مینی موبایل - گوشی بند انگشتی

تاریخچه و فرهنگ بومی دزفول

همه چیز درباره ی شهر دزفول و آداب و رسوم و ادبیات بومی آن

ادبیات و فرهنگ بومی دزفول

تحقیق درمورد دزفول

دِزفول شهری است در جنوب غربی ایران، سی‌ویکمین شهر پرجمعیت کشور و مرکز شهرستان دزفول است که با مساحت نزدیک به ۴۷۶۲ کیلومتر مربع در کنار رودخانه دز و در بخش‌های جلگه‌ای استان خوزستان واقع شده است. جمعیت دزفول طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران حدود ۲۴۸ هزار نفر بوده است. شهر در ارتفاع ۱۴۳ متری از سطح دریا و از شهرهای شمالی استان خوزستان است. دزفول به جهت عبور رود دز از این شهر و پیشینه تاریخی‌اش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

این شهر در ۷۲۱ کیلومتری تهران و ۱۵۵ کیلومتری اهواز و در۳۰۰ کیلومتری دریا و دارای ۱۴۳ متر ارتفاع قرار دارد. از لحاظ وسعت دومین شهر بعد از اهواز در استان می‌باشد که از سمت شمال به استان لرستان و از سمت شرق به شهرستان مسجد سلیمان و استان چهار محال بختیاری واز شمال غربی به شهرستان اندیمشک و از جنوب به شهرستان شوشتر و اهواز و از سمت غرب به شهرستان شوش محدود می‌گردد.

دزفول در دامنه‌های زاگرس میانی جای دارد و پیشینه تاریخی آن به زمان ساسانیان بازمی‌گردد ولی پیش از ساسانیان هم آباد بوده و بخشی از سرزمین‌های امپراتوری‌های ایلام و هخامنشیان به شمار می‌رفته‌است.
فرهنگ مردم دزفول را می‌توان آمیزه‌ای از فرهنگ کهن خوزستان دانست. مناطق اطراف دزفول در حدود ۵۰۰۰ سال زیستگاه مردم این نواحی بوده است.

دزفول دارای زمستان و پاییزی مدیترانه‌ای بوده و زیست‌بوم سرسبز آن از پایان زمستان تا آغازه‌های بهار بسیار دلپذیر است. این شهر با زیست‌بوم زیبای جلگه‌ای-کوهپایه‌ای و کوهستانی خود در سراسر سال و به ویژه در روزهای نوروز پذیرای شمار بسیاری از گردشگران است.

گرم‌ترین و سردترین ماه‌های سال این شهر به ترتیب تیر و دی می‌باشند. بررسی یک دوره آماری آب و هوایی نشان دهنده آن است که حداقل درجه حرارت دزفول ۲/۱۹ درجه و حداکثر آن ۶/۴۵ درجه سانتیگراد می‌باشد. وجود دو رودخانه دز و کرخه در این شهرستان سبب شده که این شهرستان دارای زمین‌های حاصلخیز خوبی باشد. رودخانه دز در چند کیلومتر بعد از دزفول به رودخانه کارون می‌ریزد که این رودخانه از رودخانه‌های پرآب استان خوزستان است و نام دزفول نیز از اسم همین رود گرفته شده است.

تاریخچه نام شناسی دزفول

«دزپل» یا «دِژپُل» را در گویش بومی «دزفیل» و «دسفیل» گویند و عربی شده آن «دزفول» دربارهٔ این پرونده تلفظ راهنما·اطلاعات است. «دژ» به معنی سنگر و سکوی دیدبانی می‌باشد و چنین برمی‌آید که نام دزفول یا دزفیل از نام دژ ساخته شده در کنار پل گرفته شده‌است. گفتنی است یکی از محله‌های کهن شهر دزفول روناش است، (در سده چهارم هجری قمری شهر دزفول به قصر روناش نیز نامور بوده‌است)، که در دست راست رود دز جای داشته و هنوز ویرانه‌هایی به همین نام نمودار است.

