خانه » ادبیات » معنی شعر میوه ی هنر (پروین اعتصامی)

معنی شعر میوه ی هنر (پروین اعتصامی)

معنی و مفهوم شعر میوه ی هنر از پروین اعتصامی فارسی پایه ششم

معنی شعر میوه هنر

در این پست، معنی و مفهوم شعر میوه ی هنر از پروین اعتصامی را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

معنی شعر میوه هنر

۱- آن قصّه شنیدید که در باغ یکی روز / از جور تبر، زار بنالید سپیدار

معنی: آیا آن قصه را شنیده اید که یک روز در یکی از باغ ها، درخت سپیدار از ظلم و ستمی که تبر با او کرده بود زار زار می گریست و ناله می کرد؟

 

۲- کز من نه دگر بیخ و بُنی ماند و نه شاخی / از تیشه‌ی هیزم شکن و ارّه‌ی نجار

معنی: (سپیدار می گفت) از تبرهای هیزم شکنان و اره نجارها، از من نه ریشه ای مانده و نه شاخه ای.

 

۳- گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس / کاین موسم حاصل بود و نیست تو را بار

معنی: تبر آهسته به سپیدار گفت: در جرم و گناه تو همین بس که الان فصل میوه دادن است اما تو هیچ میوه ای نداری!

 

۴- تا شام، نیفتاد صدای تبر از گوش / شد توده در آن باغ، سحر هیمه‌ی بسیار

معنی: تا شب صدای تبر (که مشغول بریدن درخت بود) ادامه داشت. هنگام سحر، توده ای از هیزم در آن باغ جمع شد.

 

۵- دهقان چو تنور خود از این هیمه برافروخت / بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار:

معنی: وقتی کشاورز آن هیزم ها را سوزاند و تنورش را روشن کرد، سپیدار با دیدن این صحنه گریه کرد و دوباره گفت:

 

۶- آوخ که شدم هیزم و، آتشگر گیتی / اندام مرا سوخت چنین زآتش ادبار

معنی: افسوس که من به هیزم تبدیل شده ام و دنیای آتش افروز، اندام من را با این چنین با آتش بد اقبالی می سوزاند.

 

۷- خندید بر او شعله، که از دست که نالی؟ / ناچیزی تو، کرد بدین گونه تو را خوار

معنی: شعله آتش به او خندید و گفت: از دست چه کسی ناله می کنی؟ بی ارزش بودن تو، تو را اینچنین خوار و ذلیل کرده و به این روز انداخته است.

 

۸- آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد / فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار

معنی: شاخه درختی که رشد کند و بلند شود اما میوه ای ندهد، لایق چیزی جز هیزم شدن و سوختن نیست.

 

۹- جز دانش و حکمت نَبُوَد میوه ی انسان / ای میوه فروش هنر، این دکّه و بازار

معنی: (انسان نیز مانند درخت است) میوه ی درخت وجودی انسان، همان دانش و حکمت اوست. ای انسانی که خود را دانا نشان می دهی، الان زمان ارائه کردن هنرت است. (که علمت را به دیگران بیاموزی)

 

۱۰- از گفته ی ناکرده و بیهوده چه حاصل؟ / کردار نکو کن که نه سودی ست ز گفتار

معنی: سخن بیهوده گفتن و به آن عمل نکردن سودی ندارد. کردار خود را نیکو کن چرا که در گفتار بدون عمل سودی نیست.

 

۱۱- آسان گذرد گر شب و روز و مه و سالت / روز عمل و مُزد ، بود کار تو دشوار

معنی: اگر روزگارت را به تنبلی و سستی بگذرانی، در روز قیامت که هرکس نتیجه عمل خویش را می بیند، گرفتار می شوی.

مفهوم کلی شعر میوه‌ی هنر چیست؟

   ارزش انسان به علم و دانش اوست اما علم و دانشی که هم در کردار باشد هم در گفتار. کسی که از دانش دم بزند اما اهل عمل نباشد هیچ ارزشی ندارد. چنین انسانی همچون درخت سپیدار است که قد می کشد و رشد می کند اما هیچ میوه ای ندارد.  

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *