مینی موبایل - گوشی بند انگشتی

انشا در مورد سیل و سیل زدگان

انشا درباره سیل با توصیف ادبی

انشا در مورد سیل

انشای توصیفی با موضوع سیل و سیل زدگی به صورت داستانی و ساده برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

انشا در مورد سیل به صورت داستانی

من از فاصله ی نزدیک رودخانه های خروشان را دیده ام. دریا را هم دیده ام، وقتی متلاطم است و  کف به لب می آورد. با این که به خوبی با فن آشنا هستم و چند باری هم در مسابقات مقام اول را کسب کرده ام، اما با دیدن غُرش رودخانه ها و موج های بزرگ دریا، ترسیده ام.

اما تا آن روز که ناگهان مثل پَرِ کاه روی آب شناور شدیم ، سیل و قدرت آن را تجربه نکرده بودم.

یادم است تازه به دروازه قرآن شهر شیراز رسیده بودیم. چند روزی بیشتر از عید نوروز نمی گذشت. همگی خوش حال بودیم. شیشه های ماشین را پایین کشیده بودیم تا نم نم باران را ببینیم. هوا نه سرد بود و نه گرم. همان هوایی بود که انتظارش را داشتیم. خواهر کوچک ام با عروسک اش بازی می کرد. مادرم خم شد فلاسک را از کنار پایش بردارد و برای من و خودش چای بریزد. پدرم نگاه اش به روبرو بود. به ماشین ها که ناگهان متوقف شده بودند. اصلا فرصت نکرد تعجب کند. من عروسک خواهرم را دیدم که به طرف شیشه ی جلوی ماشین پرواز کرد.

مادرم جیغ کشید. من فقط صدای پدرم را شنیدم که گفت: شیشه ها را بکش بالا. بعد مثل قایقی که اسیر توفان شده باشد،  روی موجی که به رنگ خاک بود شناور شدیم.  موج ما را با خودش می برد  و گاهی به ماشین های دیگری که شناور بودند می کوبید. انگار خواب می دیدم. سیلاب می غرید و ما را با خودش می برد. حتی یک کلمه از دهان مان بیرون نمی آمد. هیچ راهی هم برای نجات نبود. نه مبارزه می کردیم و نه تسلیم بودیم. با صدای غرش دیگر ناگهان در آسمان به پرواز در آمدیم. شدت  سیلاب  ماشین مارا روی کوهی دیگر از ماشین ها انداخته بود. ما نجات پیدا کرده بودیم.

 

_ دوستان عزیز در صورتی که انشایی با این موضوع نوشته اید می توانید از قسمت نظرات برای ما ارسال کنید.

اختصاصی دانشچی _ نویسنده: اصغر فکور

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*