احتمالاً نام دزفول یا «دژپل» از واژهٔ «پل» مشتق شده است؛ و «دز» نیز به معنی قلعه است و منظور دژی است که عده‌ای نگهبان و مأمور برای حفاظت پل در آن زندگی می‌کردند. چنانچه پس از دوران انحطاط شوش و نیز خرابی جندی شاپور، برخی مردم این دو شهر به اطراف این دژ پناه آوردند و خانه‌هایی ساختند و به تدریج شهر به وجود آمده است. دزفول در اصل «اندامیش» نام داشته و تا اوایل قرن سیزدهم نیز به همین نام بوده است. معمولاً دژ به معنی قلعه است ولی در اینجا منظور یک دژ طبیعی می‌باشد که در ۴۸ کیلومتری دزفول در کنار رود دز قرار گرفته و یکی ازمهمترین استحکامات کوهستانی ایران به شمار می‌آید.

ابن سرابیون در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین خوزستان می‌نویسد: دزفول یعنی دژ پل که منظور قلعه پل باشد که در کنار رودخانه دز در جنوب شهر سابق جندی شاپور جا دارد و نیز معروف است که می‌گویند به فرمان شاپور اول ساخته شده است؛ که به همین مناسبت آن شهر نیز به همین نام موسوم شد.

شهر دزفول در اواخر قرن ۶ هجری به نام (دز پول) شهرت داشته است و در تاریخ گزیده حمداﷲ مستوفی مکرر این نام مکرر بصورت دزپول آمده است. در برخی از کتب نام قدیم رودخانه را «زاب یا جندی شاپور» هم نامیده‌اند. برخی از جغرافی دانان و نیز مورخین نام این شهر را روناش و قصر روناش ذکر کرده‌اند و چنین استنباط می‌شود که در قرن چهارم هجری چون ساختمانهای شهر دزفول در دو طرف رودخانه دز گسترش یافته‌اند پس در قسمت شرقی آن قلعه یا دژ قرار گرفته و قسمت غربی رودخانه به نام روناش معروف بوده است.

ابن بطوطه دزفول را «دسبول» نامیده و می‌نویسد: «از دروازه‌های شهر یک دروازه به طرف خشکی و بقیه به طرف رودخانه باز می‌شود. در دوطرف رودخانه باغها قرار دارد. عمق رودخانه زیاد است…»

کهارت می‌نویسد: «قصر الروناش از محله قلعه فعلی (جای همان دژ باستانی) تا مسجد جامع دزفول را دربرمی‌گرفت. در قرون ۱۱ و۱۰میلادی (سوم وچهارم هجری) این شهر را القنطره (پل) یا القنطره الرومی (پل رومی) می‌نامیدند.»

به دلیل این‌که روناش و دزفول در دو سر رودخانه قرار گرفته بودند، بعضی این دو قسمت را دو شهر جداگانه شمرده و برخی هر دو را دو محله از یک شهر انگاشته‌اند.

شهر دزفول

دزفول از شهرهایی است که نقش وسیعی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشته است. همچنین دزفول در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بارها مورد اصابت موشک‌های دشمن قرار گرفت و از خودگذشتگی‌های این مردم و همچنین اهدا کشته‌های -فراوان این شهر خبرساز شد. ویرانی‌های ناشی از جنگ تحمیلی اکثراً در سال‌های بعد از ترمیم شده است ولی هنوز آثاری از آن دوره برجای مانده است. مقاومت‌های مردم این شهر موجب شد تا دزفول در این دوره به شهر استقامت و پایتخت مقاومت ایران معروف گردد.

دِزفول از شهرهای استان خوزستان در جنوب غربی ایران است که در کنار رودخانه دز گسترده شده‌است. دزفول شهری كهن با پیشینه ای چند هزارساله است و از قدیمی ترین شهرهای استان خوزستان به شمار میرود. این شهر در دامنه‌های زاگرس میانی جای دارد و پیشینه تاریخی آن به زمان ساسانیان برمی گردد، اما پیش از ساسانیان هم آباد بوده و بخشی از سرزمین های امپراتوری های ایلام و هخامنشیان به شمار می رفته است.

