضرب المثل این داستان را حکایت کرده اند. شاید در واقع چنین شخصیتی وجود داشته باشد و شاید هم از قوه تخیل نویسنده الهام گرفته شده باشد. 😉

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.