خانه » ادبیات » معنی بیت ” با جوانان چو دست بگشادی پای گردون پیر بربستی “

معنی بیت ” با جوانان چو دست بگشادی پای گردون پیر بربستی “

آشنایی با معنی و مفهوم عبارت با جوانان چو دست بگشادی پای گردون پیر بربستی

با جوانان چو دست بگشادی پای گردون پیر بربستی

این بیت شعر از حکایت کاردانی کتاب ادبیات فارسی پایه یازدهم انتخاب شده است. در ادامه با معنی و مفهوم این بیت آشنا می شوید با دانشچی همراه باشید.

با جوانان چو دست بگشادی پای گردون پیر بربستی

معنی: هنگامی کشتی گرفتن اگر از جوانان کمک بگیری، نه تنها حریف را شکست می دهی بلکه بر روزگار پیر هم غلبه می یابی.

مفهوم و پیام بیت: اشاره به قدرت زیاد جوانان که در ورزش ها علی الخصوص کشتی گیری دارند که کمتر کهنسالی پیدا میشود که قدرت جوانی اش از دست نرفته باشد.

حکایت گنج حکمت کاردانی

کشتی گیری بود که در زورآزمایی شهره بود. بدر در میدان او هلالی بود و رستم به دستان او زالی.

معنی: کشتی گیری بود که در پهلوانی و زور آزمایی شهرت یافته بود. قدرت او به اندازه ای بود که ماه کامل در میدان او همچون هلال نازکی بود ( و به چشم نمی آمد) و حتی رستم در برابر او همچون پیر زال و ضعیف بود.

 

با جوانان چو دست بگشادی / پای گردون پیر بربستی

معنی: آن کشتی گیر مشهور وقتی از جوانان در کشتی گرفتن کمک میگرفت، بر تمام روزگار پیر غلبه می یافت.

دست بگشادی: دست باز کردن، بلند کردن دست برای انجام کاری (در اینجا به معنای کشتی گرفتن)

 

روزی یاران الحاح کردند و مرا به تفرّج بردند. ناگاه کشتی گیری از کناره ای درآمد و نبرد خواست، خلق در وی حیران شدند، زور بازویی که کوه به هوا بردی؟

معنی: روزی دوستان اصرار کردند و مرا با خود به گردش بردند. ناگهان کشتی گیری به سمت ما آمد و خواست مبارزه کند. مردم با دیدن (قدرت) او شگفت زده شدند. زور بازویش به قدری بود که حتی می توانست کوه را هم جا به جا کند! (اغراق)

 

از هر طرف، نفیر برآمد. در حال که کشتی گیر دست بر هم زد، پایش بگرفتم و سرش بر زمین محکم زدم.

معنی: از هر طرف صدای (تشویق) مردم می آمد. درحالیکه کشتی گیر دستانش را به نشانه شروع، به هم میزد، پای او را گرفتم و سرش را محکم به زمین کوبیدم!

 

گفتم: علم در همه بابی لایق است و عالم در آن باب بر همه فایق، استعداد مجرد، جز حسرت روزگار نیست.

معنی: به کشتی گیر گفتم: در هر موضوعی، علم و دانش داشتن بسیار مفید و کارآمد است. و شخصی که دانش دارد، در آن موضوع بر همه پیروز می شود. انسان اگر تنها استعداد و نیروی انجام کاری را داشته باشد ولی در آن زمینه هیچ دانش و علمی نداشته باشد، عاقبتی جز پشیمانی ندارد. (نیروی جسمانی به تنهایی کافی نیست)

 

زور داری، چون نداری علم کار/ لاف آن نتوان به آسانی زدن

معنی: اگر فقط زور بازو داری ولی دانش و علم آن کار را نداری، نمی توانی ادعای زورمندی و پهلوانی کنی.

حکایت از روضه خلد
نویسنده: مجد خوافی

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *