خانه » ضرب المثل‌های ایرانی » معنی ضرب المثل ” دست از ترنج نشناخت “

معنی ضرب المثل ” دست از ترنج نشناخت “

همه چیز درباره معنی و ریشه مفهوم ضرب المثل دست از ترنج نشناخت

دست از ترنج نشناخت

در این پست با معنی و مفهوم این ضرب المثل ایرانی و قدیمی آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

معنی دست از ترنج نشناخت چیست؟

۱- یعنی هول شد و نتوانست کارش را به خوبی انجام دهد.

۲- این ضرب المثل را در جایی به کار می برند که کسی احوالش آشفته شده و تمرکز کافی برای انجام کاری را ندارد؛ به همین دلیل ممکن است کاری غیرعاقلانه یا عجیب از او سر بزند.

ریشه ضرب المثل دست از ترنج نشناخت

ریشه این ضرب المثل به داستان حضرت یوسف علیه السلام بر می گردد. حضرت یوسف یکی از پیامبران الهی بود که چهره بسیار زیبایی داشت. زن پادشاه مصر (زلیخا) که عاشق حضرت یوسف شده بود، درخواست های نامشروعی از پیامبر خدا کرد ولی حضرت یوسف از مکر او به خدا پناه برد و هرگز تسلیمش نشد.

زلیخا برای اینکه خود را پیش همگان تبرئه کند و بی گناه جلوه دهد، از زنان مصری دعوت می کند تا در مهمانی او شرکت کنند. سپس چاقوهای بسیار تیز همراه با ترنج به دست زنان می دهد تا ترنج را پوست بکَنند. در همان حین دستور میدهد حضرت یوسف (که غلامش بود) وارد مجلس شود و چیزی به او تحویل دهد و سپس بیرون برود.

حضرت یوسف با همان حجب و حیای همیشگی اش وارد شد. زنان مصر محو تماشای زیبایی یوسف شدند و به جای اینکه ترنج را پوست کنند، دست خود را می بُرند و خون از دستانشان جاری می شود.

اینجاست که این موضوع ضرب المثل می شود برای کسانی که در انجام کاری هول و مضطرب گشته و کنترل آن کار از دستشان خارج می شود.

بیشتر بخوانید: ضرب المثل با دست

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *