انشا از زبان یک دندان به صورت ذهنی

انشا از زبان یک دندان با توصیف ادبی 

انشا از زبان یک دندان به صورت ذهنی

انشای ذهنی در مورد دندان از زبان خودش به صورت ادبی و ساده برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند با دانشچی همراه باشید.

انشا از زبان یک دندان 

خیلی از آدم ها به ما دندان ها می گویند: غُرغُرو. حق دارند یا ندارند، باید از خودشان بپرسید. اما من از همین حالا خیال شان را راحت کنم، تا وقتی قرار است من را داشته باشند، مدام غُر خواهم زد. یعنی نه فکر کنی از آن غُرهای ساده! چنان غرولند می کنم که اعصاب شان به هم بریزد.

آخر مگر می شود، با دندانی که من باشم، روزی چند وعده غذا و تنقلاتِ سفت و نرم را هی بخوری، بعد انتظار داشته باشی که هم چنان تمیز  و سفید و بی مشکل به وظیفه ام ادامه بدهم؟ . اصلا بیا یک بار امتحان کن. ببین می توانی توی بشقاب ناهارت که چرب و چیلی و کثیف شده، شام بخوری؟. خوب! فکر کن من همان بشقابی هستم که باید بعد از هر وعده غذا شسته بشود. کار سختی است؟.

شاید باورت نشود اگر بگویم من مثل مادرِ یک خانواده هستم. سلامتی من تاثیر زیادی روی بقیه اعضا دارد. فکر کن اگر من بر اثر بی توجهی و هزار و یک دلیل دیگر آسیب ببینم، چه اتفاقی می افتد؟ اگرحرف حسابم را باور نمی کنی، قدم رنجه کن و به مطب بیماران معده و امعا و احشا برو.

قیامتی است که تا با چشم نبینی باور نمی کنی. جالب است که دکتر وقتی می خواهد این افراد را معاینه کند، اول می گوید: باز کن. یعنی دهانت را باز کن. اگر مطمئن بشود که تو بلایی سر من نیاوردی و اوضاع خوب و مرتب است، تازه دنبال علت های دیگری می گردد. من نمی گویم سلطان بدنِ تو هستم.

اما بی تعارف بگویم اگر من را نداشته باشی باید بروی کشک ات را بسابی. حالا خودت انتخاب کن . بودنِ من یعنی سلامتی و خوش حالی. نبودنم یعنی سختی و دردسرهای فراوان. عزت زیاد.

 

_ دوستان عزیز در صورتی که انشایی با این موضوع نوشته اید می توانید از قسمت نظرات برای ما ارسال کنید.

اختصاصی دانشچی _ نویسنده: اصغر فکور

اشتراک گذاری:

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*