برپایه نوشته ایرج افشار (شهرهای ایران) دزفول شهری است که پیشینه آن به چندین هزار سال می‌رسد. «دزپل» یا «دژپل» را در گویش بومی دزفیل و دسفیل گویند و عربی شده آن دزفول است. دژ به معنی(چم) سنگر و سکوی دیدبانی می‌باشد. این واژه از پلی كه در زمان شاپور اول ساسانی با استفاده از اسرای رومی در دزفول برای پدید آوردن پیوند میان پایتخت تازه (جندی شاپور) و شوشتر بنیان نهاده شد ، كه هنوز این پل با گذشت بیش از ۱۷۰۰ سال پابرجاست و به عنوان قدیمی ترین پل آجری جهان كه هنوز تردد وسایل نقلیه بر روی آن صورت می گیرد در جهان شناخته می شود.

وجود این آثاردر واقع بیانگرقدمت این شهرمی باشد .از دیگر ویژگی های خاص دزفول می توان به بافت قدیم آن اشاره نمود. بافتی آجری كه در كنار رودخانه دز شكل گرفته و شامل ۲۸ محله قدیمی در هم تنیده است. معماری خاص و تزئینات آجری بی نظیری در بافت قدیم دزفول ، این شهر را به شهر آجر معروف نموده است .

فرهنگ بومی دزفول

در طول تاریخ بعد از اسلام شهردزفول گاهی آباد وگاهی ویران گردید اما پیشرفت واقعی آ ن بعنوان یك شهر .بعد از ایجاد سد دز بوجود آمد.در طول جنگ تحمیلی نیز علیرغم آسیب های فراوان و بمباران های متعدد هوایی كه از طرف دشمن دید .معهذا بعلت مقاومت دلیرانه اهالی وبعد از جنگ بدلیل روحیه قوی وكم نظیر مردم دزفول ؛بسرعت محلهای آسیب دیده باز سازی گردید.

در تاريخ معاصر دزفول ، جنگ تحميلي هشت ساله مشكلات و مسائل بسياري در شهر دزفول ايجاد كرد . ، دزفول یکی از شهرهایی بود که بیش از ۱۶۰ بار به آن یورش موشکی شد موشك باران شديد شهر ، موجب تخريب تعداد زيادي از بناها و واحدهاي مسكوني با ارزش بافت قديم دزفول گرديد . علاوه بر تخريب مستقيم مناطق مسكوني و فضاهاي شهري ، تأثيرات جانبي خسارات وارد آمده بر پيكره اين شهر نيز قابل توجه بود ، البته در اين ميان بايد از ايستادگي و مقاومت مردم دزفول كه در اين سالهاي سخت با روحيه‌اي مثال‌زدني نمونه‌اي از يك ملت مقاوم و زنده را در پيش چشم جهانيان به نمايش گذارد ، ياد كرد .

وجود بناهای تاریخی متعدد در این شهر ،که اکثرا” از اماکن مذهبی و مقدس هستند به خوبی بیانگرغلبه بافت مذهبی، در این شهرستان می باشد. مهمترین مکان زیارتی در این شهر ، آستانه متبرکه سبز قبا ست که مقبره محمد بن موسی کاظم (ع)، برادر امام رضا(ع) می باشد. که مرکز ثقل گردهمایی های مذهبی می باشد .

در واقع دزفول شهری است كه از قدیم الایام مركز علم و ادب و مهد تربیت شخصیت های بزرگ فرهنگی و مذهبی بوده ازجمله برجسته ترین آنها می توان به دانشمند بزرگ، ((سید صدرالدین كاشف دزفولی)) و مرجع تقلید شیعیان ((شیخ مرتضی انصاری )) اشاره نمود .وجود چنین علمای بزرگی در گذشته دزفول واستمرار حضوربسیاری از شاگردان ایشان دردوران معاصر در حوزه های علمیه این شهر، باعث شده دزفول به عنوان یکی از شهرهای مذهبی ایران شناخته شود وطبعا”وجود چنین زمینه مذهبی برفرهنگ عامه مردم نیزتأثیرمستقیمی داشته است. لذا مقوله عزاداری عاشورانیزکه قدرتمند ترین ابزارتبلیغ مذهبی شیعه محسوب می شود، در اینجا به مهمترین ارکان فرهنگ مردم تبدیل شده است وازانسجام واستحکام ویژه ای برخوردار است .

به گفته بسیاری ازاهالی قدیمی شهر و همچنین پیشکسوتان مداحی و افراد مرتبط با برگزاری مراسم عزاداری ،در گذشته برپایی مجالس عزاداری تحت نظارت مستقیم علمای بزرگ وروحانیون برجسته شهر شکل می گرفته است و ارتباط بسیار جدی میان بانیان این مجالس و نهاد دین برقرار بوده است ،واکثریت مجالس هم دربیت همین علما ء و روحانیون منعقد بوده است ودر روز تاسوعا و عاشورا نیز اکثر این علما در میدان اصلی شهر در بین مردم حاضر می شده و به عزاداری می پرداخته اند، در ضمن هر مداح برای حضور در مجالس عزاداری به اذن علما نیاز داشته است و کسی خود سرانه به این کار اقدام نمی نمو ده است .

هیئتها ی عزاداری دزفول از قدیم الایام به دو دسته کلی هیئتهای شمالی و هیئتهای جنوبی تقسیم می شده اند و این تقسیم بندی به قرن هفتم و زمان تیمور لنگ برمی گردد ،که عده ای به شکل مهاجر در دزفول سکنی می گزینند و بین آنها و ساکنان دزفول درگیریهایی به وجود می آید.

ولی با وساطت زعمای شهر و به کار بردن تمهیداتی بین سران دو گروه جلسه آشتی و صلح برقرار می گردد و از آنجا که این جلسه در اوائل محرم و همزمان با برپایی مجالس عزاداری امام حسین (ع) برگزار شده است ،از آن تاریخ به بعد مقرر می شود برای حفظ آشتی و صلح میان دو گروه، هیئتهای هر محله به نشان ابراز دوستی و محبت به محله دیگری بروند ،به این شکل که هیئتهای عزاداری محله های شمالی- منطقه ((صحرا بدر ))- روز تاسوعا به محله های جنوبی- محله ((حیدر خانه ))- می رفتند و متقابلا” در روز عاشورا دسته مقابل به سمت محله های شمالی می رفتند و باهم به عزاداری می پرداختند.

عزاداران میهمان ضمن عزاداری از سوی هیئات میزبان این مناطق مورد استقبال گرم قرار گرفته و پذیرایی می شوند . یکی از کارکردهای مثبت این رفت و آمد عزاداران میان دو منطقه به نوعی انسجام و همبستگی میان این مناطق و کم رنگ شدن اختلافات قومیتی است که از گذشته های دور میان اقوام این مناطق وجود داشته است.

علم گردانی در بقعه رود بند

یکی ازمهمترین رسوم عزاداری محرم در دزفول حمل علم ها تا بقعه آغاسید سلطانعلی رودبندتوسط عزاداران است که بنظر میرسد بیشتربه خاطر موقعیت این مکان زیارتی است.چرا که این بقعه تقریبا در میانه ی مسیر عبور عزاداران در روز تاسوعا و عاشوراست وبه لحاظ وسعت فضای اطراف مکان مناسبی برای تجمع جمعیت فراوان عزاداران است.

از طرفی این بقعه درکنارساحل رودخانه دز واقع شده است که ازنظر بصری نیز از جاذبه و زیبایی خاصی برخوردار است .در مورد قداست صاحب این بقعه روایتهایی در میان مردم بومی منطقه وجود دارد که حاکی از وقوع رفتاراعجاز گونه ای از این شخصیت در ارتباط باخشک شدن آب و ازجریان افتادن رودخانه دز در گذشته است .واز اینروست که مردم از وی به عنوان (( امام زاده رود بند)) یاد می کنند .

