انشا درمورد ایران ، شکوه و عظمت آن

دو انشا زیبا درباره ی ایران

انشا ایران

انشا دانش آموزی درباره ایران، شکوه و عظمت ایران

انشای اول : انشای ایران وطن من

به نام خدا بخشنده و مهربان من یک ایرانی هستم. یک ایرانی که به ایرانی بودنش افتخار می کند. ایران قدیمی ترین کشور دنیاست. ایران؛ کشوری با آب و هوای چهار فصل است که محصولات انحصاری مانند زعفران و پسته دارد. کشوری که سرشار از منابع طبیعی می باشد؛ از منابع آهن و آلومینیوم گرفته تا ذخایر نفت و گاز. ایران؛ سرزمینی با آدابی اصیل و رسومی تاریخی، بر پایه مهرورزی و محبت است. مثلاً جشن نوروزمان را جمشید بنا نهاد تا ما با شادی کردن و بازدید از خانه های هم دیگر، دل هایمان را به هم نزدیک تر کنیم، نه مانند هالووین که بر پایه ترس و وحشت بنیان گذاشته شده است.

ایران؛ سرزمینی است که دنیا آن را به شاعران شیرین سخنی چون حافظ و سعدی و فردوسی و عطار و خیامش می شناسد. شاهنامه تنها یکی از حماسی ترین و شکوهمند ترین آثار پارسی است. شاهنامه به عزت و شکوه و قدرت رستم و اسفندیار و آرش اشاره می کند که مایه سربلندی ما می شود. داستان های ما بر پایه ی علم و اندیشه و هیجان و جوانمردی و ایمان است، نه مانند داستان های هری پاتر و آر ال استاین، بر پایه ی تخیل و ترس و وحشت.

زمانی که اروپا در دوره عصر تاریکی به سر می برد و اروپاییان با حسرت به ایرانیان نگاه می کردند، ایران در قله اقتدار علم دنیا بود و آثار دانشمندانی چون: ابوعلی سینا و رازی و ابوریحان به زبان های زنده ی دنیا ترجمه می شد. ایران؛ سرزمین دلیرمردانی چون پوریای ولی، تختی و رییسعلی دلواری است. ایران؛ سرزمین مردان غیوری است که بر پایه ی “حب الوطن من الایمان” با دستان خالی و دلی سرشار از ایمان در برابر تمام دنیای کفر ایستادند؛ از چمران و بابایی و صیاد شیرازی و باقری تا شهدای انرژی هسته ای: شهریاری و احمدی روشن. ایران؛ همان سرزمینی است که باعث ترس و واهمه ی ابرقدرت های جهان شده است. ایران؛ کشوری که مانند دُر در جهان می درخشد. کشوری که با موشک های شهاب و صاعقه و آذرخش، گنبد آهنین اسراییل را به مسخره گرفته است و کابوس کرکس ها شده است.

ایران؛ کشوری که اسرائیل و آمریکا با آن هیبت پوشالی، از آن می ترسند. هر روز تحریم می کنند، اما ما با تلاش دانشمندان جوانمان توانستیم به فن آوری های جدید دست یابیم. رتبه ی اول علمی منطقه را کسب کردیم. ماهواره ی امید و تدبیر و سفیر را به آسمان فرستادیم و با بومی کردن انرژی هسته ای، دنیا را به زانو درآوردیم. من ایرانی ای هستم که پوستم، گوشتم و نفسم با سرزمینم آغشته شده است. من همیشه با جان خویش از کشورم حمایت می کنم. من با تلاش خود، سرزمینم را خواهم ساخت. ایرانی که همیشه سربلند و آزاد باشد.

انشای دوم: انشای کشور ایران سرای من

کشور ایران! چه نام قشنگی! این نام دلنشین، خاطره ها و خیالهایی را برمی انگیزد که یاد آنها همچون چشمه، پیوسته جاری و زلال است. ایران خانه ی بزرگ ماست. ایران چیزهای زیادی دارد که می توان درباره ی هر یک از آنها بسیار گفت و نوشت. چشمه ها، کوه ها، دشتها، کشتزارها، آسمان زیبا و مزرعه های رنگارنگش و هزار و یک چیز از صفا و سادگی و صمیمیت مردمانش. مردان و زنان ایرانی پرتلاش و با ایمان هستند. ایرانیان سحرخیزانی هستند که پیش از خورشید، طلوع می کنند و با تلاش خود به زندگی، گرمی و گوارائی می بخشند. میهن من! در جای جای تو آثار و بناهای تاریخی نظیر ارگ بم کرمان، بیستون کرمانشاه و تخت جمشید در مرودشت فارس وجود دارد. تو شاعرانی خلاق و پرآوازه چون حافظ، سعدی، فردوسی و دلیرمردانی مثل آرش کمانگیر داشته ای.

میهنم! ایران عزیز، تو را با تمام داشته ها و نداشته هایت دوست دارم و به تو افتخار می کنم.

اشتراک گذاری

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*