انشا در مورد توصیف غروب خورشید

انشای دانش آموزی با سبک ادبی با موضوع توصیف غروب خورشید

انشا توصیف غروب خورشید
انشای زیبا با موضوع توصیف غروب خورشید به صورت ادبی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

انشا توصیف غروب خورشید

باور کنید یا نه، هر چیزی که وجود دارد قابل توصیف است. از لنگه کفش پاره ای که در جوی آب افتاده، تا طلوع خورشید و غروب اش. هر کدام را هم می شود با حسی که به آن داریم در موردش حرف بزنیم. مثلا می گویند، یا دیده شده، آن هایی که گاهی دل شان می گیرد، می روند یک جایی می ایستند، یا می نشینند؛ حالا کنار پنجره ای، رودی، رودخانه ای، خلاصه هر جا که بشود با تمام حس شان ته مانده ی نور خورشید را ببیند؛ بعد خیره می شوند و هزار و یک خیالی را که توی مغزشان دارند با این عنصرِ بی نظیر جهان تقسیم می کنند.

آن هایی که اهل نظرهای علمی هستند می گویند: چون در غروب خورشید رنگ های متفاوتی هست، آدم ها بیشتر به آن توجه می کنند. دلیل شان هم بیشتر روان شناسی است. یعنی یک جورایی می خواهند بگویند روح آدم ها هم همینطور است.

گاهی رنگ های شادی بخش دارد و گاهی هم تیره و تار. یا به قول بعضی ها، هر طلوعی غروبی دارد. طلوعش با صبح آغاز می شود و غروب اش با رنگ های پخش و پلا. انگار با غروب سرعتِ همه چیزهایی که حرکت می کنند کم می شود. پرنده ها دسته دسته و تند تند توی سینه ی آسمان خط می اندازند، تا بروند و به آشیانه شان برسند.

آدم ها دست از کار می کشند و می روند تا خستگی یک روز را با استراحت در خانه، از تن شان بیرون بیاورند. خیابان ها کم کم خلوت می شود. حتی گلدان ها و گل های باغچه هم انگار به سر و گردن شان کِش و قوس می دهند. غروب خورشید هم مثل خیلی از چیزهای دیگریک اتفاق همیشگی است. اتفاقی که می شود به آن نگاه کرد، دوستش داشت؛ و برای لحظاتی که می توانیم به آن نگاه کنیم ، شکر گزارِ خالقش باشیم.

 

_ دوستان عزیز در صورتی که انشایی با این موضوع نوشته اید می توانید از قسمت نظرات برای ما ارسال کنید.

اختصاصی دانشچی _ نویسنده: اصغر فکور

اشتراک گذاری:

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*