خانه » مهارت نوشتاری » انشا طنز در مورد چهارشنبه سوری

انشا طنز در مورد چهارشنبه سوری

انشا ادبی درباره مراسم چهارشنبه سوری به صورت طنز

انشا چهارشنبه سوری

در این پست انشای زیبا و طنز آمیز در مورد چهارشنبه سوری بصورت اختصاصی توسط دانشچی تهیه شده است از خواندن آن لذت ببرید.

انشا چهارشنبه سوری طنز

چهارشنبه سوزی، ببخشید چهارشنبه سوری، یکی از آیین های باستانی ایران است.

نمیدانم تاریخچه این آیین مربوط به چه زمانی است. بعضی ها می گویند چهارشنبه سوری از آیین زرتشت مانده است، بعضی ها هم می گویند اصلا چهارشنبه سوری یک آیین نبوده؛ بلکه در گذشته مردم وقتی برای نوروز خانه تکانی می کردند، در شبِ آخرین چهارشنبه سال لوازم اضافی شان را نمی دانستند چه کار کنند، چون آن موقع نه دیوار بود و نه شیپور و نه خلازیر، به ناچار لوازم دست دوم شان را در کوچه می ریختند و می سوزاندند.

بعد کم کم عده ای تصمیم گرفتند از روی آتش از این طرف به آن طرف بپرند تا به این وسیله خوشحالی کنند و از کمترین امکانات بتوانند بیشترین لذت و سرگرمی را داشته باشند. البته گاهی اوقات هم شادی تبدیل به سوزش میشد و تلفات جانی هم داشت البته نه درحد کور شدن چشم و قطع شدن دست، فقط درحدی که این پا به مدت یک هفته با آن پا قهر میشد وشخصِ پرنده از رویِ آتش، شبیه پنگوئن راه میرفت و درس عبرتی بود برای دیگران.

چهارشنبه سوزی

مردم که از این جور چیزها عبرت نمی گرفتند، تصمیم گرفتند چهارشنبه سوری ها را جذاب تر کنند، ترقه هایی ساختند که آن را در نوک فلزی یک موشکِ پلاستیکی میگذاشتند و به آسمان پرت می کردند، وقتی نوک آن موشک به زمین میخورد تَقّی می کرد و مردم درحالیکه انگشت در گوش کرده و چشمانشان را جمع میکردند با شنیدن صدای تقّ آن ذوق مرگ می شدند.

البته ناگفته نماند احتمال اینکه در بازگشت موشک به زمین، نوکش به زمین بخورد یک به ده بود؛ یعنی بعد ده بار پرتاب کردن موفق میشدی صدای مبارک تَقَّش را بشنوی.

همین باعث شد مردم به فکر ترقه های پیشرفته تری بیفتند که تَقِّ بیشتری داشته باشد و با یک بار پرتاب کردن تَقّش در بیاید، پس سیگارت ها ساخته شدند.

سیگارت ها شبیه سیگار بودند نوکش را آتش میزند و بعد از چند دقیقه می ترکید تَععععععقَّش در میامد.

مردم همچنان به دنبال تَقّ های بلندتری بودند که روز چهارشنبه سوری تبدیل شد به چهارشنبه سوزی.

بمب ها و موشکها و نارنجک هایی وارد جشن چهارشنبه سوری شدند که دیگر صدایشان تَقّ نبود بلکه تبدیل شده بود به باااامب…

بامب هایی که شهر را تبدیل کرده بود به میدان جنگ نه یک جشن.

آخرِشب آنچنان دودی آسمان را پر می کرد که بمب اتمی امریکا، آسمان هیروشیما را آنطور دودی نکرده بود.

چشم های زیادی کور شد، دست های زیادی قطع شد، پاهای زیادی دیگر پای دیگر را ندید.

صدا و سیما هم خیلی تلاش کرد با این آیین تحریف شده مقابله کند، کور ها و لنگ ها و مجروحان چهارشنبه سوزی را نشان می داد تا درس عبرتی شود، اما نشد. در شب چهارشنبه سوزی چه کارتونها و فیلم های سینمایی دست اولی را پخش کرد تا مردم درخانه بشینند و بیرون نیایند، ولی همان آش بود همان کاسه.

کار فرهنگی که نتوانست کاری کند شاید کار اقتصادی بتواند کاری کند. گرانی ها هرچه بدی دارد شاید یک خوبی اش این باشد که چهارشنبه سوزی را به همان چهارشنبه سوریها های تَقّی برگرداند .

 

انشا چهارشنبه سوری کوتاه و مختصر _ اختصاصی دانشچی
اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *