گسترش ضرب المثل ” باد آورده را باد می برد ” + داستان و انشا

داستان، انشا و معنی ضرب المثل ” باد آورده را باد می برد “

گسترش ضرب المثل باد آورده را باد می برد در این پست با معنی، انشا و داستانی در مورد ضرب المثل ” باد آورده را باد می برد ” آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

معنی ضرب المثل باد آورده را باد می برد

۱- مال بدون زحمت، برکت ندارد.

۲- مال و ثروت باد آورده چون به دیگری تعلق دارد، همیشه دستخوش باد حوادث است.

۳- مال و ثروتی که بدون رنج و زحمت به دست آید خود به خود از دست می‌رود.

داستان ضرب المثل باد آورده را باد می برد

نقل شده که خسرو پرویز ارتش بسیار بزرگی را ترتیب می‌دهد و به امپراتوری کشور روم حمله می‌کند. مدتی نمی‌گذرد که دلاوران ایرانی، پایتخت روم را فتح می‌کنند. گفته شده است که رومی‌ها به سرعت تمام ثروت و طلا و جواهرات کشورشان را از ترس اینکه به دست ایرانی‌ها نیفتد را در صندوق‌هایی جاسازی کرده و داخل کشتی می‌گذارند تا به نقاط دور‌تر برود تا فرمانروای کشور روم در فرصتی مناسب آن‌ها را بدست آورد.

چند دقیقه بعد از اینکه کشتی‌ها روانه‌ی دریا شدند، از شانس بدشان هوا طوفانی شده و کشتی از مسیرش منحرف می‌شود. طوفان و بارش باران به شدت زیاد بوده است و ناخدای کشتی تمام سعی و تلاشش را می‌کند تا بتواند کشی را از غرق شدن نجات دهد و آن را به جای امن ببرد.

خلاصه بعد از چند ساعت بارش باران قطع شد و کشتی سالم به خشکی رسید. نیروهایی که داخل کشتی بودند بسیار شادمان شدند و فکر می‌کردند که طلا و جواهرات کشورشان را از چشم نیروهای ایران دور نگه داشتند. اما آن کشتی دقیقا وارد مرز ایران شده بود.

مرزداران ایران از دور کشتی را مشاهده کردند و حالت نظامی به خود گرفتند تا اگر خطری مرز را تهدید کرد بلافاصله کشتی را با خاک یکسان کنند. اما وقتی نزدیک ساحل شد متوجه شدند که کشتی پر از طلا و جواهر است. سربازان ایرانی با خوشحالی اموال داخل کشتی را مصادره کردند و جشن بزرگی برپا کردند.

خسرو پرویز از این اتفاق بسار خوشحال شد و فرمان داد که تمام این طلا و جواهرات را به خزانه‌ی مملکت تحویل دهند. هنور چند ماهی از این جشن و خوشحالی نگذشته بود که یکروز به خسرو پرویز اطلاع دادند که از خزانه‌ی مملکت دزدی شده است و اموال داخل آن به سرقت رفته است.

شاه ایران دستور داد تا تمام نقاط کشور را به دنبال دزد بگردند، اما نتوانستند که دزد را دستگیر کنند.خسرو پرویز رو به همسرش می‌کند و می‌گوید که مال باد آورده را باد می‌برد. از آن دوران تا به امروز اگر پول یا ثروتی بدون زحمت به کسی برسد، ضرب‌المثل باد آورده را باد می‌برد برایش بکار می‌برند.

انشا ضرب المثل باد آورده را باد می برد

در روزگاران قدیم در گوشه ایی از این دنیا در شهری شلوغ و پر رفت و آمد جوانی در حال گذر از کوچه ها بود و از روی بیکاری سنگی کوچکی را با پای خود به بازی گرفته بود. چنان که می رفت ناگهان اسکناس پولی را باد به صورت آن جوان مانند شلاقی فرود آورد.

پسرک که از درد صورتش را گرفته بود و چشمانش را از درد بسته بود ابتدا متوجه ی پول نشد اما هم اینکه چشمان خود را باز کرد متوجه ی پول شد. بسیار هیجان زده شد و زود پول را برداشت و از آنجا دور شد و بابت پولی که باد برایش هدیه آورده بود زیر لب شکر می گفت و با خود می گفت که امروز روز شانس او است و امروز را می تواند با این پول به خوش گذرانی بپردازد.

در حالی که با پول در دستش بازی می کرد به سمت بازار شهر رفت تا آنجا برای خود خرید کند و به نوبه ی خودش وسایل خوش گذرانی خود را فراهم کند به مقصد خود رسید و وسایل مورد نیازش را برداشت و پول خود را روی پیشخوان مغازه گذاشت اما هم اینکه فروشنده قصد داشت پول را بردارد باد دوباره وزید و پول را با خود برد و پسرک ماند و پول بر باد رفت و با خود گفت پولی را که باد بیاورد باد نیز می برد.

آنجا بود که به فکر کار افتاد تا پولی را که به دست می آورد حاصل تلاش و دست رنج خودش باشد زیرا که همیشه گفته اند مال حلال باز می گردد، اما پولی را که به آسانی به دست بیاوریم به همان آسانی از دست می دهیم.

اشتراک گذاری

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*