تبلت دانش آموزی

معنی ضرب المثل ” خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می‌رود دیوار کج “

آشنایی با معنی و مفهوم ضرب المثل خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می‌رود دیوار کج

معنی ضرب المثل خشت اول گر نهد معمار کج

در این پست با معانی و مفهوم اصلی این ضرب المثل ایرانی و قدیمی آشنا می شوید با دانشچی همراه باشید.

معنی خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می‌رود دیوار کج یعنی چه؟

۱- یعنی اگر پایه و اساس کاری با یک اشتباه کوچک آغاز گردد، در ادامه آن خطا بزرگتر میشود تا اینکه در نهایت کار بی ارزش و خراب می گردد.

۲- هدف گذاری روی امور اگر ناصحیح باشد، نتیجه کار هم به تبع آن رضایتمند نخواهد بود.

۳- گاهی جلو خطاهای کوچک را اگر نگیریم آن زمان که به خطاهای بزرگ تبدیل شدند دیگر نمی توان ابدا کاری در جهت اصلاحش انجام دهیم.

۴- همانطور که اگر یک معمار اولین آجر یا خشت را کج بچیند هرچقدر تعداد خشت ها و ردیف های آن بیشتر شود کج و کج تر می شود، کارهای انسان هم همینطور است؛ اگر در مرحله اول دچار خطای اساسی شد آن خطا هرگز برطرف نخواهد شد.

منظورمان از خطای اساسی چیست؟ خطایی است که واقعا تخریب کننده ی ریشه و پایه هرچیزی باشد. همین خشت کج؛ هیچ جوره نمی توان در ردیف های بعدی به درستی و در خط مستقیم خشت ها را چید. اما این ضرب المثل درباره هر خطایی نیست.

مثلا اگر همین معمار اولین خشت را از یک آجری بگذارد که جنسش کمی متفاوت تر از آجرهای دیگر است. او خطا کرده ولی خطایش جبران شدنیست زیرا به اساس کار ایرادی وارد نمیشود. البته این یک مثال بسیار ساده است در جهت اینکه به مخاطب بفهمانیم هر خطایی تا ثریا ادامه پیدا نمی کند!

۵- این ضرب المثل مشابهت معنایی دارد با ضرب المثل “ بار کج به منزل نرسد ” .

ضرب المثل خشت اول گر نهد معمار کج به انگلیسی

A good beginning makes a good ending

All’s well that ends well

متن کامل شعر خشت اول چون نهد معمار کج

چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج

گر رساند بر فلک، باشد همان دیوار کج

می کند یک جانب از خوان تهی سرپوش را

هر سبک مغزی که بر سر می نهد دستار کج

زلف کج بر چهره خوبان قیامت می کند

در مقام خود بود از راست به، بسیار کج

راستی در سرو و خم در شاخ گل زیبنده است

قد خوبان راست باید، زلف عنبر بار کج

نیست جز بیرون در جای اقامت حلقه را

راه در دلها نیابد چون بود گفتار کج

فقر سازد نفس را عاجز، که چون شد تنگ راه

راست سازد خویش را هر چند باشد مار کج

قامت خم بر نیاورد از خسیسی نفس را

بیش آویزد به دامن ها چو گردد خار کج

هست چون بر نقطه فرمان مدار کاینات

عیب نتوان کرد اگر باشد خط پرگار کج

در نیام کج نسازد تیغ قد خویش راست

زیر گردون هر که باشد، می شود ناچار کج

می تراود از سراپای دل آزاران کجی

باشد از مرغ شکاری ناخن و منقار کج

از تواضع کم نگردد رتبه گردنکشان

نیست عیبی گر بود شمشیر جوهردار کج

وسعت مشرب، عنان عقل می پیچد ز راه

موج را بر صفحه دریا بود رفتار کج

گریه مستانه خواهد سرخ رویش ساختن

از درختان تاک را باشد اگر رفتار کج

راست شو صائب نخواهی کج اگر آثار خویش

سایه افتد بر زمین کج، چون بود دیوار کج

صائب تبریزی

 

اختصاصی-دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *