تبلت دانش آموزی

معنی شعر طوطی و بقال (مولوی)

معنی و مفهوم شعر طوطی و بقال فارسی پایه دهم از مولوی

معنی شعر طوطی و بقال

در این پست، معنی و مفهوم شعر زیبای طوطی و بقال از مولوی را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

معنی شعر طوطی و بقال

۱- بود بقالی و وی را طوطیی
خوش‌نوایی سبز و گویا طوطیی

معنی: بقالی بود که طوطی خوش صدا و سبز رنگی داشت که سخن گفتنش بسیار گویا و روان بود.

 

۲- بر دکان بودی نگهبان دکان
نکته گفتی با همه سوداگران

معنی: طوطی در دکان نگهبانی می داد و با مشتری ها شوخی می کرد.

نکته گفتن: شوخی کردن

 

۳- در خطاب آدمی ناطق بدی
در نوای طوطیان حاذق بدی

معنی: در صحبت کردن با آدم ها بسیار سخنور بود و در آواز خواندن به زبان طوطی ها بسیار ماهر.

 

۴- جست از صدر دکان سویی گریخت
شیشه‌های روغن گل را بریخت

معنی: طوطی درحال پریدن از بالای مغازه بود که ناگهان به شیشه های روغن گل خورد و روغن ها به زمین ریخته شدند.

صدر: بالا
جست: پرید

 

۵- از سوی خانه بیامد خواجه‌اش
بر دکان بنشست فارغ خواجه‌وش

معنی: خواجه (صاحب طوطی) از خانه برگشت و فارغ از هر چیزی با خیال راحت مثل سروران در دکانش نشست.

 

۶- دید پر روغن دکان و جامه چرب
بر سرش زد گشت طوطی کل ز ضرب

معنی: صاحب دکان که مغازه اش را پر از روغن و لباس ها را چرب دید، ضربه ای محکم بر سر طوطی کوبید و از این ضربه، طوطی کچل شد!

کَل: کچل

 

۷- روزک چندی سخن کوتاه کرد
مرد بقال از ندامت آه کرد

معنی: طوطی چندروز سخن گفت و دیگر حرفی نزد. مرد بقال حسابی از کارش پشیمان شد و آه کشید.

 

۸- ریش بر می‌کند و می‌گفت ای دریغ
کآفتاب نعمتم شد زیر میغ

معنی: مرد بقال موهای صورتش را می کند و افسوس می خورد و با خودش می گفت که دیگر نعمتم را از دست دادم.

ریش برکندن: کنایه از پشیمانی شدید و سرزنش کردن خود

آفتاب نعمت زیر میغ (ابر) شدن: از دست دادن نعمت

میغ: ابر

 

۹- دست من بشکسته بودی آن زمان
که زدم من بر سر آن خوش زبان

معنی: کاش آن زمان که می خواستم بر سر طوطی خوش زبانم بزنم، دستم می شکست.

 

۱۰- هدیه ها می داد هر درویش را
تا بیابد نطق مرغ خویش را

معنی: مرد بقال به هر فقیر و نیازمندی نذر و هدیه می داد به امید اینکه زبان طوطی باز شود و دوباره بتواند سخن بگوید.

 

۱۱- بعدِ سه روز و سه شب، حیران و زار
بر دکان بنشسته بد نومیدوار

معنی: بعد از سه شبانه روز که اشک ریخت و ناراحت بود، با قطع امید از همه جا، در دکانش نشسته بود.

 

۱۲- می‌نمود آن مرغ را هر گون شگفت
تا که باشد اندر آید او به گفت

معنی: کارهای عجیب و بامزه انجام میداد تا طوطی شگفت زده شود و به زبان بیاید.

 

۱۳- جولقیی سر برهنه می‌گذشت
با سر بی مو چو پشت طاس و طشت

معنی: گدایی کچل از آنجا می گذشت. سر بی مویش همچون کاسه مسی صاف بود ( و برق میزد)

جولقی: گدا
سر برهنه: کچل

 

۱۴- طوطی اندر گفت آمد آن زمان
بانگ بر درویش زد که هی فلان

معنی: طوطی آن لحظه با دیدن مرد کچل، زبان باز کرد و داد زد: ای فلانی!

 

۱۵- کز چه ای کل با کلان آمیختی
تو مگر از شیشه روغن ریختی

معنی: که ای کچل! چه شده که کچل شدی؟ آیا تو هم شیشه روغن را زمین ریختی؟ (طوطی فکر کرد او هم مثل خودش روغن را زمین ریخته و چون به سرش کوبیده اند، کچل شده!)

 

۱۶- از قیاسش خنده آمد خلق را
کو چو خود پنداشت صاحب دلق را

معنی: از این مقایسه کردن طوطی، مردم خنده شان گرفت. چرا که او مرد گدای کچل را مثل خودش می دانست!

 

۱۷- کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گر چه باشد در نبشتن شیر شیر

معنی: کار کسانی که اشتباه نکردند را با کار خودت که مرتکب اشتباه شدی، مقایسه نکن. هرچند ظاهر آن مانند ظاهر کار تو باشد ولی در آن فرق است. مثل نوشتن دو کلمه شیر و شیر (با اینکه مثل هم نوشته میشوند اما) یکی به معنای شیر خوردنی است و دیگری به معنای شیر جنگل.

 

۱۸- جمله عالم زین سبب گمراه شد
کم کسی ز ابدال حق آگاه شد

معنی: مردم جهان به دلیل این مقایسه کردن های اشتباه، گمراه میشوند و در بین اینها کمتر کسی متوجه تغییردادن سخن حق میشود.

توجه: اگر واژه ابدال را با دو حرکت متفاوت در نظر بگیریم معنایشان هم متفاوت خواهد شد:

اِبدال: یعنی بدل کردن، جابجایی معنای اصلی با معنای فرعی

اَبدال: مردان بزرگ

 

۱۹- هر دو گون زنبور خوردند از محل
لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل

معنی: هردو گونه زنبور ( بی عسل و با عسل) از یک محل غذا می خورند ولی آن غذا برای یکیشان تبدیل به نیش و زهر میشود و برای دیگری تبدیل به عسل.

 

۲۰- هر دو گون آهو گیا خوردند و آب
زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب

معنی: هردو گونه ی آهو، از یک جا گیاه و آب خوردند اما برای یکیشان تبدیل به سرگین بدبو شد و برای دیگری تبدیل به مشک ناب خوشبو.

 

۲۱- هر دو نی خوردند از یک آب‌خور
این یکی خالی و آن پر از شکر

معنی: هر دو نی، از یک جا آب خوردند اما یکیشان داخلش خالی شد ولی دیگری داخلش پر از شکر شد. (نیشکر)

 

۲۲- صد هزاران این چنین اشباه بین
فرقشان هفتاد ساله راه بین

معنی: صدها هزار شباهت این چنینی در عالم وجود دارد. با اینکه شبیه اند اما فرقشان بسیار زیاد است.

 

۲۳- چون بسی ابلیس آدم‌روی هست
پس بهر دستی نشاید داد دست

معنی: هم چنین، بسیاری از ابلیس ها در لباس آدمیان ظاهر میشوند. پس به حساب اینکه ظاهرشان شبیه آدمیزاد است نباید گول آنها را خورد و دست دوستی با آنها داد. ( باید مراقب بود)

 

پیام درس: انسان باید در هر اتفاقی به دنبال پیدا کردن دلیل عاقلانه برای آن باشد نه از روی مقایسه کردن با مسائل مشابه با آن، برای خودش چیزی را دلیل قرار دهد.

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *