خانه » ضرب المثل‌های ایرانی » معنی ضرب المثل ” فکر نان کن که خربزه آب است “

معنی ضرب المثل ” فکر نان کن که خربزه آب است “

آشنایی با معنی و مفهوم ضرب المثل فکر نان کن که خربزه آب است

فکر نان کن که خربزه آب است

در این پست با معانی، ریشه و مفهوم اصلی این ضرب المثل ایرانی و قدیمی آشنا می شوید با دانشچی همراه باشید.

معنی فکر نان کن که خربزه آب است چیست؟

۱- یعنی به جای اینکه به امور بیهوده فکرکنی، کار های ارزشمند انجام بده که در آخر پشیمان نشوی.

۲- به کسی می گویند که سود و زیان خود را نمی شناسد و وقتش را به انجام کارهای بی ارزش تلف می کند.

۳- وقتی بخواهند ارزش کاری را در برابر بی ارزشی کار دیگر مقایسه کرده و اهمیت کار اول را بیان کنند، این ضرب المثل را استفاده می کنند.

ریشه و داستان ضرب المثل

دو کارگر بنایی بودند که دست و بالشان بسیار تنگ بود و به سختی زندگی خود را می گذراندند. چندماهی بود که حقوقشان را نگرفته بودند. به همین دلیل با اندک پولی که داشتند فقط می توانستند روزها یک وعده نان بخرند و شکمشان خالی نباشد تا بتوانند کار کنند.

یکی از روزها فقط یک اسکناس به اندازه خرید نان برایشان باقی مانده بود. آن روز هردو بسیار گرسنه بودند. یکی از آنها گفت: وضعمان اصلا خوب نیست. امروز فقط می توانیم نان بخریم. بیا این اسکناس را بگیر و برو از بازار نان بخر تا من هم سیمان درست کنم که تا شب خیلی کار داریم.

رفیقش پول را گرفت و به بازار رفت. بوی چلوکباب از هر طرف به مشامش می رسید و دیوانه اش می کرد. غصه خورد که پولش به اندازه کباب نمی رسد. کمی جلوتر رفت غذاهای گوناگون دید: آش، فلافل، ساندویچ های خوش رنگ و خوش بو و… . زودتر از آنجا دور شد تا بیش از اینها آب دهانش نریزد!

در مسیرش مغازه میوه فروشی ای را دید که میوه هایش برق می زد! چشمش به یک خربزه افتاد. هرچه جلوی کباب و آش و … خودش را نگه داشت اما اینجا دیگر طاقت نیاورد و با خودش گفت: اگر یک روز هم به جای نان، خربزه بخوریم آسمان به زمین نمی رسد که! تمام اسکناس ها را داد و خربزه را خرید و پیش دوستش برد.

با خودش گفت یعنی تشکر می کند یا عصبانی میشود؟! کلی فکر و خیال در سرش بود تا اینکه دوستش آمد. خربزه را پشتش قایم کرده بود. گفت: اگر گفتی چی خریدم؟ دوستش که از گرسنگی رنگش پریده بود گفت سفره را باز کن که دیگر دارم از گرسنگی می میرم. مگر نان نخریده ای؟!

خربزه را نشان داد. دوستش با اینکه عصبانی شد جلوی خودش را گرفت و گفت: رفتی بازار بازهم غذاها و میوه های رنگی وسوسه ات کرد؟ مرد حسابی ما اگر این خربزه را بخوریم که سیر نمی شویم. فکر نان کن که خربزه آب است! نان را میخوردیم که قوتی بگیریم و کار کنیم و پول در آوریم.

خلاصه خربزه را خوردند. تا شب شکمشان قار و قور می کرد و نمی توانستند به خوبی کار کنند. از آن پس به هرکس که تصمیم نسنجیده ای می گیرد و فکر عواقب کارش را نمی کند، این ضرب المثل را به کار می برند!

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *