خانه » ضرب المثل‌های ایرانی » معنی ضرب المثل ” بسوزد پدر عاشقی “

معنی ضرب المثل ” بسوزد پدر عاشقی “

درباره معنی و مفهوم ضرب المثل بسوزد پدر عاشقی

بسوزد پدر عاشقی

در ادامه با معنی و مفهوم این ضرب المثل ایرانی آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

بسوزد پدر عاشقی کنایه از چیست؟

۱- این ضرب المثل را برای کسی به کار می برند که عاشق شده و این عشق به حدی است که صبر و تحمل را از او گرفته است. اصطلاحا به چنین شخص واله و عاشق می گویند: بسوزد پدر عاشقی که تو را به این روز انداخته است…

۲- معمولا در زبان فارسی وقتی چیزی برای انسان رنج آور می شود آن را با اصطلاح “بسوزه پدر … ” می آورند؛ مثلا کسی که از فقر رنج میبرد می گوید: بسوزد پدر بی پولی که کمرمان را خم کرده است.

اصطلاح بسوزد پدر عاشقی در شعر شهریار

جناب شهریار در فراق معشوقه اش شعری سروده است که از این اصطلاح با عنوان ” پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم” استفاده کرده است که اشاره به اوج غم و اندوه خویش دارد.

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگرگوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

خون دل می خورم و چشم نظر جام

جرمم این است که صاحب دل و صاحب نظرم

من که با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانی است به پیرانه سرم

پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه ی معشوقه ی خود می گذرم

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چه کنم لعلم و والاگهرم

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *