مینی موبایل - گوشی بند انگشتی

انشا در مورد مسئولیت پذیری

انشا مسئولیت پذیری دانش آموزان

انشا در مورد مسئولیت پذیری

انشای توصیفی درباره مسئولیت پذیری و وظیفه شناسی در زندگی به صورت ادبی و ساده برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

انشا در مورد حس مسئولیت پذیری

وقتی اسم مسئولیت پذیری را می شنوم به یاد تابستان پارسال می افتم. معلم پرورشی مدرسه با کلی برنامه ریزی و مشکلات ، بالاخره آموزش و پرورش و خانواده ها راضی به برگزاری اردوی دانش آموزی کرد. ما هم که از خدا  می خواستیم که تابستان مان با خوشی سپری بشود، سر از پا نمی شناختیم.

روز موعد، وسایل را جمع کردیم و با اتوبوس راه افتادیم. قبل از راه افتادن ، معلم پرورشی بلند گورا جلو دهانش گرفت و بعد از توصیه های مختلف ، لحظه ای سکوت کرد . همه با تعجب نگاهش می کردیم که چه حرفی می خواهد بگوید؟. اول نفسِ عمیقی کشید که باعثِ خنده ی بچه ها شد. خودش هم خندید. ولی نه مثل ما که شانه های مان از خنده بالا و پایین می پرید. بالاخره وقتی شیرین بازی های بچه ها تمام شد، معلم پرورشی مان خیلی آرام ، ولی با صدای محکم گفت : من می دونم که شما دوست دارید توی این سفر بگویید و بخندید. باشد عیب ندارد. اما بیائید از همین حالا قسم بخوریم مسئولیت پذیر باشیم. مهم نیست که در این اردو چه مسئولیتی داشته باشیم. مهم این است که به درک مسئولیت پذیری برسیم.

حرف های معلم پرورشی که تمام شد یکی از بچه ها گفت : منظورتان این است که به کلی آدم باشیم؟”. همه شنیدیم ودوباره هِر و کِر کردیم.منتظر بودیم که معلم پرورشی چیزی به آن دانش آموز بی انظباط بگوید و به قولی حالش را بگیرد. اما شنیدیم که گفت : به افتخار این دانش آموز فهمیده دست بزنید…بله دقیقا منظورم همین بود. چقدر خوب معنی حرف من را فهمیدی. آفرین.آفرین. ما قرار است در این اردو آدم کاملی باشیم که هم زندگی می کند و هم می فهمد چرا زندگی می کند.

برای رسیدن به این فهم هم باید همانطور که شما گفتید به کلی آدم باشیم. لازم هم نیست که برای تمرین مسئولیت پذیری از دیگران شروع کنیم. از خودمان  که شروع  کنیم ، مطمئن باشید نفع اش هم  به دیگران می رسد. به این هم فکر نکنیم کاری را که مسئولیت اش را به عهده می گیریم چقد رمی تواند مهم باشد. حتی کارهای کوچک را هم با حسِ مسئولیتی بزرگ انجام بدهیم تا به قول تو دانش آموز نکته بین, به کلی آدم بشویم.

بعد از تمام شدن حرف های معلم پرورشی به طرف اتوبوس رفتند. به نظرم رفتارشان طوری بود که انگار به کلی آدم شده بودند.

 

_ دوستان عزیز در صورتی که انشایی با این موضوع نوشته اید می توانید از قسمت نظرات برای ما ارسال کنید.

اختصاصی دانشچی _ نویسنده: اصغر فکور

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*