خانه » ادبیات » معنی حکایت نام خوش بو (رساله قشیریه، ابوالقاسم قشیری)

معنی حکایت نام خوش بو (رساله قشیریه، ابوالقاسم قشیری)

معنی و مفهوم حکایت نام خوش بو از ابوالقاسم قشیری (رساله قشیریه) ادبیات پایه هشتم

حکایت نام خوش بو

در ادامه با معنی و مفهوم حکایت نام خوش بو – از کتاب ادبیات پایه هشتم– آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

حکایت نام خوش بو

یکی از عارفان روزی در راه، کاغذی دید که نام مبارک پروردگار (بسم الله) بر آن نوشته شده بود و مردم پا بر آن می‌نهادند و می‌گذشتند.

ایستاد و کاغذ را بر گرفت و آن کاغذ را معطر گرداند و اندر شکاف دیوار نهاد تا از آسیب پای رهگذران در امان باشد.

مدت‌ها گذشت. شبی به خواب دید که ندایی به او می‌گوید:‌ «ای دوست! نام من خوش‌بو کردی و مرا بزرگ داشتی و حرمت نهادی. ما نیز نام تو معطر گردانیم، در دنیا و آخرت تو را بزرگ و گرامی خواهیم داشت.»

معنی حکایت

روزی یکی از عارفان در راه کاغذی دید که بر زمین افتاده و روی آن نام خدا نوشته شده بود و مردم پا روی کاغذ می گذاشتند و بی توجه رد می شدند. مرد عارف ایستاد و کاغذ را از زمین برداشت و آن را خوش بو کرد و سپس آن را در شکاف دیوار گذاشت تا حرمت نام خدا حفظ شود و کسی پا روی آن نگذارد.

از این واقعه مدتی گذشت. در یکی از شب ها عارف خواب دید که صدایی او را خطاب کرده و می گوید: ای دوست! نام من را خوش‌بو کردی و مرا گرامی داشتی و احترام گذاشتی و حرمت مرا حفظ کردی. ما هم (به سبب این کار بزرگت) نام تو را معطر می کنیم و در این دنیا و در جهان آخرت تو را بلند مرتبه و گرامی می داریم.

مفهوم و پیام های حکایت

🔸 نام خداوند حرمت دارد. نباید به آن بی احترامی کرد.

🔸 خداوند آنقدر مهربان است که هرکسی که به او خدمتی کند به بهترین نحو پاسخش را می دهد.

🔸 توجه به خداوند سبب توجه خدا به انسان می شود.

🔸 هرکس قدر و منزلت می خواهد، در خانه خدا جستجو کند.

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.