خانه » ضرب المثل ایرانی » معنی ضرب المثل ” عجله کار شیطان است ” + داستان
پایتخت کتاب؛  ماجرای بیست انتشارات خیلی سبز
کانال دانشچی در بله

معنی ضرب المثل ” عجله کار شیطان است ” + داستان

آشنایی با ضرب المثل عجله کار شیطان است 😈

معنی ضرب المثل عجله کار شیطان است

در این پست با داستان و معانی ضرب المثل ایرانی و پرکاربرد ” عجله کار شیطان است” از کتاب نگارش یازدهم آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

معنی ضرب المثل عجله کار شیطان است

1- یعنی هیچ کاری با عجله و اضطراب به سرانجام خیر و نتیجه درست و مطلوب نخواهد رسید.

2- انسان هر وقت عجله کند از تدبیر باز می ماند.

3- عجله کردن فکر و اندیشه را از انسان می گیرد و در عاقبت پشیمانی به بار می آورد.

4- عجله، چشم پوشی بر حقایق است.

داستان ضرب المثل عجله کار شیطان است

در روزگاران قدیم، پیرمردی با همسر مهربان خود، سالیان دراز در آرزوی داشتن فرزندی زیر یک سقف زندگی می کردند، اما با گذشت زمان و غالب شدن ضعف پیری از داشتن نعمت فرزند ناامید گشتند. از آنجا که گفته اند پس از ناامیدی، امید است چندی بعد خداوند متعال با عطا کردن فرزندی به آن دو، رحمت را بر آن خانواده تمام کرد. از آن پس پیرمرد چنان خوشحال بود که شب و روز صحبت از آن مهمان در راه می کرد!

روزی به زنش گفت: آمدن پسرمان نزدیک است؛ می خواهم بر او نام نیکو نهم، احکام دین و آداب و رسوم شریعت را به او بیاموزم و در تأدیب و تذهیب نفس او چنان تلاش کنم که در اندک زمانی شایسته انجام فرایض دینی شود و استعداد کسب کرامات الهی را بیابد؛ چنان که نام او در جهان باقی ماند و فرزندان او مایه شادی دل و روشنایی چشم ما باشند.

زن گفت: تو از کجا می دانی که فرزند ما پسر خواهد بود؟ ممکن است عمر من کفاف داشتن نعمت فرزند را ندهد؛ ممکن است فرزند ما پسر نباشد؛ چگونه این گونه بیهوده گویی می کنی! پیرمرد بعد از سخنان همسرش از حرف خود خجالت کشید و تا زمان وضع حمل زن جز ذکر چیز دیگری نگفت.

القصه، نذرهای آن ها پذیرفته شد و خداوند به آنها پسری زیبا و سالم هدیه داد. روزی از روزها زن برای خرید از خانه خارج شد و پسر را به همسرش سپرد، اما زمانی از رفتنش نگذشته بود که قاصد پادشاه برای دعوت از پیرمرد به درخانه آن ها آمد و در را زد. تأخیر جایز نبود! ناچار فرزند عزیزش را به راسویی که در خانه آنها زندگی می کرد سپرد و رفت. راسو دوست دیرین و رفیق عزیز پیرمرد بود! و پیرمرد به او دل بستگی عمیق داشت.

ساعتی از رفتن پیرمرد نگذشته بود که ماری به قصد نیش زدن کودک به کنار گهواره او رفت. اما راسو مار را کشت و کودک را نجات داد. وقتی پیرمرد از قصر پادشاه به خانه برگشت؛ راسو سرتا پا خون آلود به سوی او دوید؛ او در نگاه اول پنداشت که آن خون از جراحات فرزندش است و راسو در امانت خیانت کرده است، پس پیش از تحقیق، عجولانه عصایش را محکم بر سر راسو فرو آورد و او را در دم کشت.

