مینی موبایل - گوشی بند انگشتی

بایگانی/آرشیو برچسب ها : انشای دانش آموزی

انشا در مورد یک روز از کلاس

انشا درباره یک روز از کلاس

انشا در مورد یک روز از کلاسکلاس پنجم ابتدایی بودم. زنگ ریاضی بود و ما باید تمام جدول ضرب را از حفظ می گفتیم. خیلی ها از این درس نمره کامل گرفتند من چون تمرین نکره بودم مِن و مِن میکردم ولی دست و پا شکسته نمره کامل را گرفتم! ریاضی را دوست نداشتم؛ معلم که رو به تخته میشد و پشتش به ما بود، موشکی را که با کاغذ درست کرده بودم سمت دوستم که ته کلاس بود میفرستادم!

ادامه مطلب...

انشا در مورد هدف زندگی

انشا درباره هدف زندگی

انشا در مورد هدف زندگیما انسان ها برای هدف خاصی آفریده شده ایم. زندگی بدون هدف بی معناست چون لحظات عمر انسان بسیار ارزشمند است و این لحظات ناب را نباید تنها با خوردن و خوابیدن و بی هدفی سپری کرد. هدف آفرینش انسان این بوده که با زندگی خوب در این دنیا بتواند در زندگی جاودانه اش در آخرت موفق شود.

ادامه مطلب...

انشا یک فضاپیما که روی کره ماه فرود آمده

انشا درباره فرود فضاپیما روی کره ی ماه

انشا یک فضاپیما که روی کره ماه فرود آمدهتمام کارها که انجام شد، سوار فضاپیما شدیم تا راهی فضا شویم و چهره ی واقعی ماه تابان را ببینیم. پس از خداحافظی با دوستانمان در ایستگاه زمینی، درهای سفینه فضایی مان بسته شد. چهار نفر بودیم. کمربندمان را بستیم و محکم نشستیم؛فضاپیما با آخرین سرعتش از زمین بلند شد و مسیری تقریبا مستقیم را رو به آسمان طی کرد.

ادامه مطلب...

انشا در مورد عاقبت فرار از مدرسه

انشا کوتاه و زیبا درباره عاقبت فرار از مدرسه

انشا در مورد عاقبت فرار از مدرسهدیروز با بابام نشسته بودم و صحبت از مدرسه و فرار از اون شد. از بابام پرسیدم: اگه یه نفر بخواد از مدرسه فرار کنه چی میشه؟ بابام گفت:من دوران مدرسه زیاد به درس و مشق اهمیت نمیدادم و دوست نداشتم مدرسه برم. فقط دنبال یه راهی بودم که از مدرسه فرار کنم و خوش بگذرونم از بس که بهمون تکلیف میدادن.

ادامه مطلب...

انشای طنز و غیر طنز ایستادن توی صف

انشا درباره ایستادن توی صف

انشای طنز و غیر طنز ایستادن توی صف

انشای طنز ایستادن توی صف

ما روزها که در صف می ایستیم بخصوص زمانیکه آفتاب بی رحمانه می سوزد، دقیقا احساس تخم مرغ پخته شده در تابه ی داغ، بهمان دست می دهد! از مدیر و معاون گرفته تا آبدارچی مدرسه هم هرکدام باید یکبار بلندگو را در دست مبارکشان بگیرند و سخنرانی کنند!

ادامه مطلب...

انشا در مورد پرواز بدون بال

انشای کوتاه و زیبا درباره پرواز بدون بال

انشا در مورد پرواز بدون بال
موضوع انشا پرواز بدون بال
بچه که بودم آرزو داشتم در آسمان پرواز کنم. به پرنده ها که نگاه می کردم از طرفی از پروازشان لذت می بردم و از طرفی دلم می خواست حتی اگر یکبار هم شده، جای آن ها در آسمان پرواز کنم! پرواز در میان ابرها چه حس قشنگی است. اما چه کنم که بالی برای پرواز نداشتم.

ادامه مطلب...

انشا در مورد جلسه امتحان

انشا درباره جلسه امتحان

انشا در مورد جلسه امتحانآن روز زنگ آخر امتحان داشتیم. امتحان سخت و دشوار ریاضی ! امتحان که شروع شد صدای پچ پچ از دور و بر کلاس به گوش می رسید. برگه را که نگاه انداختم از همان اول ضربان قلبم تند و تند تر شد. سوال هایش سوال های المپیک را هم در جیب گذاشته بود.

ادامه مطلب...

انشا در مورد کودکی من – نگارش نهم

انشا درباره کودکی من

انشا در مورد کودکی من - نگارش نهمدوران کودکی دوران بسیار شیرین و تکرار نشدنی است. لحظات هیجان انگیز من زمانی بود که با دوستانم مسابقه دو می گذاشتیم و آنقدر با سرعت می دویدیم تا قهرمان شویم. جالب این بود که هرکداممان با آخرین سرعت که می دویدیم تقریبا با فاصله کمتری به خط پایان می رسیدیم.

ادامه مطلب...

انشای طنز و غیر طنز کمک به همسایه ها (سری ۲)

انشا درباره کمک به همسایه ها – سری دوم

انشای طنز و غیر طنز کمک به همسایه هاانشای طنز کمک به همسایه ها

دیروز در ساختمان ما همسایه جدیدی آمد و به دلیل اینکه آسانسور خراب بود، با همسایه ها تصمیم گرفتیم او را در اسباب کشی کمک کنیم. برای خوشامد گویی او به حیاط رفتیم و پس از سلام و احوال پرسی، از او اجازه خواستیم تا کمی در حمل وسایلش به او کمک کنیم. او هم از خدا خواسته با خوشحالی پذیرفت.

ادامه مطلب...

انشا در مورد نوجوانی و توصیف آن – سری دوم

انشای زیبا درباره نوجوانی

انشا در مورد نوجوانینوجوانی زیباترین دوره زندگی انسان است. زمانی که استعدادهای انسان شکوفا می شود و خود را برای زندگی و هدف مهم تری آماده می کند. دوران نوجوانی همچون ایستادن بر نوک قله ای است که تنها با اندکی سهل انگاری می توان سقوط کرد!

ادامه مطلب...