معنی ضرب المثل ” خروس بی محل ” + داستان

آشنایی با معانی، مفهوم و داستان ضرب المثل خروس بی محل

ضرب المثل خروس بی محل

در این پست با معانی و داستان ضرب المثل قدیمی ” خروس بی محل ” آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

معنی ضرب المثل خروس بی محل

۱- یعنی کاری را خارج از وقت خود انجام دادن.

۲- معمولا وقتی به کار می رود که کسی وسط کار یا حرف کس دیگری می پرد.

۳- به کسی می گویند که وقت نشناس است.

۴- یعنی شخصی که بی موقع به کار دیگران دخالت کند.

داستان ضرب المثل خروس بی محل

در روزگاران قدیم، پادشاهی به نام کیومرث زندگی می‌کرد که از فرمانروایان نامدار و معروف ایران باستان بوده است. وی فرزندی به نام پشنگ داشت که شبانه‌روز به کوه‌های مرتفع می‌رفت و در آنجا با خدای خود به زار و نیاز می‌پرداخت. این پسر نزد کیومرث خیلی عزیز و گرامی و به نوعی نور چشم او بود.

کیومرث سپاه قدرتمند و بزرگی داشته است و لشگرکشی‌های بسیاری انجام می‌داد. به همین دلیل کشورهای زیادی با او دشمن بودند. شخصی به اسم دیوان در جنگی از کیومرث به شدت شکست می‌خورد و او هم شعله‌ی انتقام را در قلبش روشن می‌کند تا در لحظه‌ی مناسبی، زهر خود را به کیومرث بریزد و انتقام مردمش را از او بگیرد.

دیوان می‌دانست پسر کیومرث برای راز و نیاز با خدا به کوه می‌رود. به همین خاطر در کمین او نشست تا در فرصت مناسبی او را بکشد و انتقامش را از کیومرث بگیرد. یک روز که پشنگ در حال رفتن به کوه بود، دیوان و تعدادی از افرادش او را تعقیب کردند و هنگامی که به کوه رسید به راز و نیاز پرداخت و دیوان هم از فرصت استفاده کرد و از پشت، سنگ بزرگی به سر او زد و او را کشت و از آنجا گریخت.

فردای آن روز کیومرث به کوه رفت تا فرزندش را ببیند، اما در بین راه جغدی جلوی پایش نشست و شروع به خواندن کرد و بعد از چند دقیقه پرواز کرد و رفت. کیومرث به راه خود ادامه داد و هنگامی که به کوه رسید با جنازه‌ی پشنگ مواجه شد. او به خاطر کشته شدن فرزندش بسیار گریست و از ته دلش جغد را نفرین می‌کند و او را شوم می‌نامد. گویا از آن زمان جغد را پرنده‌ای شوم نامیدند.

کیومرث متوجه شد که فرزندش را دیوان به قتل رسانده است و به همین دلیل با سپاهش به سمت او حرکت کرد. در طول مسیر خروسی را دید که رنگ سفیدی دارد و به همراه یک مرغ و تعدادی جوجه در حال چریدن هستند. ناگهان ماری به آنها حمله کرد و خروس برای دفاع از خانوادش با مار جنگید و با چند ضربه محکم مار را کشت و کیومرث غیرت و دلاور خروس را تحسین کرد و به سربازانش گفت مثل این خروس باشید و از ناموس و کشورتان تا پای جانتان دفاع کنید و دستور داد خروس و خانوادش را در قفسی بگذارند و هنگام بازگشت به ایران از آن‌ها مراقبت کنند.

سپس ارتشش را حرکت داد و بعد از چند ساعت به مقر دیوان رسیدند و با یک حمله تمام افراد دیوان را کشتند و او را هم گردن زدند و به سمت ایران بازگشتند.

سال‌ها گذشت و و در این مدت کیومرث همیشه به آن خروس آب و دانه می‌داد و به او محبت می‌کرد. یک شب خروس شروع به خواندن کرد و همه از اینکه چرا خروس هنگام شب می‌خواند متعجب شده بودند. ناگهان ندیمه‌های قصر اطلاع داند کیومرث از دنیا رفته است و همان لحظه اعلام کردند خروسی که بی‌وقت بخواند خروس بی‌محل است.

هرگونه سوال و دریافت مشاوره تحصیلی (از ابتدایی تا دكتری) ثبت نام مدارس تیزهوشان، نمونه دولتی و ثبت نام دانشگاه سراسری، آزاد، علمی كاربردی و پیام نور با شماره های زیر تماس بگیرید.

تماس از تلفن ثابت 9099072952 (سراسر كشور) تماس از تلفن ثابت 9092305587 (فقط استان تهران)

online پاسخگویی به صورت 24 ساعته


اشتراک گذاری

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*