علم عباس

علم عباس علمی است که ازقدمت و قداست زیادی در بین مردم برخوردار است .علمک این علم در محفظه ای شیشه ای نگهداری می شود و مردم اعتقاد زیادی به شفا گرفتن از این علم دارند .این علم هر ساله در مراسم عزاداری محرم در معرض دید عموم قرار می گیرد و مردم از آن حاجت های خود را طلب می کنند .

شیدونه

((شیدونه)) یکی از نمادهای عزاداری مردم دزفول است که در زبان فارسی آنرا ((شیدانه )) می نامند .اغلب هیئت های قدیمی و صاحب نام در این شهر یک شیدونه دارند که معمولا به نام یکی از معصومین یا شهدای کربلا نامگذاری شده است مثلا ((شیدونه علی اکبر ))که شهرت زیادی دارد .((شیدونه)) حجله مانندی است که از چوب ساخته می شود و باتصاویری از صحنه های عاشورا و شمایلی از ائمه دیواره های آن تزئین می شوند ودر روز تاسوعا و عاشورا در مسیر هیئتهای عزاداری قرار داده می شود معمولااز داخل شیدونه نذوراتی مانند خرما وحلوا .. بین مردم پخش می شود شیدونه تقریبا مانند نخل است با این تفاوت که شیدانه بالایش تقریبا صاف و تخت است و سبک تر از نخل و در نتیجه جابجایی آن آسانتر است.فرهنگ ناظم الاطباء شیدانه را درخت عناب که الگو و نشانه ای از خون سرخ گلگون کفنان دشت کربلا است ذکر کرده است .

مشعل

یکی از ابزار مورد استفاده مردم دزفول در دستجات عزاداری قدیمی ((مشعل)) بوده است که امروزه مهتابی ها و چرا غهای پر نور جایگزین آن شده است .مشعل از یک پایه در وسط و چندین محفظه استوانه ای مشبک آهنی در روی پایه تشکیل می شد محل استقرار مشعل سنگ استوانه ای بسیار بزرگی بود مانند سنگ آسیاب که سوراخی به اندازه پایه مشعل در وسط آن تعبیه شده بود که مشعل را در آن قرار می دانند.

سوخت این مشعل ،گیوه و کفش مندرس و نمد و لباسهای پشمی کهنه بود که روی این مواد نفت کوره می ریختند .سوخت مشعل از حدود ده روز قبل از فرا رسیدن ماه محرم ، از خانه ها جمع آوری می شد.در این زمان مشعل ها روشن می شد و تاآخر دهه محرم و بیشتر اوقات تا چند روز بعد از دهه روشن می ماند .

در هنگام تکیه گردی ها یک نفر که در این کار ماهر بود باپوشیدن لباس و کلاه بلند که از نمد ضخیم بود و با آب خیس شده بود .مشعل را بلند میکرد ودر محفظه مخصوص چوبی که به کمرش بسته بود آن را محکم جای میداد و حرکت میکرد البته پشت سر او نیزدو نفر حرکت می کردند که مسئول خیس کردن لباس های نمدی او بودند ، یکی از آنها مشکی پر از آب و دیگری ظرفی داشت که مرتب می بایست پر و به روی لباس حامل مشعل ریخته می شد تا مانع از سوختن لباس و بدن او شود . با اینحال بیشتر اوقات حاملین مشعل ،دچار سوختگی می شدند . نکته جالب اینجاست که این آسیب و سوختگی برای افراد به نوعی باعث مباهات بود چرا که عده ای از مردم بعد از آن با نگاه متبرک شدن به آنها نگاه می کردند.[۱]

ادبیات بومی دزفول

زبان دزفول

مردم دزفول به گویش دزفولی که از گویش‌های زبان فارسی است سخن می‌گویند. این لهجه شامل دو گویش عمدهٔ حیدرخانه و صحرابدری است. لهجهٔ غالب دزفول حیدرخانه است که به عنوان مثال فعل «مُردَم» را به صورت «مُردُم» تلفظ می‌کنند. گویش‌های لری بختیاری و لری خرم‌آبادی نیز در نزد شماری از مردم این شهر به کار می‌رود.

 

[۱] ر.ک : دزفول ، شهر من ،سید محمد منتظری

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*