وقتی داخل اتاق رفت پسرش را سلامت درحالی که دست و پا می زد و ماری قطعه قطعه شده در کنارش بود؛ یافت تازه ماجرا را فهمید و با دست بر سر و سینه زد؛ زانوهایش سست شدو بر دیوار تکیه داد و گفت: ای کاش این کودک هرگز متولد نمی شد و من به او عشق نمی ورزیدم تا مسبب این خون به ناحق ریخته شده نمی شدم. خدایا! چه مصیبتی از این بیشتر است که هم خانه خود را بی دلیل هلاک کنی!
در همین احوال همسرش از راه رسید و با فهمیدن ماجرا در غم و ناراحتی همسرش شریک شد و بعد از ساعتی رو به او کرد و گفت: این مثل را به یاد داشته باش هر کس در کارها عجله نماید از منافع متانت، وقار و آرامش بی نصیب می ماند چرا که عجله کار شیطان است!

انشا درباره ضرب المثل عجله کار شیطان است

ضرب‌المثل‌ها جمله‌هایی کوتاه اما پرمعنا هستند که از تجربه‌های زندگی مردم به‌وجود آمده‌اند. یکی از ضرب‌المثل‌های معروف و پرکاربرد «عجله کار شیطان است» می‌باشد. این ضرب‌المثل به ما یاد می‌دهد که شتاب‌زدگی و بی‌حوصلگی معمولاً باعث اشتباه می‌شود و بهتر است در انجام کارها آرامش و دقت داشته باشیم.

یک روز صبح که دیر از خواب بیدار شدم، همه چیز به‌هم ریخته بود. زنگ مدرسه نزدیک بود و من با عجله لباس پوشیدم و بدون خوردن صبحانه کیفم را برداشتم. مادرم گفت: «با آرامش آماده شو، عجله کار شیطانه»، اما من به حرفش توجهی نکردم و با عجله از خانه بیرون رفتم. در راه مدرسه مدام می‌دویدم و نفس‌نفس می‌زدم.

وقتی به کلاس رسیدم، فهمیدم دفتر ریاضی‌ام را جا گذاشته‌ام. قلبم تند تند می‌زد و اضطراب داشتم. همان روز معلم از دفترها امتحان گرفت و من به خاطر فراموشی دفتر نمره کاملی نگرفتم. اگر کمی آرام‌تر بودم و وسایلم را با دقت جمع می‌کردم، چنین اتفاقی نمی‌افتاد.

چند روز بعد، تجربه دیگری هم برایم پیش آمد. در کلاس هنر قرار بود با مقوا و قیچی یک کاردستی درست کنیم. من که می‌خواستم زودتر از بقیه کارم را تمام کنم، با عجله قیچی را برداشتم و بدون دقت شروع به بریدن کردم. ناگهان دستم برید و مجبور شدم به بهداری مدرسه بروم. کاردستی‌ام هم خراب شد و دیگر فرصتی برای درست کردن دوباره آن نداشتم.

آن روز وقتی به خانه برگشتم، اتفاقات را برای مادرم تعریف کردم. او لبخند زد و گفت: «دیدی عجله چه بلایی سرت آورد؟» آن لحظه معنی واقعی ضرب‌المثل «عجله کار شیطان است» را فهمیدم. عجله نه‌تنها باعث جلو افتادن نمی‌شود، بلکه گاهی ما را عقب‌تر هم می‌اندازد.

از آن به بعد سعی کردم در کارهایم صبورتر باشم. یاد گرفتم قبل از انجام هر کاری کمی فکر کنم و با آرامش پیش بروم. وقتی آرام هستم، اشتباهاتم کمتر می‌شود و نتیجه کارهایم هم بهتر است. حتی در درس خواندن هم فهمیدم که با حوصله مطالعه کردن، یادگیری بیشتری دارد.

در پایان می‌توان گفت ضرب‌المثل «عجله کار شیطان است» درس بزرگی برای زندگی ماست. این ضرب‌المثل به ما یاد می‌دهد که صبر و دقت، کلید موفقیت هستند و شتاب‌زدگی فقط دردسر به همراه دارد. اگر در زندگی عجله نکنیم و با فکر عمل کنیم، راه درست‌تری را انتخاب خواهیم کرد.

انشا اختصاصی _ نویسنده: حدیثه قاسمی 

پیشنهادی: ضرب المثل‌های ایرانی بیشتری بخوانید

 باز آفرینی عجله کار شیطان است  / دانشچی

لوازم جانبی

3 دیدگاه

  1. گسترش مثل تون خيلي خوبه من من همه شو از سايت شما مينويسم

  2. راسو؟؟
    خدایی؟؟

  3. عالییییییی👍

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *