انشا در مورد شهید

انشای زیبا درباره شهید + شعر

انشا در مورد شهیددر این پست انشای زیبا درباره شهید و شهادت قرار داده شده است. با دانشچی همراه باشید.

وَلاَتَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتَا بَلْ أَحْيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون؛ هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزي داده ميشوند. آری شهیدان زنده اند و هم اکنون نظاره گر اعمال ما هستند که آیا پیرو راهشان هستیم یا نه …

شهید از بالاترین سرمایه زندگی اش یعنی جان خویش می گذرد تا در راه خدا و از بین بردن ظالمان و کافران از دین اسلام دفاع کند. شهادت بالاترین درجه ای است که انسان می تواند به آن برسد تا از مقربان درگاه الهی شود.

هدف شهید تنها کشته شدن نیست بلکه هدف والای او دفاع از دین الهی است همان دینی که ۱۲۴ هزار پیامبر برای ابلاغ آن به انسان ها و نشان دادن راه درست فرستاده شدند و در نهایت در راه خدا کشته شدند هم چنین ۱۱ امامی که با دلسوزی امت اسلام را هدایت کردند و با ظالمان جنگیدند و شهید شدند. از آن ۱۲ امام تنها یک امام حاضر و ناظر باقی مانده است که روزی به فرمان خدا ظهور خواهد کرد و با یارانش ریشه ظلم و فساد را از بین خواهد برد و عدالت را برقرار خواهد کرد.

شهیدان زمان ما نیز الگوی خود را پیامبران و ائمه اطهار قرار دادند تا مبادا بر دین اسلام خدشه ای وارد شود. وظیفه ما هو پیروی کردن و ادامه دادن راه شهداست. مبادا عکس شهدا را ببینیم و عکس آن ها عمل کنیم!

شعر درباره شهید

ای روشنای خانه امید، ای شهید
ای معنی حماسه جاوید، ای شهید

چشم ستارگان فلک از تو روشن است
ای برتر از سراچه خورشید ای شهید

« زهره » به نام توست غزلخوان آسمان
با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید

« قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد
در گسترای ساحت تحمید ای شهید

تیغ سحر زجوهره خونت آبدار
گشت و شکست لشکر تردید، ای شهید

آئینه‌دار خون تو اند آسمانیان
رنگین‌کمان به شوق تو خندید ای شهید

ایمن شدند دین و وطن تا به رستخیز
فارغ شدند زآفت تهدید، ای شهید

در فتنه‌خیز حادثه‌ها جان پناه ماست
بانگی که در گلوی تو پیچید، ای شهید

صرافی جهان زتو گر نقد جان گرفت
جام شهادتش به تو بخشید، ای شهید

نام تو گشت جوهر گفتار عارفان
« عارف » زبان گشوده به تأکید، ای شهید

کتاب حماسه های همیشه

*******************************

کسی نگفت از میان توفان چگونه آن شب گذشته بودی
زگردباد و تگرگ و باران، چگونه آن شب گذشته بودی

کسی نگفت از میان آتش، میان آن شعله های سرکش
بهانه دردل، شراره در جان، چگونه آن شب گذشته بودی

نه ردپایی، نه گرد راهی، فقط تفنگی شکسته دیدم
توپیچان از کنار یاران چگونه آن شب گذشته بودی

به بال سرخت که بسته بود آن نشان پرواز آسمان را
بگو که از خط و خون یاران چگونه آن شب گذشته بودی

کسی نگفت از دل هیاهو ز خون و سنگر ز موج و باران
تو بی فراز از نهیب توفان، چگونه آن شب گذشته بودی

فقط شنیدم که بال خود را گشودی از این کرانه رفتی
کسی نگفت از فراز میدان چگونه آن شب گذشته بودی .

گرفتم از تو سراغ، گفتند گذشتی از شب، شهاب گونه
و من به حیرت که با شهیدان، چگونه آن شب گذشته بودی

شلمچه بود و نگاه تیزت، که می گشودی به دیده بانی
چه گویم اما به شوق ایمان، چگونه آن شب گذشته بودی

چو ابر وباران ره تماشا گرفته بودش اشک و خون چشمم
ندیدمت بالبان خندان، چگونه آن شب گذشته بودی.

*******************************

روزهای آتش و انتظار و انفجار، یادمان نرفته است
سینه ها داغدار، نخلهای سربدار، یادمان نرفته است

چکمه های پرزخون، عشق و ترکش جنون، پاتک و تک و نبرد
ورد لب دعایمان یا علی و ذوالفقار، یادمان نرفته است

کفتران عاشق و زخمی و شکسته بال، لا له های بی سرو-
دستهای مانده بر سیمهای خار دار،یادمان نرفته است

صبر و استقامت در خدا خلاصه ها، مردهای بی نشان-
در اسارت و غریب همچو نخل استوار، یادمان نرفته است

حجله حجله عاشقی- در جزایر عطش- فتح سنگر جنون
خیبر و محرم و کربلای پنچ و چار، یادمان نرفته است

حک شده است بر دل و یادمان نمی رود، جای جای شهرمان
مانده خون هر شهید همچو نقش یادگار! یادمان نرفته است!

آزاد کاعباسی

شعر و انشا شهید / دانشچی
اشتراک گذاری

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*