تبلت دانش آموزی

معنی شعر آفتاب حسن (مولوی)

معنی و مفهوم شعر آفتاب حسن فارسی پایه یازدهم از مولوی

معنی شعر آفتاب حسن (مولوی)

در این پست، معنی و مفهوم شعر آفتاب حسن از مولوی را برای شما دوستان عزیز آماده کرده ایم. با دانشچی همراه باشید.

معنی شعر آفتاب حسن

۱- بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

معنی: ای محبوبم، چهره ی زیبایت را نشان بده چرا که آرزوی باغ و گلستان دارم (و چهره تو همچون باغ و گلستان است)- لب بگشا و سخن بگو، زیرا سخن شیرین و نغز تو را که همچون قند است آرزو دارم.

 

۲- ای آفتاب حسن برون آ، دمی ز ابر
کان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست

معنی: ای آنکه در زیبایی، همچون آفتاب درخشانی! کمی از پشت ابر غیبت در بیا و پنهان نشو. چرا که مشتاقم چهره ی تابان و درخشانت را ببینم.

 

۳- گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا، برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

معنی: از روی ناز به من گفتی: بیش از این مرا نرنجان و برو. من حتی این جمله ای که گفتی مرا نرنجان را دوست دارم دوباره از زبان تو بشنوم.

 

۴- زین همرهان سست‌عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

معنی: من از دوستان کم ایمان و بی همت و سست اراده خسته شده ام ودوستان باایمان و قهرمانی همچون شیرخدا علی ابن ابیطالب علیه السلام و رستم آرزو دارم.

 

۵- دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوسـت

معنی: دیروز شیخ ما با چراغی در شهر می گذشت تا انسانی را در آن تاریکی های جهالت بیابد. می گفت: از دیو صفتی و بدخویی خسته شده ام. آرزو دارم با انسان حقیقی دیدار کنم نه حیوان صفت.

 

۶- گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنکه یافت می‌نشود آنم آرزوست

معنی: به او گفتند این چنین انسانی که دنبالش میگردی پیدا نمیشود ما گشته ایم نبود! گفت: آن کسی را که پیدا نمی شود آرزو دارم.

 

۷- پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست

معتی: خداوند از چشم همگان پنهان است و همه چشم ها و دیده ها از خداست. آرزوی کسی را دارم که آفریده هایش آشکار اند اما خودش پنهان است.

آشکار صنعتِ پنهان: منظور خداست

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *