معنی ضرب المثل ” به روباه گفتند شاهدت كيه گفت دمم ” + داستان

داستان و مفهوم ضرب المثل به روباه گفتند شاهدت كيه؟ گفت:دمم!

معنی ضرب المثل به روباه گفتند شاهدت كيه؟ گفت: دممدر این پست با داستان و معانی ضرب المثل ” به روباه گفتند شاهدت كيه؟ گفت:دمم ” آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

معنی ضرب المثل به روباه گفتند شاهدت كيه؟ گفت: دمم

۱- در مورد مغرض یا یاوه گوئی گفته میشود که بر صدق سخن خود شخص مغرض یا یاوه گوتر از خود را به شهادت بگیرد.

۲- این زبانزد زمانی به کار می رود که فردی ادعایی می نماید و طرف روبرو باور نمی کند. یا از او دلیل و مدرک می خواهد. فرد دروغگو ادعا میکند که اگر باور نمی کنی از فلانی (که در اصل یا پیرو او و یا همدست اوست) بپرس. در اینجا در جواب چنین فردی میگویند به روباه گفتند شاهدت کیه گفت دمم!

۳- به شخصی که بیهوده افراد دیگر را گواه خود سازد می گویند.

داستان ضرب المثل به روباه گفتند شاهدت كيه؟ گفت:دمم

در زمان‌های قدیم جنگلی بود خوش آب و هوا . همه حیوانات جنگل به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می‌کردند و در کمال آرامش همدیگر را می‌دریدند و می‌خوردند. تا ناگهان یک روز روباهی غریبه وارد جنگل شد. سر و وضع روباه و اعتماد به نفسش طوری بود که حیوانات فکر کردند آدم حسابی است. مخصوصا دمش که خیلی کلفت بود و حالت شیک و مجلسی‌ای داشت. برای همین حیوانات فکر کردند از ما بهترون است و احترام خاصی برایش قائل شدند. او هم شروع کرد به سوءاستفاده کردن از احساسات پاک‌شان.

هرجا دلش می‌خواست می‌رفت و هر کاری دلش می‌خواست می‌کرد و کسی هم جلودارش نبود. کم‌کم روباه زد توی کار بخور بخور بین‌الجنگلی. می‌رفت از انبار آذوقه سنجاب‌ ها گردو و فندوق برمی‌داشت ولی نخودچی‌ها و کشمش‌ها را دست نمی‌زد. آن‌ها را به کلاغ می‌داد تا به جنگل بغلی ببرد و در ازای آن موش می‌گرفت. از یخچال لانه شغال بی‌اجازه خرگوش برمی‌داشت و به‌وسیله عقاب به ببر جنگل آن طرفی می‌داد و نصف شقه گوسفند می‌گرفت. همین طور روز به روز دامنه داد و ستدش گسترده‌تر می‌شد.

شیر به عنوان سلطان جنگل به ستوه آمد و دستور داد روباه دست از این کارش بردارد. ولی روباه پیغام فرستاد که کارهای من مشکلی ندارد و اگر ناراضی هستی می‌توانی از این جنگل بروی. شیر از این پررویی آن روی سگش بالا آمد و وسط جنگل روباه را خفت کرد و با غرش چیزهایی گفت که نمی‌شود منتشر کرد و در ادامه افزود: «تو با چه جراتی این غلط‌ها رو می‌کنی؟»

روباه خیلی ریلکس گفت: «چه کاری؟ اصلا سند و مدرک داری؟ من تمام کارهام طبق قانون جنگله»! شیر از این پررویی چهارچنگولی ماند و گفت: «وات؟! از کجا میگی این کارها قانونی هستن؟» روباه با افتخار دمش را بالا داد و گفت: «بیا از دمم بپرس! » شیر از این جواب بی‌ربط دیگر واقعا کم آورد و رفت توی یال خودش و روباه هم با نیشخند راهش را گرفت و رفت و به تجارت بین‌الجنگلی‌اش ادامه داد و آن‌قدر کارش گرفت که یک روز خود شیر را هم داد به لبنیاتی جنگل همسایه و خلاص. از همان زمان این ضرب‌المثل بر سر زبان‌ها افتاد، به همین پررویی و بی‌ربطی!

هرگونه سوال و دریافت مشاوره تحصیلی (از ابتدایی تا دكتری) ثبت نام مدارس تیزهوشان، نمونه دولتی و ثبت نام دانشگاه سراسری، آزاد، علمی كاربردی و پیام نور با شماره های زیر تماس بگیرید.

تماس از تلفن ثابت 9099072952 (سراسر كشور) تماس از تلفن ثابت 9092305587 (فقط استان تهران)

online پاسخگویی به صورت 24 ساعته


اشتراک گذاری

یک نظر

  1. وایییییی خعلی خوب تعریف کردین
    هم عالیه هم طنزه

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*