معنی ضرب المثل ” مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید “

آشنایی با معنی و مفهوم ضرب المثل مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید

مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید

در این پست با معانی و مفهوم اصلی این ضرب المثل ایرانی و قدیمی آشنا می شوید با دانشچی همراه باشید.

معنی مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید یعنی چه؟

مُشک ماده خوشبویی است که معمولاً از نافه جنس نر آهوی ختن گرفته می‌شود. کیسه ای در زیر شکم این آهو وجود دارد که در آن ماده ای لزج و شکلاتی رنگ وجود دارد که در فصل بهار آهو آن را در اثر خارش به سنگ می‌کشد. [ویکی پدیا]

معانی این ضرب المثل قدیمی و پرمحتوا از این قرار است:

۱- هرکسی باید با عمل و رفتارش خوبی های خود را نشان دهد نه آنکه آشنایانش از او تعریف کنند.

۲- عطار چون مشک را می فروشد و آن را به خوبی می شناسد، از بوی خوش مشک به کسانی که آن را ندیده اند بسیار تعریف می کند اما این تعریف ها تا وقتی که هرکس خودش شخصا مشک را بو نکند تاثیری ندارد.

۳- این ضرب المثل شباهت معنایی دارد با ضرب المثل های ” شنیدن کی بود مانند دیدن” و ” به عمل کار برآید به سخندانی نیست ” ؛ زیرا در هر دو، مخاطب باید خودش نسبت به تعریف چیزی یا شخصی به یقین برسد.

۴- گاهی پدر و مادری بچه شان را پیش دیگران بسیار اغراق آمیز تعریف و تمجید می کنند و از خوبی های اخلاقی او بارها می گویند. شنوندگان هم که رفتار خاصی از بچه آنها نمی بینند این ضرب المثل را یادآوری می کنند!

۵- انسان اگر خالصانه و با نیت درست کارهایش را در هر عرصه ای انجام دهد، بدون اینکه کسی از او تعریف کند دیگران از او به نیکی یاد خواهند کرد.

۶- تعریف کردن های دیگران ملاک خوب بودن افراد نیست.

۷- گاهی فروشنده ای از کالای مغازه اش زیاد تعریف می کند و می گوید: اصل و اورجینال است از فلان کشور آرودمش . زیر قیمت میدهم، بخری پشیمان نمی شوی و … اما وقتی آن جنس را میخری از بی کیفیت بودنش ناراضی می شوی.

مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید. دانا چو طبله عطارست خاموش و هنر نمای و نادان خود طبل غازی، بلند آواز و میان تهی.

معنی بیت: مُشک واقعی آن است که بوی خوشش به مشام برسد نه آنکه عطار (عطرفروش) از بوی خوش آن تعریف کند.

انسان دانا مثل صندوقی است که مشک را درون آن می نهند. سر و صدایی ندارد اما هنرش (که بوی خوش اوست) دیده میشود. اما نادان مثل طبل جنگی است که درون آن خالی است اما سر و صدای بسیاری دارد.

 

گلستان سعدی، باب هشتم در آداب صحبت

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *