انشا در مورد کرونا ویروس

موضوع انشا کرونا ویروس با طنز تلخ برای دانش آموزان

انشا کرونا ویروس

انشای طنز تلخ با موضوع کرونا ویروس با توصیف ادبی برای دانش آموزان تهیه شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

انشا کرونا ویروس

عقربه های ساعت داشتند می دویدند تا سال جدید سریعتر از راه برسد. مثل همیشه؛ تا چشم بهم میزنی بهار می شود و دید و بازدیدها شروع می شوند. مهمان ها می آیند و دورهمی می گوییم و می خندیم و گاهی دغدغه مان می شود روبوسی کردن های اول میهمانی! دو تا یا سه تا! از همه بدتر زمانی است که آماده ای تا سومین بوسه را نثار روی میهمانت کنی که از بدِ روزگار او به دو بوسه بسنده می کند و لب هایت باز و حیران در هوا سرگردان می‌شود.

بگذریم! غرض این است که بهار خیلی سریع می گذرد و دوباره عقربه ها تا سال بعدی می دوند و می دوند.

امسال اما عقربه ها سرعتشان کمتر شده است! میهمان ناخوانده افتاده است به انتهای تقویم و رنگ و روی زمستان را پریده تر از قبل کرده است. ” کرونا ” !! قدمش خیر مباد هرگز!!

داشتیم زندگی مان را می کردیم، روزهای سرد زمستان را به انتظار رسیدن بهار و دیدن شکوفه های بهاری می شمردیم، داشتیم خانه هایمان را می تکاندیم از کثیفی ها که وجود نحس ایشان خط پررنگی کشید روی دفتر آرزوهایمان.

نمی خواهم خاطرتان مکدر شود. ارزشش را ندارد این کرونای فلان شده! کرونا کمی سنگین است؛ کُری بگوییم بهتر باشد شاید!

درد بی درمان بگیرد این کُری را! نمی شود پا را از خانه بیرون گذاشت. در و دیوار و زمین و آسمان را پر کرده است انگار. خبرهایش هم که فراوان است: به میله های اتوبوس دست نزن کُری می گیری! با بقیه روبوسی نکن شاید کری داشته باشه! حواست باشه به پول که دست میزنی سریع دستاتو با آب و صابون بشوری شاید قبل از تو یه ” کُری داری” بهش دست زده باشه !!

و از این قبیل خبرهای کُری خان که روز و شبمان را سیاه کرده است. دیگر از آن روبوسی های خودمانی هم خبری نیست چه برسد به آنکه بخواهی بین بوسه دوم و سوم مردد بمانی!

پیش از آن که کُری بیاید، با چه شور و شوقی مدرسه می رفتیم و کنار دوستانمان می نشستیم و می گفتیم و قاه قاه می خندیدیم. حالا اما خبری از این ها نیست؛ کافی است پایت را از در خانه بیرون بگذاری تا همه را به شکل کُری ببینی و از ترس پنهان شوی پشت ماسکی که معلوم نیست هوایت را دارد یا نه.

کری بالاخره کار خودش را کرد؛ مثل دار و دسته اش همچون سیل و زلزله و طوفان شن و برف و تگرگ و آلودگی هوا … مدرسه هایمان را تعطیل کرد. هر چند در همان نزدیک ۸ ماهی که مدرسه می رویم تقریبا ۵ ماهش را تعطیلیم. و حالا در تعطیلات کرونایی به سر می بریم!

این بار اگر بپرسند تعطیلات کرونایی خود را چگونه گذراندید، چه می خواهیم بگوییم جز آنکه نشستیم در خانه و در و پنجره را قفل کردیم مبادا کری خان از درز دیوار وارد خانه مان شود و دست ما را بگیرد و از این سرای فانی به سرای باقی ببرد.

و این در حالیست که عده ای از دوستانمان تعطیلات کرونایی خود را با فرار بسوی جاده های شمال زیباتر می کنند غافل از اینکه کری خان مثل بقیه دار و دسته اش نیست که اینجا باشد و آنجا نباشد! هرجا بشری باشد کری هم به آنجا می شتابد.

آری هم چنان تقویم روی زمستان ایستاده است؛ زمستانی با چاشنی سیل و زلزله و آلودگی هوا و حالا، کری خان.

بی صبرانه چشم انتظار بهار و حال خوش نوروزیم و حتی منتظر روبوسی های ۲ تایی و ۳ تایی مان…! .

 

اختصاصی _ انشا کرونا _ دانشچی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *