مینی موبایل - گوشی بند انگشتی

توصیف و انشا در مورد دریا + شعر

انشای زیبا درباره دریا + شعر

توصیف و انشا دریا + شعر

در این پست انشای زببا درباره ”دریا” نوشته شده است. با دانشچی همراه باشید.

موج های سرگردان دریا که از هر طرف برای رسیدن به ساحل با یکدیگر رقابت می کنند، سکوت ساحل را با برخورد به صخره های بزرگ و کوچک می شکنند و با هر بار آمدنشان، مشتی صدف با دستانشان سوی ساحل می ریزند.

گاه گاهی هم خرچنگ های ریز و درشتی از لا به لای صدف ها به نماد خوش آمد به میهمانان، چنگالی تکان می دهند! یکبار که کنار دریا نشسته بودم، مارماهی کوچکی را دیدم که از دست موج ها فرار کرده و خود را با زحمت و زور فراوان، به تخت سنگی چسبانده بود که لحظاتی بعد، موج ها دست به یکی کردند و او را درحالیکه بلند بلند می خندیدند، با خود بردند!

روزهای آفتابی، دریا حال و هوای دیگری دارد؛ گویی خورشید هزاران بار تابش می کند وقتی که تصویرش از دریا بازتاب می شود. زیباتر از آن، لحظاتی است که آسمان گونه اش سرخ می شود و خورشید غروب می کند؛ کم کم ستاره ها جای او را پر می کنند و دریا چراغش کم سو می شود.

تنها چراغ ماه و ستارگانش هست که نمی گذارد همه جا تاریک تاریک شود هرچند همان اندک نور را هم از خورشید قرض گرفته اند! دریا شب و روزش زیبا و دلرباست…

صدای موجت ای دریا !
برایم شعر زیبایی ست
پراز راز و پراز لذت
همانند معمایی ست

صدف می ریزی از خوبی
به روی ساحلت هرروز
و بوی تازه می گیرد
ازاین خوبی، دلت هرروز

در آغوش تو ماهی ها
تمام لحظه ها شادند
به زیر آب و روی آب
همیشه شاد و آزادند

پرستو های دریایی
که خیلی عاشق موجند
نشسته گاه برساحل
و گاهی نیز در اوجند

تو ای دریا ! برای ما
بخوان شعر قشنگت را
به روی ماسه جاری کن
صدای رنگ رنگت را

 

انشا دریا _ اختصاصی دانشچی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*